تریدنت جانکچر، آزمونی درمورد قابلیت ناتو

رامین ندیمی
28 آذر 97


روسیه و پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) هرکدام در حدود دو ماه گذشته رزمایش‌های بزرگی را برگزار کردند. روسیه در سپتامبر گذشته، به همراهی واحدهایی نظامی از چین و مغولستان به اجرای تمرینات نظامی موسوم به وستوک (شرق) در خاور دور این کشور دست زد. ناتو نیز یک ماه بعد ‍(اکتبر) بزرگ‌ترین مانور خود در بیست سال گذشته را در نروژ برپا کرد. در نوشتار حاضر تلاش می‌شود که ضمن بررسی اجمالی ویژگی‌های این دو رزمایش، اهداف برگزارکنندگان تمرینات مذکور نیز برای خوانندگان روشن‌تر شود.
وستوک ـ 2018
وستوک ـ 2018 که از 11 تا 15 سپتامبر در «ناحیه‌های نظامی شرقی و مرکزی روسیه» در ناحیه ساگول در منطقه «ماورای بایکال» واقع در شرق سیبری اجرا شد، بزرگ‌ترین رزمایشی بوده که از سال 1981 و دوران اتحاد جماهیر شوروی تاکنون برگزار شده است. بنا به اعلام وزارت دفاع فدراسیون روسیه در این تمرینات درحدود سیصد هزار نظامی روس به همراه 36 هزار دستگاه تانک و خودرو و نفربر رزمی، هزار فروند هواپیما و هلی‌کوپتر و هشتاد فروند ناو جنگی شرکت داشتند.
براساس اطلاعات اندیشکده بریتانیایی «مؤسسه بین‌المللی مطالعات استراتژیک» (IISS)، این تعداد از نیروها دربرگیرنده یک سوم از کل افراد فعال نیروی زمینی و 72 درصد هواپیماهای نظامی کارآمد ارتش فدراسیون روسیه است. علاوه‌براین، ارتش آزادی‌بخش خلق چین با 3200 نظامی و سی فروند هواپیمای جنگی و مغولستان با گروه اندکی از نظامیان خود در این تمرینات شرکت داشتند. شمار نظامیان روس حاضر در این مانور نزدیک به دو برابر تعداد نیروهای نظامی بریتانیا و نیز دو برابر نیروهای به‌کارگرفته‌شده در نوبت قبلی تمرینات وستوک در سال 2014 بود. وستوک ـ 2018، به‌طور کلی دربرگیرنده تمرین جنگ در زمین، هوا و آب، در خاور دور روسیه، شامل پیاده کردن نیروهای چترباز، اجرای عملیات ضدتروریستی، و تمرین سرنگون کردن موشک‌های کروز می‌شد. به باور تحلیل‌گران، این تمرینات از دیدگاه روس‌ها همچنین فرصتی برای به‌کارگیری واحدهای نظامی تازه‌تأسیس، تانک‌ها و زره‌پوش‌های جدید و دیگر سخت‌افزارهای گوناگون بود.
ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، در گشایش این رزمایش سالیانه حضور داشت که این نشان‌دهنده اهمیت این تمرینات بود. وی درست پس از شرکت در نشست اقتصادی شرق آسیا در بندر «ولادی وستوک» با حضور شی‌ جی ‌پینگ، همتای چینی‌اش، عازم منطقه رزمایش شد. روس‌ها پیش از این نیز تمرینات نظامی بحث‌بر‌انگیزی را با نام‌های «کاوکاز» (قفقاز) در سال 2012 در نزدیکی سواحل دریای سیاه و «زاپاد» (غرب) در منطقه کالینینگراد میان دو کشور لهستان و لیتوانی برگزار کرده بودند. رزمایش‌های مفصل سالیانه زمینی، دریایی، هوایی و حتی نیروی هسته‌ای استراتژیک روسیه فراتر از اندازه‌های هر تمرین نظامی برگزارشده ازسوی آمریکا یا متحدانش است. علاوه‌براین، در این تمرینات، هزاران غیرنظامی به‌عنوان نیروهای پشتیبانی در بخش‌های حمل‌ونقل، صدها تن تجهیزات، مهمات و سوخت را ازطریق خطوط راه‌آهن یا خط لوله انتقال می‌دهند، و صدها نفر نیرو شامل واحدهای هوابرد را به‌وسیله هواپیمای نظامی و غیرنظامی جابه‌جا می‌کنند.
