منطق رئالیستی پوتین در مواجهه با تعارض منافع جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی

رضا اختیاری امیری
عطیه امیری


با به‌قدرت رسیدن ولادیمیر پوتین و اوراسیاگرایان در عرصه سیاست خارجی روسیه، خاورمیانه از جایگاه ویژه‌ای برای این کشور برخوردار شد. دراین‌بین، توسعه مناسبات با جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی به‌عنوان دو کنشگر مهم منطقه‌ای اهمیت فراوانی در دستگاه دیپلماسی پیدا کرد؛ اما تلاش همزمان روسیه برای حفظ و افزایش مناسبات با ایران و عربستان سعودی مسئله‌ای چالش‌برانگیز به‌نظر می‌رسد؛ به‌عبارتی، اگرچه مسکو دارای زمینه‌های مشترکی جهت همکاری با تهران و ریاض است و منافع مشخصی را از این تعاملات مجزا دنبال می‌کند، سیاست خارجی ایران و عربستان سعودی دارای تفاوت‌های اساسی با یکدیگرند که این امر منجربه تعارض منافع و تضاد رویکردها و مواضع آنها در مقابل رویدادهای مهم منطقه‌ای و بین‌المللی به‌ویژه در سال‌های اخیر شده است. تشدید تقابلات عربستان سعودی و ایران می‌تواند بر روند روابط روسیه با هریک از این دو کشور اثرگذار باشد و حتی حضور و منافع مسکو را در منطقه با تهدید مواجه سازد. دراین‌خصوص، به‌نظر می‌رسد که رهیافت مسکو جهت مواجهه با تعارض منافع تهران ـ ریاض، تنظیم سیاست‌ها و توسعه مناسبات همزمان با این کشورها در چهارچوب منطق رئالیستی و صرفاً منفعت‌محور است.
خاورمیانه منطقه‌ای پرمناقشه در سیاست خارجی روسیه محسوب می‌گردد که علاوه‌بر ابعاد فرهنگی، تمدنی و اقتصادی، از جنبه‌های امنیتی و ژئوپلیتیکی نیز برای این کشور بسیار حائز اهمیت است. روسیه در سیاست جدید خود درقبال خاورمیانه باب همکاری را با بازیگران دولتی و غیردولتی که حتی با یکدیگر تضاد منافع و ایدئولوژی دارند گشوده است که از آن جمله می‌توان به روابط این کشور با رژیم صهیونیستی، حزب‌الله، ایران، عربستان سعودی، سوریه، مخالفان دولت سوریه، لیبی، قطر، امارات متحده عربی، ترکیه و کردها به‌طور همزمان اشاره کرد.
روسیه در زمینه مناسبات همزمان خود با ایران و عربستان سعودی سیاست پیچیده و هدفمندی را دنبال می‌کند، به‌طوری که رفتار این کشور تاکنون منجربه تنش جدی با طرف‌های مقابل نشده است. درهمین‌راستا، در مسائل مورد مناقشه تهران ـ ریاض نظیر فعالیت هسته‌ای ایران، حضور و نفوذ ایران در سوریه، تقابل جبهه مقاومت و ائتلاف عربی ـ عبری و همچنین حمایت ایران از حوثی‌ها، مسکو بدون درگیر کردن خود در تقابلات دو کشور صرفاً تلاش کرده است به‌گونه‌ای سیاست‌های خود را تنظیم کند که بتواند به بهترین نحو منافع و امنیت ملی خود را تأمین نماید.
روسیه از حامیان توسعه فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای محسوب می‌شود؛ زیرا با ارائه خدمات فنی و سخت‌افزاری به سایر کشورها به‌دنبال کسب منفعت اقتصادی است؛ به‌همین‌دلیل، علاوه‌بر کمک به ایران جهت احیاء صنعت هسته‌ای خود، به عربستان هم پیشنهاد داده که حاضر است به‌منظور ایجاد رآکتورهای هسته‌ای، امکانات لازم را برای این کشور فراهم کند. رهبران روسیه همچنین حضور ایران در سوریه و حمایت از بشار اسد را در راستای منافع ملی خود در این کشور و نظام بین‌الملل برمی‌شمرند. درواقع، باقی ماندن اسد در حکومت می‌تواند حضور روس‌ها را در بندر استراتژیک طرطوس جهت نقش‌آفرینی بین‌المللی تداوم بخشد و ازسوی‌دیگر، ضمن تثبیت موقعیت در خاورمیانه، روس‌ها قادر خواهند بود مخالفت خود را با سیاست‌های یکجانبه‌گرایانه آمریکا نشان دهند.
همچنین، روسیه با حمایت از ایران و جبهه مقاومت سعی در ایجاد توازن قوای منطقه‌ای در مقابل ائتلاف عربی ـ عبری دارد که ضمن حفظ نظم موجود، مانع از تسلط متحدان اصلی آمریکا بر منطقه شود؛ اما روسیه در بحران یمن که عرصه دیگری از تقابل عربستان و ایران است نقش متفاوتی را به نمایش گذاشته است. این کشور بیشتر سعی کرده است که نقش میانجی را بین گروه‌های درگیر در منازعه ایفا کند. بنابراین، برخلاف بحران سوریه و مداخله نظامی مسکو در آن کشور، رهبران کرملین سیاست بی‌طرفی را در رقابت ایران و عربستان در یمن دنبال کرده و کوشیده‌اند این موضوع را به غرب القا نمایند که روسیه آماده است در بحران‌های بین‌المللی در نقش بازیگر اثرگذار وارد عمل شود و نقش مهمی را در ایجاد صلح و ثبات جهانی ایفا کند.
به‌طور کلی، بررسی سیاست‌های روسیه در سال‌های اخیر مبین این واقعیت است که پوتین و دستگاه دیپلماسی روسیه رهیافت واقع‌گرایی را به‌عنوان چارچوبی برای تنظیم اهداف، راهبردها و اقدامات خود قرار داده‌اند. سیاست رئالیستی مسکو نه‌تنها تأمین‌کننده منافع منطقه‌ای روسیه در خاورمیانه است، بلکه همزمان به این کشور کمک می‌کند که اهداف کلان خود در عرصه جهانی، یعنی تبدیل شدن به قدرت بزرگ و مقابله با یکجانبه‌گرایی آمریکا را نیز تأمین کند.