انتخابات آتی کنست و تکاپوی نتانیاهو برای عادی‌سازی روابط با عربستان

سیدعلی نجات


به‌قدرت رسیدن دونالد ترامپ موجب شد فرصت ایدئالی برای نتانیاهو شکل بگیرد تا برنامه‌ها و طرح‌های منطقه‌ای خود را پیگیری کنند. درواقع، ترامپ با خروج از برجام و اعمال مجدد تحریم‌ها علیه ایران، افتتاح سفارت خود در بیت‌المقدس، پیگیری معامله قرن و تلاش برای تسریع روند عادی‌سازی روابط کشورهای عربی با تل‌آویو خدمت بزرگی به نتانیاهو و صهیونیست‌ها کرد.
بعد از خروج ترامپ از برجام، بسیاری از رقبای سیاسی نتانیاهو دیدگاه خود را درمورد وی تعدیل کردند؛ برای مثال، بعد از خروج آمریکا از برجام، نظرسنجی‌ها حاکی از آن بود که درصورت برگزاری انتخابات، حزب لیکود به رهبری نتانیاهو قادر خواهد بود 35 کرسی کنست را کسب کند. سفر نتانیاهو به عمان نیز به این امر کمک کرد؛ اما جنگ دوروزه غزه و موافقت نتانیاهو با آتش‌بس، بهره‌برداری رقبای سیاسی او را به‌دنبال داشت. علاوه‌برآن، درگیر بودن نتانیاهو و همسرش در تحقیقات مربوط به فساد مالی و رشوه‌خواری جایگاه نتانیاهو در داخل رژیم صهیونیستی را به‌شدت تقلیل داده است.
اخیراً نیز فشارها علیه نتانیاهو بیشتر شده است؛ یائیر لاپید، رهبر حزب «یش‌ عتید» با متخلف خواندن نتانیاهو گفته است که او درحال له شدن زیر فشارهای همه‌جانبه است. ازسوی‌دیگر، نظرسنجی جدید نشان می‌دهد که بنی گانتز، رئیس پیشین ستاد کل نیروهای مسلح رژیم صهیونیستی، درحال کم کردن فاصله خود با نتانیاهوست. درحالی‌که سه ماه تا برگزاری انتخابات زودهنگام باقی مانده، نظرسنجی شبکه 10 تلویزیون رژیم صهیونیستی نشان می‌دهد که 41 درصد از صهیونیست‌ها خواستار نخست‌وزیر شدن نتانیاهو هستند و 38 درصد پیروزی گانتز را می‌خواهند. این درحالی است که هنوز 21 درصد از صهیونیست‌ها فعلاً نمی‌توانند تصمیم بگیرند.
ازهمین‌رو، نتانیاهو برای تلطیف چهره خود و بهبود موقعیت حزب لیکود در انتخابات آتی کنست سعی دارد در سه ماه آینده به کشورهای عربی نظیر: عربستان سعودی، بحرین و امارات برود و با سران این کشورها دیدار کند. به تعبیر دیگر، نتانیاهو برای پیروزی در انتخابات آتی نیاز جدی به زنجیره عادی‌سازی روابط میان کشورهای عربی حاشیه خلیج ‌فارس به‌ویژه عربستان سعودی دارد؛ زیرا عادی‌سازی روابط با ریاض موجب تسریع این روند و تسری آن به کشورهای دیگر خواهد شد.
درهمین‌راستا، روزنامه تایمز رژیم صهیونیستی در دسامبر 2018 گزارش داد که نتانیاهو درصدد رسمیت بخشیدن به روابط تل‌آویو با ریاض است و امیدوار است با همکاری واشینگتن، قبل از برگزاری انتخابات آتی به این هدف دست پیدا کند. البته نتانیاهو علاوه‌بر برخورداری از حمایت واشینگتن برای عادی‌سازی روابط به تشدید سیاست ایران‌هراسی روی آورده است تا بدین‌طریق، روند عادی‌سازی را تسریع کند. نتانیاهو روند عادی‌سازی روابط کشورهای عربی با تل‌آویو را غیرقابل تصور می‌داند. وی در گفتگو با شبکه «گلوبو» تلویزیون برزیل گفته است «تعداد زیادی از کشورهای عربی به رژیم صهیونیستی نه در جایگاه دشمن، بلکه در نقش یک متحد و هم‌پیمان می‌نگرند که نمی‌توان آن را در جریان مبارزه با اقدامات خصمانه ایران نادیده گرفت».
البته محمد بن سلمان به‌عنوان معمار عادی‌سازی روابط کشورهای عربی با تل‌آویو نیز سیگنا‌ل‌هایی را برای عادی‌سازی روابط با تل‌آویو ارسال کرده است. بن سلمان در مصاحبه با نشریه «تایم» با ادعای اینکه ایران منبع تمام شرارت‌ها در غرب آسیاست گفت «ما با رژیم اسرائیل دشمن مشترکی داریم و به‌نظر می‌رسد بتوانیم در حوزه‌های بسیاری همکاری اقتصادی بالقوه داشته باشیم». وی درباره احتمال عادی‌سازی روابط با رژیم صهیونیستی توضیح داد «اگر توافق سازش بین فلسطین و رژیم صهیونیستی رخ دهد، ما از فردای آن روز، روابط خوب و عادی با آن رژیم خواهیم داشت و این برای همه بهتر خواهد بود».