از دیدگاه‌های مختلف، وستوک ـ 2018 فقط یک تمرین نظامی بزرگ نبود، بلکه یک عملیات جنگ روانی عظیم و حرکتی ژئوپلیتیکی حساب‌شده ازسوی روسیه برای نمایش به صف درآوردن امکانات نظامی کارآمد خود و انجام عملیات پیچیده انتقال همزمان آنها به منطقه جنگی بود. بااین‌حال، تفاو‌ت‌های زیادی میان نمایش سخت‌افزارها و آزمایش تاکتیک‌های جدید، با ورود به جنگ واقعی وجود دارد. به باور بسیاری از تحلیل‌گران غربی، اگرچه ابعاد مانور «وستوک 2018» نشان می‌دهد که مسکو بار دیگر خلاقیت اجرای عملیات مکرر و مداوم را به‌دست آورده است، به‌سختی می‌تواند همین توانایی را در شرایط رزمی واقعی به‌کار گیرد و نیروهای خود را در گستره وسیع فدراسیون روسیه به‌سرعت گردهم آورد، به‌ویژه آنکه در چنین شرایطی، خطوط راه‌آهن و مراکز ارتباطی از همان نخست ازسوی دشمن مورد حمله قرار می‌گیرند. به باور آنها، این تمرینات بخشی از دیپلماسی به‌اصطلاح «فلز سنگین» مسکو در نمایش سخت‌افزارهای سنگین ارتش خود برای هراساندن و به‌انحراف کشیدن رقبای غربی است. ما قبلاً نیز شاهد اجرای این دیپلماسی، روس‌ها درقالب برگزاری تمرینات نظامی و مشابه‌سازی یک عملیات تهاجمی در واکنش به مباحثات درمورد پیوستن احتمالی سوئد و فنلاند به پیمان ناتو بوده‌ایم.
این نوع از دیپلماسی پوتین شامل خدعه‌ها و ترفندهایی است که از چشم بسیاری از ناظران و افکار عمومی دور مانده است. سال گذشته در رزمایش زاپاد، مسکو عمداً شمار سربازان حاضر در این تمرینات را کمتر از شمار واقعی اعلام کرد تا لزومی برای اعزام بازرسان سازمان امنیت و همکاری اروپا جهت نظارت بر این رزمایش نباشد. اما این‌بار، تحلیل‌گران امور دفاعی غربی، شمار واقعی نیروهای شرکت‌کننده روس در وستوک ـ 2018 را درحدود 150 هزار نفر می‌دانند. به باور آنها، بسیاری از نیروهایی که اعلام شد در این مانور شرکت داشته‌اند، پایگاه‌های خود را ترک نکردند و بیشتر با حضور در پست‌های فرماندهی و نه در میادین تمرینات نقش‌آفرینی کردند.
بنا به گفته مایکل کوفمن ، تحلیلگر دفاعی، حتی اگر یک هنگ از یک تیپ ارتش در وستوک ـ 2018 شرکت داشت، وزارت دفاع روسیه اعلام می‌کرد که تمامی تیپ مزبور در رزمایش حضور داشته است. افزون‌براین، روسیه دچار کمبود امکانات مالی و توانایی حمل‌ونقل این حجم بزرگ از نیرو بدون ایجاد اختلال در شبکه مواصلاتی این کشور است؛ اما روسیه از مشاهده اینکه خبر شرکت سیصد هزار نفر نیرو در رزمایش امسال وستوک، به‌طور کامل ازسوی جهان پذیرفته‌شده، خشنود است. درهمین‌حال، با توجه به اینکه روسیه ظرف سال‌های اخیر، بودجه هنگفتی را صرف نوسازی نیروهای مسلح خود می‌کند و اکنون بیش از یک ‌سوم کل بودجه فدرال به امور امنیتی و دفاعی روسیه اختصاص می‌یابد، باید پذیرفت که پوتین مطمئناً نیروهای مسلح بی‌روحیه و تضعیف‌شده‌ای را که از یلتسین به‌ارث برده بود، به ارتشی توانا و کارآمد تبدیل کرده است.
