واکاوی اهداف اروپا در ارائه ابتکار کانال تبادل مالی با ایران و اثرات آن بر روابط فراآتلانتیکی

دکتر حسین غریبی


در حال حاضر با توجه به ابهامات فراوان و عدم رمزگشایی از بسته حقوقی و فنی ابتکار مالی اروپا، سخن از چگونگی کارکرد و دامنه و وسعت این مکانیزم چندان قرین به صواب نخواهد بود؛ از‌این‌رو، هسته اساسی این نوشتار معطوف به واکاوی اهداف و انگیزه‌های اروپا در ارائه ابتکار کانال تبادل مالی با ایران است. اروپایی که تا چندی پیش سرمست از الگوی موفق هم‌گرایی منطقه‌ای و توسعه قلمرو جغرافیایی خود و اجماع اعضایش بر تنها موضوع بین‌المللی یعنی برجام بود؛ در شرایط کنونی، در قیاس با سایر کنشگران منطقه‌ای و بین‌المللی از وضعیت ناخوشایندی برخوردار است. اروپای متحد امروز آن‌قدر در چمبره مشکلات داخلی و خارجی فرو رفته است که هویت و کیان بلوکی خود را در معرض خطر و فروپاشی می‌بیند. علی‌رغم تلاش‌های گسترده اتحادیه اروپا در روند شکل‌گیری و امضای توافق هسته‌ای، آمریکا حاضر نیست ذره‌ای از منافع این توافق بین‌المللی حتی از حیث پرستیژی نصیب شریک آتلانتیکی‌اش شود و به‌گونه‌ای اروپا را در شرایط سخت میان انتخاب دو گزینه یعنی پیروی از نظم آمریکا مبتنی بر یک‌جانبه‌گرایی و نظم چندجانبه‌گرایی که راهبرد اساسی اروپا بر آن استوار شده، قرار داده است. اتحادیه اروپا به رغم اراده سیاسی و نیاز اساسی به حفظ برجام ، تا به امروز از برداشتن گام های عملی مؤثر برای مقابله با تحریم‌های ثانویه آمریکا و نجات این توافقنامه ناتوان بوده و با گذشت زمان نیز ضعف و ناتوانی این نهاد اروپایی در نقش‌آفرینی موضوعات مختلف در حوزه دیپلماسی چندجانبه به وضوح آشکار می‌شود؛ از زمان خروج آمریکا از برجام، اروپا تلاش‌های بسیاری با هدف مقابله با موج بازگشت تحریم‌های آمریکا انجام داده است که تماماً محکوم به شکست بوده است.
در ادامه ابتکارات عقیم و ناموفق اروپا در این خصوص می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: درخواست مجوز و استثنا برای شرکت‌های اروپایی از دولت ترامپ؛ زمینه‌سازی برای فعالیت «بانک سرمایه‌داری اروپا» به‌عنوان یک مؤسسه بین‌دولتی که فعالیت شرکت‌های اروپایی در ایران را حمایت و تأمین مالی کند؛ گشایش حساب‌های ویژه برای ایران در بانک مرکزی کشورهای عضو اتحادیه اروپا با هدف تسهیل مبادلات با بانک مرکزی و مؤسسات مالی ایران؛ طرح شکایت از آمریکا در نهاد حل اختلاف‌های سازمان تجارت جهانی با این اتهام که آمریکا در راه مبادله آزاد میان کشورها مانع ایجاد می‌کند؛ به‌روز کردن قانون انسداد و یا مقررات بازدارنده که هدف آن ایجاد پوشش حمایتی برای شرکت‌های علاقه‌مند به همکاری با ایران برای در امان ماندن از مجازات‌های اقتصادی آمریکا؛ ایجاد مکانیسم سازوکار ویژه و یا کانال مالی اتحادیه اروپا.
حال این پرسش اساسی مطرح می‌شود که هدف غائی سه کشور اروپاییE3) ) از رونمایی و ثبت ابتکار کانال تبادل مالی موسوم به اینستکس آن هم پس از ناکامی در ابتکارات پیشین چیست؟ بنیاد برتلزمان آلمان در مصاحبه‌ای با نیکولاس ورون، پژوهشگر مؤسسه اقتصادی بین‌الملل پترسون گزارشی با عنوان «آیا اینستکس می‌تواند راهی برای استقلال استراتژیک اروپا تلقی شود؟» می‌نویسد که هدف نهایی اروپا از برجام، نگه‌داشتن ایران در این توافق است، اما قضاوت در خصوص اینکه آیا دوران واگرایی منافع اروپا با آمریکا فرارسیده، بسیار زود است؛ اروپا بایستی با درایت و تأمل بیشتر از شتاب در نتیجه‌گیری بپرهیزد. برجام هم‌اکنون بستری شده است و آمریکا به‌جای اینکه چشم در چشم اروپا با آن مخالفت کند با برجام مخالفت می‌کند و با خلع ید کردن اروپا در این موضوع، درصدد منزوی کردن آن است و اروپا نیز متقابلاً فرصت را جهت طرح و پیگیری آمال خود نظیر بین‌المللی کردن یورو و رهایی از زنجیر دلار و موضوعاتی همچون ارتش اروپایی مغتنم دیده است.