بن سلمان در مصاحبه‌ با نشریه آتلانتیک نیز از حق صهیونیست‌ها و فلسطینیان برای زندگی در کشورهایشان سخن گفته و ایران را مسئول بی‌ثباتی و افراط‌گرایی در منطقه قلمداد کرده است. وی در پاسخ به پرسشی در این مورد که «آیا یهودیان حق برخورداری از کشوری مستقل برای خود دارند؟» گفته است «به اعتقاد من، تمام مردم، در هر کجا که باشند، حق دارند در کشور خود با صلح زندگی کنند، به نظر من، فلسطینی‌ها و صهیونیست‌ها حق داشتن کشورهای خود را دارند». روزنامه یدیعوت آحارانوت نیز در 4 نوامبر ۲۰۱۸ نوشته است «پیام‌‌هایی قوی ازسوی محمد بن سلمان، ولیعهد سعودی، به رژیم صهیونیستی رسیده است مبنی‌براینکه برای پایان دادن قطعی روابط و عادی‌سازی آن آمادگی دارد».
اخیراً نیز گمانه‌زنی‌های متعددی درخصوص عادی‌سازی روابط عربستان و رژیم صهیونیستی و احتمال دیدار محمد بن سلمان و نتانیاهو مطرح شده است. کارن الیوت هاوس، پژوهشگر مسائل عربستان سعودی در مقاله‌ای با عنوان «آیا نتانیاهو به ریاض خواهد رفت؟»، که در روزنامه «وال‌استریت ژورنال» به چاپ رسیده نوشته است «متعجب نمی‌شویم اگر بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی، به‌‌زودی به عربستان سعودی برود و با محمد بن‌ سلمان، ولیعهد این کشور دیدار کند».
دیوید هرست نیز بر این نظر است که بعد از قتل جمال خاشقچی، یک گروه درحال مقدمه‌چینی برای رخدادی بزرگ و سرنوشت‌ساز است؛ رخدادی که محمد بن سلمان، بنیامین نتانیاهو و دونالد ترامپ را گردهم آورد و ولیعهد سعودی را در نقش رهبر صلح جلوه دهد، همان‌طور که انور سادات، رئیس‌جمهور پیشین مصر بعد از دیدارش با مناخیم بگین، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی در کمپ دیوید در مقام رهبر صلح شناخته شد.
پایگاه خبری الخلیج آنلاین نیز اخیراً به نقل از منابع بلندپایه مصر از دیدارهای محرمانه هیئت‌هایی از برخی کشورهای عربی، آمریکا و رژیم صهیونیستی در قاهره خبر دادند. به گفته این منابع، هدف این دیدارها آماده‌سازی فضا برای دیدار نتانیاهو با محمد بن سلمان است.
در همین راستا می‌توان گفت که یکی از اهداف مایک پامپئو، وزیر خارجه آمریکا، از سفر دوره‌ای به منطقه،‌ ترتیب دادنِ دیدار دوجانبه نتانیاهو و بن ‌سلمان بوده است. پامپئو در بخشی از مصاحبه‌ با تلویزیون نیوزمکس گفته است «ما میان تل‌آویو و کشورهای عربی رابطه ایجاد کردیم تا ائتلافی در خاورمیانه تشکیل شود که امنیت آمریکا را حفظ ‌کند». دعوت واشینگتن از نتانیاهو برای حضور در کنفرانس ضد ایرانی لهستان که مقامات عربستان نیز به آن دعوت شده‌اند را نیز می‌توان در راستای تسریع عادی‌سازی روابط ریاض ـ تل‌آویو و فراهم کردن مقدمات دیدار نتانیاهو و بن سلمان تحلیل و ارزیابی کرد.
در پایان می‌توان گفت با توجه به شاخص‌های مربوط به تسریع روند عادی‌سازی روابط کشورهای عربی با رژیم صهیونیستی به‌ویژه عربستان سعودی این احتمال وجود دارد که سال ۲۰۱۹ شاهد برقراری روابط دیپلماتیک باشیم، به‌خصوص که محمد بن سلمان بعد از بحران قتل خاشقچی بقای خود را در قدرت، مدیون تلاش‌های نتانیاهو و لابی آیپک در آمریکا و به‌تبع آن، خود را وامدار ترامپ می‌داند و سعی خواهد کرد ازطریق عادی‌سازی روابط با تل‌آویو، خدمات آنها را جبران نماید. علاوه‌برآن، محمد بن‌ سلمان به‌منظور تضمین حمایت غرب و کسب پشتیبانی آمریکا از برنامه‌ها و جاه‌طلبی‌های خود سعی دارد ازطریق عادی‌سازی روابط با رژیم صهیونیستی، حمایت کنگره و لابی‌های متنفذ و قدرتمند صهیونیستی در آمریکا، اروپا و سایر کشورها را جذب کند.
البته این سناریو محتمل است که برخی کشورهای عربی همانند: بحرین، یمن، سودان و موریتانی تحت فشار عربستان سعودی روابط خود را با رژیم صهیونیستی عادی سازند و ریاض با تأخیر به عادی‌سازی روابط بپردازد تا وانمود کند که پس از عادی شدن روابط اکثر کشورها، با رژیم صهیونیستی روابط خود را عادی کرده است. البته برقراری روابط رسمی و به‌رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی به کاهش اعتبار و مقبولیت عربستان منجر می‌شود. درواقع، ازآنجاکه اکثریت افکار عمومی جهان عرب با عادی‌سازی روابط با رژیم صهیونیستی مخالف‌اند و این رژیم را همچنان به‌عنوان غاصب حقوق فلسطینیان و تهدید اصلی برای استقرار و ثبات منطقه می‌دانند، برقراری روابط رسمی می‌تواند به کاهش مشروعیت و مقبولیت و اعتبار عربستان سعودی منجر گردد.