خاشقجی، معمایی بزرگ در روابط آمریکا و عربستان

نیکنام ببری
14 آذر 97

ماجرای ناپدید شدن جمال خاشقجی، روزنامه‌نگار منتقد خاندان سعودی در کنسولگری عربستان در ترکیه به معمایی بزرگ در روابط عربستان با آمریکا تبدیل شده است. پیچیدگی ماجرا از این قرار است که خاشقجی بعد از مهاجرت اجباری به آمریکا به‌سبب ترس از خاندان سعودی به تابعیت آمریکا درآمده بود و در بخش بین‌المللی روزنامه پرنفوذ «واشینگتن پست» فعالیت می‌کرد. ستون‌های مخصوص خاشقجی در این روزنامه در مقایسه با سیاست‌های اصلاح‌طلبانه محمد بن سلمان، مخاطب فراوانی در جهان عرب داشت.
شاید یکی از دلایلی که خاشقجی کماکان در سرخط رسانه‌های جهانی قرار دارد، روزنامه‌نگار بودن او باشد. نفوذ خاشقجی در روزنامه‌ها و رسانه‌های آمریکایی یکی از علل مهم توجه دولت آمریکا به سرنوشت این شخص و دست داشتن سعودی‌هاست؛ برای همین، با وجود بی‌میلی باطنی ترامپ درخصوص پیگیری این پرونده و ترس از تأثیرات سوء آن بر روابط استراتژیک آمریکا و عربستان، فضای سیاسی در آمریکا به‌خصوص در کنگره درمورد گشوده شدن زوایای پنهان مرگ خاشقجی جدی است.
ترامپ برای کاستن از این فشارها مجبور شد وزیر خارجه‌اش را به عربستان بفرستد. پامپئو با سفر به ریاض و ملاقات با سران ارشد کاخ آل سعود سعی داشت از فشار افکار عمومی آمریکا و حساسیت رسانه‌های آمریکایی درخصوص احتمال تبانی واشینگتن و ریاض در پرونده قتل خاشقجی بکاهد. رئیس دستگاه دیپلماسی آمریکا بعد از دیدار با بن سلمان خواستار گشوده شدن ابعاد پنهان ماجرای قتل خاشقجی شد و آمادگی دولتش را دراین‌خصوص ابراز داشت.
سفر وزیر خارجه آمریکا به ریاض و متعاقباً به استانبول، افکار عمومی در آمریکا را در مقابل قتل خاشقجی اقناع نکرد و کماکان نظاره‌گر بحث و بررسی‌ها در فضای رسانه‌ای آمریکا درباره این موضوع مهم هستیم. هنوز این موضوع برای جامعه رسانه‌ای آمریکا مطرح است که دولت آمریکا به‌عنوان کشوری که داعیه‌دار رهبری دموکراسی و حقوق بشر جهانی است، چرا چشمش را به اقدامات ضد بشری دولت سعودی بسته است.
با توجه به ویدئوها و فیلم‌های ضبط‌شده در محل کنسولگری عربستان در استانبول و ورود یک تیم مخفی امنیتی از ریاض به استانبول، واقعیت قتل خاشقجی و وجود دست‌های پشت‌پرده ازسوی خاندان طراز اول آل سعود در این پرونده واضح و عیان است. ازسوی‌دیگر، با توجه به محوریت نقد سیاست‌های اصلاح‌طلبانه بن سلمان در تحلیل‌ها و اظهارات خاشقجی طی سال‌های اخیر، انگشت اتهام در خاندان آل سعود بیش از هرکس دیگر به سمت بن سلمان نشانه رفته است.
ولیعهد جوان سعودی با عطف به جاه‌طلبی‌های سیاسی‌اش هر مخالفی را در عربستان دشمن خود و برنامه‌هایش می‌داند؛ به‌همین‌منظور، بن سلمان اصلاحات را از درون خیمه آل سعود شروع کرده است. بازداشت شاهزاده‌های ثروتمند سعودی آغاز این سیاست بود و در ادامه این رویکرد به سمت روزنامه‌نگاران و رسانه‌های منتقد سوق یافت. جمال خاشقجی از سردبیران روزنامه الوطن و مدیر پیشین چند شبکه تلویزیونی دولتی عربستان، رویکرد بن سلمان را برای توسعه عربستان نامتوازن می‌دانست و گفته بود که عربستان با اصلاحات ظاهری بن سلمان دچار شکاف‌های جدی فکری، اقتصادی و سیاسی خواهد شد.
نکته در اینجاست که حاکمان جدید سعودی به‌دلیل رویکرد ضد ایرانی ترامپ، در چتر حمایتی کامل تیم تندروِ ترامپ قرار داشتند. دولت آمریکا با درنظر گرفتن تهدید ایران، به‌نوعی مجوز هرگونه جاه‌طلبی را به ولیعهد جوان سعودی در دو بعد منطقه‌ای و داخلی داده است. از این منظر، بهتر می‌توان راز سکوت ترامپ و یاران سیاسی‌اش را درمورد فاجعۀ صورت‌گرفته در کنسولگری عربستان فهمید. ترامپ نگران این است که با برجسته شدن موضوع خاشقجی و پیامدهای ناشی از آن، تمام توجهات در دنیا از ایران به سمت عربستان تغییر مسیر دهد؛ درهمین‌خصوص، بسیار سعی دارد درباره این موضوع، در مواجهه با رسانه‌ها بی‌تفاوت ظاهر شود و صرفاً با گفتن این جمله که به صداقت دولت عربستان باور دارد و دولت درحال پیگیری این موضوع از مجاری رسمی خود است، حساسیت‌ها را کم کند. نکته مهم دیگر در تحلیل رفتار ترامپ، رویکرد ضد رسانه‌ای اوست. انتقادهای گسترده رسانه‌های نزدیک به طیف دموکرات‌ها از ترامپ و پیگیری موضوع روس گیت و مسئله مداخله روسیه در انتخابات 2016، ذهنیتی منفی از ترامپ درمورد رسانه‌‌ها ساخته است. ترامپ رسانه‌ها را دشمن دموکراسی و مردم می‌داند و این جمله نشان از اوج خصومت او با مطبوعات دارد؛ بدین‌ترتیب، بی‌تفاوتی به موضوع قتل خاشقجی بخشی از رویکرد ضد رسانه‌ای ترامپ است که در درون خود، این پیام را برای اهل مطبوعات دارد که «پیامد انتقاد و دشمنی، چنین اتفاقات تلخی خواهد بود».