تردیدی نیست که اروپا اختلافات عدیده‌ای با آمریکا داشته و با آمدن ترامپ نیز این شکاف‌ها عمیق‌تر شده است. در ماه‌های نخست رئیس‌جمهوری جدید ایالات متحده، سران کشورهای آلمان و فرانسه تلاش وافری کردند که ترامپ را مجاب به ماندن و حفظ توافق‌نامه برجام کنند و با اعلام مواضع تند علیه ایران، در‌باره آنچه ترامپ آنها را کاستی‌های برجام می‌خواند، سعی داشتند تا شریک آتلانتیکی خود را متقاعد سازند که تمامی دغدغه‌ها و نگرانی‌های آمریکا از سوی اروپا قابل درک بوده و تماما پیگیری خواهد شد؛ ولی نهایتا تصمیم آمریکا بر خروج بود. چرا‌که در رویکرد دولت جدید آمریکا، اروپا بایستی منزوی و نباید هیچ موفقیتی در عرصه سیاست خارجی به نام آنها ثبت شود؛ ازاین‌رو، اروپا در عمل ضمن قبول این واقعیت که توان استقلال عمل و پرکردن خلاء آمریکا در برجام را ندارد، تلاش می‌کند ضمن پرداخت حداقل امتیازات که به‌گونه‌ای منافی محدودیت‌ها و خطوط قرمز آمریکا نیز نباشد، به هدف خود که همان نگهداشتن ایران در توافق است، دست یابد و خود را همچنان کنشگری مؤثر و فعال در این خصوص نشان دهد. بنابر گزارش مؤسسه IAI ایتالیا نکته این است که آسیب‌هایی که اروپا از فروپاشی توافق هسته‌ای می‌بیند، بیشتر از پیشرفت‌های بالستیک ایران و یا قتل مخالفان خود در خارج از کشور است و این بدین معناست که اروپا نمی‌تواند تصمیماتی بگیرد که اولویت اصلی‌اش یعنی برجام از بین برود. پرواضح است که برجام برای اروپا مقوله‌ای امنیتی است؛ به‌گونه‌ای که آلمانی‌ها حفظ آن را برای امنیت اروپا، فرانسوی‌ها برای امنیت پیرامونی‌شان و انگلیسی‌ها برای مهار و مدیریت ایران در منطقه حائز اهمیت و حیاتی می‌دانند و نکته ظریف در تحلیل اینستکس همینجاست که این ابتکار، تفاوت فهم اروپائی‌ها را از برجام یکپارچه می‌کند و این امر خود مطلوب آمریکاست. فروپاشی برجام برای ترامپ (نه تیم وی‌) مزیتی ندارد و مسلما آن دسته از اقدامات اروپا که هم به نظام تحریم‌های سخت واشینگتن پایبند بوده و هم ایران را در برجام نگه دارد، مورد استقبال آمریکای زیر رهبری ترامپ خواهد بود و ابتکار اخیر اروپا در قالب اینستکس نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است؛ زیرا در این ابتکار ایران به هیچ‌یک از خواسته‌هایش از اروپا، یعنی تضمین فروش نفت و دسترسی به بازار سرمایه دست نمی‌یابد و از طرفی هم هنوز در مجامع بین‌المللی پذیرش لازم برای خروج ایران از برجام وجود ندارد. بنابراین نباید انتظار داشت ایالات متحده با اعطای حداقل امتیازات اروپا به ایران، آن هم پس از نه ماه تلاش به‌طور جدی مخالفت کند و اروپا نیز با توجه به ضعف در تصمیم‌گیری اجماعی‌اش و تهدیدات فزاینده داخلی و خارجی، برای حفظ وحدت و کیان اتحادیه ناگزیر به هم‌سویی کامل با سیاست‌های آمریکا خواهد بود و از دامن زدن به موضوعات اختلافی با واشینگتن پرهیز خواهد کرد و همچون گذشته سعی خواهد داشت که امنیت خود را در ذیل سیاست‌های بازتعریف کند.
مسلما در چنین وضعیتی ضمن وقوف به شرایط دشوار و پیچیده اروپا و چگونگی مناسباتش با ایالات متحده، بایستی ضمن تدبیر و تأمل لازم و مطالبه از اروپایی که قرار بود خلأ حضور آمریکا در برجام را جبران سازد، خاطرنشان کرد که ابتکار اروپا موسوم به اینستکس با انتظارات ایران از نقش ادعایی آن اتحادیه، فاصله بسیاری دارد و تا مشخص شدن تمام ابعاد حقوقی و فنی این سازوکار می‌بایست از هرگونه اقدام مابه‌ازایی خودداری شود.