تریدنت جانکچر
رزمایش «تریدنت جانکچر ـ 2018» پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) از 25 اکتبر تا 7 نوامبر در حریم زمینی، هوایی و دریایی نروژ و با شرکت واحدهایی از تمامی 29 عضو این اتحادیه نظامی به‌علاوه سوئد و فنلاند برگزار شد. در این تمرینات، چهل هزار نظامی کشورهای عضو ناتو شامل 1200 آمریکایی، 3500 بریتانیایی، 3000 فرانسوی، 2000 کانادایی، 1000 دانمارکی، 1500 ایتالیایی، 1000 اسپانیایی، 1500 هلندی، 6500 نروژی، و نیز 120 تا 150 فروند هواپیما، 60 تا 70 فروند ناو و 10 هزار دستگاه تانک و خودروی نظامی تحت فرماندهی دریادار جیمز فوگو که مقر فرماندهی اصلی وی در ناپل ایتالیاست شرکت داشتند. افزون‌براین، ناوگروه ضربتی هواپیمابر هری اس ترومن نیز در این تمرینات شرکت داشت.
یکی از واحدهای مشهور حاضر در این رزمایش تیپ نهم زرهی ارتش آلمان بود که برای اعزام به مناطق عملیاتی ظرف 48 ساعت از هنگام اعلام آماده‌باش طراحی شده بود. همچنین واحد نیرومند مشترک هلند و نروژ موسوم به «واحد 8000» از دیگر یگان‌های حاضر در این تمرین بود. یکی از ویژگی‌های بارز «تریدنت جانکچر» شرکت دو کشور اسکاندیناوی غیرعضو در ناتو، فنلاند و سوئد در آن بود. فنلاند به‌طور سنتی تلاش کرده که میان ارتباط خود با ناتو و روسیه توازن برقرار کند. شرکت دوهزار نفر نیرو، شماری هواپیما و ناتو و صدور اجازه به هواپیماهای ناو برای پروازهای عملیاتی از پایگاه هوایی «روانیه‌می» ، درحالی‌که فقط 160 سرباز فنلاندی در نوبت قبلی این تمرینات در سال 2015 شرکت داشتند، یک تحول مهم به‌شمار می‌آید.
درهمین‌حال، سوئد نیز با نظری مثبت به پیوستن به ناتو می‌نگرد و به‌همین‌دلیل، فعالانه و با حدود 2200 نظامی و چهار فروند جنگنده گریپن در این رزمایش شرکت کرد. به گفته کارشناسان، هدف سوئد از شرکت در این مانور، افزایش توانایی ملی و تقویت همکاری دفاعی با فنلاند، آمریکا و ناتو بود. همچنین این تمرینات موجب کسب آمادگی نیروهای زمینی، دریایی و هوایی سوئد برای ایفای نقشی روزافزون در ناتوست.
رزمایش «تریدنت جانکچر» در مقابله با سناریویی بود که در آن، نروژ مورد تهاجم یک قدرت خارجی قرار می‌گیرد و اعضای ناتو براساس بند پنجم اساسنامه این پیمان نظامی، برای دفاع از این کشور وارد عمل می‌شوند. در قالب این تمرین، کاروان‌هایی شامل هزاران نفر نیرو و تجهیزات به‌سرعت در فاصله 640 کیلومتری اسلو و در ناحیه‌ای در اطراف «تروندهایم» در نزدیکی مناطق قطبی پیاده و مستقر شدند.
برنامه تمرین دربرگیرنده آزمایش مأموریت‌های لجستیکی هوایی در محیطی درگیر در جنگ الکترونیک و تلاش زیاد اعضای ائتلاف برای حفظ کنترل بر آسمان بود. به گفته دریادار فوگو، فرمانده نیروهای دریایی ناتو، هدف از این رزمایش، بازگرداندن آمادگی برای واکنش به تهاجمی نظامی طی زمانی کوتاه بوده است. فوگو اعزام نیروهای آمریکایی ازجمله ناو هواپیمابر ترومن به «تریدنت جانکچر» را نشان‌دهنده انعطاف‌پذیری نیروی دریایی ایالات متحده برای عملیات در هر نقطه، و زمانی دانست که متحدان و شرکای واشینگتن به حمایت آن محتاج باشند و یا نیاز به محافظت از منافع و امنیت ملی این کشور وجود داشته باشد. به عقیده وی، تریدنت جانکچر، آزمونی است درمورد قابلیت ناتو برای طراحی و اجرای عملیات دفاعی جمعی.
