راهبرد نگاه به شرق جمهوری اسلامی ایران (کجایی، چرایی و چگونگی)

محسن جان‌پرور


جستجویی ساده در منابع نشان می‌دهد که چه صاحبنظران علمی و چه مسئولان اجرایی، بحث‌ها و تحلیل‌های گسترده‌ای را در زمینه راهبرد نگاه به شرق جمهوری اسلامی ایران ارائه کرده‌اند. بررسی اولیه این مطالب نشان‌دهنده نگاه و تحلیل افراد با دیدگاه‌های موافق یا مخالف درمورد این راهبرد است. در تحلیل حاضر تلاش شده است ورای نگاه‌های موافق و مخالف، به راهبرد مورد بحث نگریسته شود.
کجاییِ مفهوم شرق در راهبرد نگاه به شرق ایران
به‌منظور درک راهبرد نگاه به شرق باید در گام اول، مفهوم شرق مورد بررسی قرار گیرد. سؤال اول این است که شرق کجاست. ازنظر نگرش جغرافیای زمانی، مفاهیم شرق و غرب بیشتر مبتنی‌بر جهت‌های جغرافیایی هستند؛ به‌این‌صورت که فضاهایی در شرق یا غرب یک مکان خاص قرار گرفته‌اند؛ اما در کنار این تعبیر جغرافیایی، حوزه‌های مطالعاتی دیگر (فلسفی، سیاسی، ایدئولوژیکی، ژئوپلیتیکی، تمدنی و غیره) نیز از این مفاهیم وام می‌گیرند و استفاده می‌کنند که اگرچه تعبیری که از آنها می‌شود با مفهوم اصلی متفاوت است، گاه با مفهوم پایه‌ای (جهت جغرافیایی) تاحدی سنخیت نسبی نیز دارد؛ برای مثال، فرهنگ شرق در مقابل فرهنگ غرب، یا اینکه در زمان جنگ سرد به کشورهای متحد شوروی و پیمان ورشو (که بیشتر در شرق جغرافیایی قرار داشتند) بلوک شرق گفته می‌شد و به کشورهای متحد آمریکا و پیمان ناتو، بلوک غرب.
اما در راهبرد حاضر در ایران، یعنی نگاه به شرق، منظور از شرق چیست؟ نگاه مقام معظم رهبری دراین‌خصوص نگاه «آسیامحور» است. به بیان دقیق‌تر، منظور از شرق، کشورهایی نظیر: روسیه، چین، هند، پاکستان و مالزی است (البته در برخی منابع، آمریکای لاتین و آفریقا نیز ذکر شده است).
سؤال دوم، چرایی در پیشگیری راهبرد نگاه به فراسوی مرزهاست؛ به بیانی دیگر، چه ضرورتی دارد کشورها وارد تعامل با فراسوی مرزهای خود شوند؟ مهم‌ترین عوامل شکل‌دهنده این نگاه فرامرزی به سه بخش ذیل تقسیم می‌شوند:
الف) برطرف کردن نیازها: قاعدتاً فضاهای جغرافیایی متناسب با پتانسیل‌ها و محدودیت‌های خود، تأمین‌کننده برخی نیازهای ساکنان هستند و در تأمین سایر نیازهای آنان دچار مشکل و کمبودند. تأمین این نیازهای معیشتی ضرورت پیوند با فراسوی مرزها را برای کشورها ایجاب می‌کند.
ب) تأمین امنیت: کشورها در فضای جهانی با یکدیگر دارای مناسبات دوستانه یا خصمانه هستند. ازسوی‌دیگر، در کنار کشورهای رقیب، بازیگران در سطوح پایین‌تر (نظیر: گروه‌های تروریستی و قاچاقچیان) و بالاتر (مانند: اتحادیه‌ها و سازمان‌های بین‌المللی) نیز می‌توانند به صورت‌های مختلف، امنیت کشورها را تحت‌الشعاع قرار دهند و آنها را با چالش مواجه کنند. براین‌مبنا، کشورها برای تأمین امنیت خود در مواجهه با بازیگران رقیب و دشمن در سطوح مختلف نیازمند کنش با فراسوی مرزهای خود هستند.
ج) دسترسی به علوم و تکنولوژی روز دنیا: قاعدتاً هر نوع حرکت جهت دستیابی به توسعه نیازمند دسترسی به علوم تکنولوژی روز دنیاست. با توجه به اینکه هر کشوری همه علوم و تکنولوژی را به‌صورت کامل در اختیار ندارد، بنابراین ملزم است این کمبودها را ازطریق کنش با فضاهای دیگر جبران نماید.

