امروزه بعد از فروپاشی نظام دو قطبی و سپری شدن دوران فترت، خاورمیانه مجدداً به یکی از مناطق بحرانی و تحول‌ساز در سطح جهانی تبدیل گردیده است. در این راستا بیش از نیم قرن است که خاورمیانه مورد توجه آمریکا قرار گرفته و همواره در چارچوب استراتژی و بعدها، دکترین‌های امنیتی این کشور دارای جایگاه در خور توجه بوده است. مطالعه مجموعه استراتژی‌ها و دکترین‌های امنیتی روسای جمهور آمریکا در همین دوران نشان می‌دهد که بخشی از منافع و تهدیدات سطح بالایی آمریکا در این منطقه تعریف گردیده است و همواره بخش مهمی از این اسناد به خاورمیانه و کشورهای آن اختصاص داشته است. نظر به اهمیت منطقه خاورمیانه، اولین شماره کتاب آمریکا ویژه «دکترین امنیت ملی بوش در خاورمیانه» می‌باشد  به موضوع حضور آمریکا در این منطقه می پردازد.
ایالات متحده در توجیه مقابله با رژیم عراق بر خطرناک بودن این رژیم برای صلح جهانی و برخورداری آن از سلاح‌های کشتار جمعی تکیه نمود و در نهایت با اعلام آنکه این رژیم، سلاح‌های کشتار جمعی خود را مخفی کرده، حمله خود را به این کشور آغاز نمود. امروز با گذشت حدود یکسال از حمله نظامی این کشور، هیچ‌گونه مدرک، سند و یا شواهدی برای اثبات این ادعای بزرگ به دست نیامده است و این سؤال در اذهان شکل گرفت که چرا آمریکا، عراق را مورد هجوم قرار داد؟ برای این سؤال نیز پاسخ‌های مختلفی ارائه شده است. این پاسخ‌ها برروی دو طیف فرصت محوری و تهدید محوری و یا ترکیبی از این دو قرار دارد. در این کتاب سعی گردیده تا اهداف و سیاست‌های آمریکا به‌ویژه بخش‌های امنیتی آن از زوایای مختلف مورد بررسی قرار گیرد. این کتاب حاوی ۸ مقاله می‌باشد.
روابط چندمنظوره ایالات‌متحده و رژیم صهیونیستی، به‌واسطه ارتباط مستقیم آن با منافع حیاتی دوطرف، از آنچنان استحکامی برخوردار است که تغییر در رؤسای دو دولت نیز نتوانسته است دگرگونی عمیقی در سطح این مناسبات ایجاد نماید. به‌ویژه که با فعالیت‌های سازمان‌یافته، پیچیده و یکپارچه لابی‌های یهود در درون ارکان حکومت واشنگتن که به‌طرز مبسوط در کتاب حاضر به آن پرداخته شده امکان هرگونه تنش یا سردی در روابط دوجانبه، به حداقل رسیده است. در این کتاب، سعی شده طی ۸ مقاله، علاوه بر بررسی پیشینه مراودات آمریکا و اسرائیل و نیز منافع دو طرف در تعمیق آن، به‌طور خاص به جایگاه یهودیان و چگونگی عملکرد لابی یهود در سیاستگذاری‌های واشنگتن به‌ویژه سیاست خارجی و ارائه کمک‌های مالی و نظام به تل‌آویو پرداخته شود.
نتایج انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در سال ۲۰۰۰ میلادی، بیش از آن‌که مبین ورود دوباره جمهوری‌خواهان به عرصه قدرت ‌باشد، نشانگر آغاز دورانی بود که در آن پدیده‌ای با عنوان «نومحافظه‌کاری» در صحنه ایالات متحده فرصت و مجال حضور یافت. کتاب حاضر با هدف ارائه شناختی مناسب‌تر از دیدگاه‌ها و عملکردهای این گروه تدوین شده است. در بخش نخست که خود حاوی یک مقدمه و پنج فصل می‌باشد، نویسنده با اشاره‌ای کوتاه به روند تاریخی شکل‌گیری این ایده، تلاش خود را بر شناخت مروجین شاخص ایده نومحافظه‌کاری در نهادهای سیاسی و نظامی ایالات متحده، معطوف نموده است. بخش دوم کتاب، با ارائه پنج مقاله تحلیلی تلاش نموده تا بازخورد رفتارها و عملکرد این مکتب فکری را در مقاطع و موقعیت‌های خاص به رشته تحریر درآورد.
نظام انتخاباتی آمریکا هر چند برای قرن ۱۸ میلادی پیشرفته و مترقی بود، ولی امروزه دیگر متناسب و پاسخگوی نیازهای جامعه آمریکایی قرن بیست و یکم نمی‌باشد. نخبگان حاکم در آمریکا از دو حزب مسلط، به دلیل استناد به ثبات سیاسی از تغییر و اصلاحات حقوقی در این زمینه خودداری می‌ورزند.در این پژوهش، تلاش بر آن است تا کلیه ابعاد سیاسی، حقوقی، بین‌المللی، تاریخی، فلسفی و جامعه شناسی مربوط به نظام انتخاباتی آمریکا مورد کالبد شکافی قرار گیرد. کتاب حاضر دارای هشت مقاله مجزا بوده که ابعاد مختلف موضوع را تبیین می‌نماید. مطالب این کتاب به گونه‌ای تنظیم شده است که خواننده گام به گام در جریان مباحث نظام انتخاباتی و جایگاه سیاست خارجی در انتخابات آمریکا قرار می‌گیرد.
 