چنین به‌نظر می‌رسد که پس از نوسازی توانایی‌های نظامی روسیه به‌ویژه در شمال اقیانوس اطلس و قطب شمال، نقاطی که روس‌ها پس از جنگ سرد در آن حضور نداشتند، و نیز پس از انضمام غیرقانونی شبه‌جزیره کریمه به خاک روسیه و تغییر در دیدگاه‌های امنیتی ناتو، دفاع جمعی هرچه بیشتر به ماهیت برنامه‌ها و تمرینات آتی این پیمان نظامی تبدیل شده است.
جمع‌بندی
به باور اغلب کارشناسان و تحلیل‌گران، رزمایش بزرگ وستوک ـ 2018 نشان‌دهنده توانایی‌های نظامی رو به رشد روسیه و محک زدن آنها در هنگام بروز جنگ احتمالی با ناتو بود. این تمرین به‌طور جدی شبکه لجستیک و ساختار فرماندهی و کنترل ارتش روسیه را مورد آزمون قرار داد. در کنار آن، در این مانور بر همکاری نزدیک میان واحدهای جنگ الکترونیک، شناسایی، مهندسی رزمی، توپخانه، و زرهی در شرایط اجرای عملیات تهاجمی تأکید شده بود.
برای سال‌ها، ناظران ناتو درحال بررسی و پیگیری تجدید سازمان نیروهای مسلح روسیه و همچنین نگران دکترین تهاجمی و دامنه توانایی‌های گسترش‌یافته این کشور بوده‌اند. از دیدگاه آنها چنین به‌نظر می‌رسد که وستوک ـ 2018 تلاشی برای به‌کار بستن تجربیات عملیاتی به‌دست‌آمده در سوریه در سطح کل نیروهای مسلح روسیه بود. این اقدام در راستای کسب آمادگی برای ورود به درگیری احتمالی در اروپا و یا انتقال نیروها درپی بروز جنگ در شبه‌جزیره کره بوده است.
وستوک ـ 2018 فقط تمرینی برای جنگ بزرگ نبود؛ این زمایش بر همکاری نزدیک میان واحدهای زمینی، هوایی و نیز واحدهای عملیات ویژه در آرایش‌های ترکیبی برضد تهدیداتی مانند عملیات تروریستی تأکید می‌کرد. به گفته کارشناسان غربی، مهارت‌هایی مانند اعزام یکباره و سریع حجم چشمگیری از نیرو و تجهیزات به مناطق عملیاتی توسط روسیه که برای دهه‌ها در انحصار ناتو بود، دستاوردی مهم به‌شمار می‌آید. بسیاری از این تمرینات خاص در مرحله ابتدایی وستوک ـ 2018 شامل شبیه‌سازی نبرد علیه شورشیان مسلح بود که حاصل حضور نیروهای روسیه در سوریه و تلاش مسکو برای افزایش حضور خود در آفریقا، شامل اریتره و جمهوری آفریقای مرکزی است. برای مسکو، این تمرینات با هدف کسب آمادگی جهت اجرای سیاست خارجی قاطعانه‌تر و جسورانه‌تر، بااهمیت محسوب می‌شود.
چنین موضوعی درمورد چین نیز صدق می‌کند. با وجود فرازونشیب‌های تاریخی در روابط دو همسایه، وستوک ـ 2018 فرصتی برای نمایش رشد پیوندهای دفاعی میان مسکو و پکن فراهم آورد. نقش‌آفرینی چین را نباید فقط به‌منزله بیانیه‌ای سیاسی ارزیابی کرد. ظرف دهه گذشته، ارتش آزادی‌بخش خلق چین نیروی زمینی عظیم خود را نوسازی کرد و آن را از نیرویی متکی بر لشکرهای انعطاف‌پذیر به نیرویی برپایه واحدهای چابک‌تر به استعداد تیپ‌هایی که از پشتیبانی هوایی، زرهی، توپخانه و واحدهای ویژه برخوردارند تغییر داد.