چرایی در پیشگیری راهبرد نگاه به شرق
مهم‌ترین دلیل در این زمینه لزوم مقابله با یکجانبه‌گرایی غرب به سرکردگی ایالات متحده است؛ زیرا برپایه استدلال‌های متعدد مسئولان و برخی تحلیلگران، سیاست استقلال‌طلبی و حمایت از ملت‌ها اساس سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران را تشکیل داده است و ازآنجاکه ایالات متحده و غرب به صورت‌های مختلف دارای رویکرد زیاده‌خواهانه و یکجانبه‌گرایانه (در قالب تحریم‌ها، مسائل هسته‌ای و غیره) است، کنش با این فضا برای ایران تا حد قابل توجهی چالش‌برانگیز است. ازسوی‌دیگر، شرق در نقش بازیگر متعادل‌کنندۀ اثرگذاری و بازیگری غرب برای ایران می‌تواند عمل کند تا از شدت یکجانبه‌گرایی غربی‌ها کاسته شود.
چگونگی عملیاتی کردن راهبرد نگاه به شرق
مسئله مشکل‌آفرین چگونگی عملیاتی کردن راهبرد نگاه به شرق است. شاید بتوان گفت که بُعد مغفول (ناقص) در بیشتر تحلیل‌های صورت‌گرفته در عرصه راهبرد نگاه به شرق جمهوری اسلامی ایران بحث چگونگی عملیاتی کردن آن است. تاکنون بحث‌هایی در این زمینه صورت گرفته است، اما این نتوانسته آن‌گونه که باید مسئله را تشریح کند و بیشتر آرمانی، دور از واقعیت و یکجانبه است. ازآنجاکه این چگونگی خوب تشریح نشده و دارای پشتوانه قوی متقاعدکننده‌ای نیست، در داخل ایران نیز دارای طرفداران و مخالفان متعددی است که برپایه دلایل قابل دفاع خود، این راهبرد را می‌پذیرند یا رد می‌کنند. حتی در سطح کلان اجرایی کشور نیز شاهد هستیم که این راهبرد در دوره‌های رئیس‌جمهورهای مختلف با چندگانگی پذیرش و عدم پذیرش مواجه بوده است. به‌صورت کلی و ساده شاید بتوان گفت که سیاست خارجی در دوره آقای هاشمی رفسنجانی بیشتر دارای رنگ و لعابی مبتنی‌بر نگرش به شرق، آقای خاتمی نگرش به غرب، آقای احمدی‌نژاد نگرش به شرق و آقای روحانی نگرش به غرب بوده است. در فراسوی این اختلاف‌نظرها، در حوزه این راهبرد شاید بتوان به‌صورت کلی، عملیاتی شدن آن را در گرو روشن کردن مسائل ذیل ازسوی صاحب‌نظران علمی و مسئولان اجرایی دانست:
مسئله اول: ساختار ژئوپلیتیکی حاضر نظام جهانی آمیخته‌ای از بازیگرانی در قالب کشورها، شرکت‌ها و غیره است که به‌هم‌ پیوسته و در برخی مواقع، حتی وابسته‌اند. این وابستگی با ورود به جهانی شدن و عصر اطلاعات، بیشتر از پیش شده است. قاعدتاً هیچ صاحب‌نظری نمی‌تواند منکر پیوستگی بین قدرت درحال ظهور شرق به قدرت غرب (آمریکا و اتحادیه اروپا) باشد. متناسب با این پیوستگی باید روشن کرد آیا شرق حاضر است با ایران که در تعارض و اختلاف با غرب است وارد کنش مستقیم شود.
مسئله دوم: شناخت ظرفیت‌ها و پتانسیل‌های شرق جهت دستیابی به سه ضرورت ورود به فضای بین‌المللی برای ایران، یعنی تأمین نیازها، تأمین امنیت و دسترسی به علم و تکنولوژی است. مشخص شدن این ظرفیت‌ها و پتانسیل‌ها از اهمیت بالایی در ایجاد همبستگی و توافق درونی برای عملیاتی کردن راهبرد فوق برخوردار است.
مسئله سوم: مرحله سوم عملیاتی کردن راهبرد فوق بستگی به چگونگی شناخت، کسب، بهره‌وری و حفظ مؤلفه‌های ژئوپلیتیک ایران جهت ورود به عرصه نظام جهانی است. باید توجه داشت به هر میزان مراحل چهارگانه فوق درست و کامل اجرا گردند، عملیاتی شدن راهبرد حاضر بیشتر از گذشته به واقعیت نزدیک می‌شود.
مسئله چهارم: ایجاد فضای گفتگو و هم‌افزایی بین گروه‌های موافق و مخالف راهبرد حاضر جهت یک‌کاسه کردن نظریات و نزدیک کردن دیدگاه‌ها به یکدیگر با هدف عملیاتی شدن راهبرد از اهمیت بالایی برخوردار است. شاید وجود بازیگران متعدد مؤثر و نقش‌آفرین در حوزه سیاست خارجی را نتوان به‌سادگی نادیده گرفت؛ زیرا مخالفت و تعارض بین آنها در ایران توانایی ایجاد موانع متعدد جهت مسدود کردن مسیر حرکت و به بیراهه کشاندن را دارد. پس به‌سادگی می‌توان گفت ایجاد فضای تعاملی و هم‌افزا در داخل از اهمیت بالایی برخوردار است.
مسئله پنجم: طراحی استراتژی‌های نظام‌مند، جهت‌دار، هم‌تکمیل‌کننده و جامع در راستای عملیاتی کردن راهبرد حاضر. به هر میزان تلاش‌ها در دو بعد علمی و عملی در کشور در راستای تشریح دقیق و واقع‌نگرایانه از مسائل فوق باشد، زمینه برای عملیاتی شدن و دستیابی به نتیجه در راهبرد نگاه به شرق جمهوری اسلامی ایران به واقعیت نزدیک‌تر خواهد شد؛ وگرنه جز ایجاد فضای چالشی در کشور و تعارضات ناشی از آن نمی‌توان انتظار دیگری داشت.