دیپلماسی عمومی و ارتباطات راهبردی بخش مهمی از دکترین امنیت ملی ایالات ‌متحده را پس از واقعه یازدهم سپتامبر 2001، تشکیل می‌دهد. در این کتاب، پیشینه، مفهوم، ابعاد ساختاری، طراحی، سیاست‌گذاری، اجرا، اهداف و میزان تأثیر دیپلماسی عمومی و جایگاه آن در استراتژی امنیت ملی آمریکا در مبارزه با تروریسم و به‌ویژه در قبال جهان اسلام (خاورمیانه و ایران) مورد بررسی قرار گرفته است. همچنین تقابل ایران و آمریکا طی نیم‌قرن گذشته از ابعاد مختلفی بررسی شده، راهکارهایی نیز برای بهینه‌سازی و بهره‌مندی از شرایط و فرصت‌های حاصل از رویکرد یک‌جانبه‌گرای آمریکا در سطوح بین‌المللی و منطقه‌ای پیشنهاد و ترسیم گردیده است.
دولت بوش پس از حوادث ۱۱ سپتامبر، استراتژی‌های مبارزه با تروریسم و تسلیحات کشتارجمعی را به ‌طور مستقل و به ‌عنوان ارکان اساسی دکترین امنیت ملی آمریکا تدوین و عملیاتی نمود. تهدیدات امنیتی علیه منافع و امنیت ملی آمریکا از منظر دولتمردان این کشور در قالب یک مثلث امنیتی تعریف می‌شود که دولت‌های یاغی، تسلیحات کشتارجمعی و تروریسم اضلاع سه‌گانه این مثلث را تشکیل می‌دهند. راه‌های مقابله با این تهدیدات نیز نسبت به دوران جنگ سرد از دفاع و بازدارندگی به حملات پیشدستانه تغییر یافته است. در این کتاب مبانی نظری، گذشته، حال، آینده، مقولات انرژی، جغرافیای نظامی، ژئوپلیتیک تشیع، تروریسم، سلاح‌های کشتارجمعی، امنیت جهانی و جهانی‌سازی امنیت، چالشگران بالقوه و بالفعل، افکار، ابزار، افراد و نهادها در دکترین امنیت ملی آمریکا با تأکید بر رویکرد خاورمیانه‌ای این کشور مورد مداقّه قرار گرفته است.
کتاب حاضر تلاش دارد تا با بررسی محورهای خبری و تحلیلی مرتبط با ایران در مجامع رسمی و دولتی آمریکا همچون کنگره، وزارت خارجه، کاخ سفید، وزارت دفاع و سایر مراکز مهم، روندها و گرایشات در حال شکل‌گیری پیرامون سیاست‌های آمریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران را در فاصله زمانی ابتدا تا انتهای سال 1386 مشخص نموده، با در کنار هم قرار دادن قطعات به ظاهر نامتناسب، به یک تصویر حقیقی و به دور از هیاهوهای ژورنالیستی درخصوص نگاه و نیات دولتمردان آمریکایی نسبت به سیاست‌های جمهوری اسلامی ایران دست یابد.
 
استراتژی امنیت ملی، نوعی ظرفیت تصمیم‌گیری را در اختیار هر کشوری قرار می‌دهد تا با توجه به الگو قرار دادن آن، رئوس کلی سیاست‌گذاری، تمرکز بر منابع و اهداف کشور را به آن سمت سوق داده و موجب بالفعل شدن قدرت تفکر و اندیشه به قدرت مادی ‌گردد. کتاب حاضر تلاش دارد در چند بخش‌، محورهایی چون  تبیین شکل کلی اسناد استراتژیک امنیت ملی و ساختار آن، شرایط و زمینه‌های داخلی و بین‌المللی که موجب جهت‌گیری خاصی در تنظیم سند شده است، ارتباط اسناد مختلف با یکدیگر، محوریت اصلی اسناد، تحلیل محتوا، ارتباط سند با جمهوری اسلامی ایران و تأثیرگذاری یا تأثیرپذیری اسناد از ایران یا بالعکس، و نهایتا ارائه برآورد و نقد سند از منظر نتایج و پیامدها را مد نظر قرار دهد.

کتاب آمریکا (۱۱) (ویژه مسائل داخلی آمریکا)

مروری بر متون فارسی موجود دربارة ایالات متحده نشان میدهد در کنار آثار تاریخی‌ای که وقایع مهم داخلی یا خارجی این کشور را شرح میدهند، بیشتر این متون به سیاست خارجی و نقش این دولت در سیاست بین‌الملل اختصاص دارند و خوانندة ایرانی را با مسائل داخلی، به‌ویژه مسائل اجتماعی آن آشنا نمی‌کنند. کتاب حاضر به‌منظور رفع این نقیصه، در نُه مقاله تهیه شده است:

مقالة اول، با ارائة چهرة کلی از فرهنگ عینی جامعة آمریکا نگاهی تقریباً جامع به سبک زندگی آمریکایی دارد و ویژگیهای آن را با استفاده از شاخصهای آماری تجزیه و تحلیل می‌کند. مقالة دوم، نقش و جایگاه مذهب را در ایالات متحده بررسی میکند و پس از معرفی مهمترین فرقه‌های مذهبی، فضایی را ترسیم میکند که از نگرش کلی آمریکاییان به جایگاه مذهب در زندگی روزمره به‌وجود آمده است. در مقالة سوم نیز رابطة میان مذهب و جنبش تی پارتی در این کشور بیان می‌شود.