این تیپ‌ها دارای حدود 3200 سرباز هستند که چین از آنها برای شرکت در وستوک ـ 2018 استفاده کرد. علاوه‌براین، چینی‌ها علاقه‌مندند که تجربیات روس‌ها را در سوریه بیاموزند. همچنین، چینی‌ها در تجربه‌ای جدید، سی فروند هواپیما و هلی‌کوپتر خود را در این تمرینات، از تنها ناو هواپیمابر خود به روسیه اعزام کردند. این رزمایش هم‌زمان با حضور نظامی رو به رشد چین در جیبوتی، گسترش روابط امنیتی پکن با منطقه خلیج ‌فارس، و رؤیای قدرت‌افکنی در دریای جنوب چین، وستوک ـ 2018 را به فرصتی ارزشمند برای نیروهای مسلح چین جهت بهبود عملکرد لجستیکی در اعزام نیرو در حمایت از یک سیاست خارجی بلندپروازانه تبدیل کرده بود. باوجوداین، شاید هنوز یک پرسش کلیدی بتواند تداوم همکاری روسیه و چین را دچار ابهام کند: در اجرای طرح اقتصادی ابتکاری چین با عنوان «یک کمربند، یک جاده» ـ که بخش‌هایی از سرزمین‌های جنوبی اتحاد جماهیر شوروی پیشین، ایران، حوزه دریای خزر تا اروپا را دربرمی‌گیرد ـ هرچند روسیه به‌طور رسمی بخشی از این طرح بزرگ است و در پیشبرد آن سرمایه‌گذاری می‌کند، آیا مسکو به دلایل تاریخی و ژئوپلیتیکی می‌تواند در کنار اعمال نفوذ پکن در حیاط‌خلوت خود احساس آرامش کند؟ آیا روسیه می‌تواند اجرای چنین پروژه عظیمی را ازسوی چین بپذیرد که بسیاری از استراتژیست‌ها در مسکو آن را طرحی راهبردی و به‌دقت مهندسی‌شده برای تحت کنترل درآوردن بخش پرجمعیت آسیایی روسیه می‌نگرند؟
در طرف ناتو نیز روابط میان این پیمان و روسیه جنبه‌ها و شرایط پیچیده‌تری به خود می‌گیرد. شمار قابل توجهی از تحلیل‌گران غربی خود را با این پرسش مواجه می‌بینند که آیا تحرکات اخیر روسیه در مرزهای آبی و زمینی‌اش با اوکراین، تقویت نیروهای این کشور در مرزهای غربی‌اش با استقرار تسلیحات جدید، تشدید عملیات سایبری و جاسوسی ازجمله اجرای مأموریت‌ قتل فراری‌های روس در اروپا و اجرای رزمایش‌های بزرگ نظامی، تلاشی برای آماده کردن ذهن جامعه روسیه به‌منظور درپیش گرفتن رویه‌ها و اقداماتی تندتر در برابر غرب نیست؟
یکی از آخرین نمونه‌های این اقدامات روس‌ها، ایجاد اختلال الکترونیکی روی سیگنال‌های سامانه موقعیت‌یاب (جی‌پی‌اس) در منطقه رزمایش «ترایدنت جانکچر» (شمال فنلاند و نروژ) بود. این اختلالات الکترونیکی که منشأ آن در شبه‌جزیره کولا در شمال روسیه بود، بین 16 اکتبر و 7 نوامبر موجب شد که علاوه‌بر سیستم‌های ناوبری نظامی، شبکه ناوبری هوایی و دریایی غیرنظامی در شمال فنلاند و نروژ نیز مختل شود.
اگرچه فنلاند طی جنگ سرد تلاش می‌کرد از درگیر شدن میان اختلافات ناتو با اتحاد شوروی دوری جوید و با آنکه هلسینکی هنوز به عضویت این پیمان درنیامده، ظرف سال‌های اخیر، از روابط نزدیک‌تری با اعضای ناتو برخوردار بوده که همین امر موجب نگرانی فزاینده مسکو شده است. این احتمال وجود دارد که برگزاری رزمایش ناتو در نروژ، عاملی برای افزایش تنش میان مسکو و اسلو در آینده به‌شمار ‌آید.
روسیه بر این نظر است که نروژ با پذیرش نیروهای خارجی از مفاد تعهد خودخواسته اسلو مبنی‌بر ممنوعیت اعطای پایگاه به نیروهای خارجی تخطی کرده است. به باور جولی ویلهلمسن ، پژوهشگر مؤسسه امور بین‌المللی نروژ (NUPI)، از سال 2008 تاکنون، نروژ علاقه‌مند بوده است توجه ناتو به‌ویژه ایالات متحده را به منطقه شمال اروپا جلب کند، تا این پیمان در چهارچوب تدابیری بازدارنده و هم‌زمان اطمینان‌بخش برای همسایگان روسیه، جای پای نظامی محکم‌تری در این منطقه ایجاد نماید.