خلیل‌زاد نسخه آینده افغانستان را چگونه می‌پیچد؟

حسام‌الدین حجت‌زاده
14 آذر 97

حدود سه ماه پس از انتصاب زلمی خلیل‌زاد به مقام نمایندگی ویژه آمریکا در امور افغانستان، به‌نظر می‌رسد این دیپلمات نومحافظه‌کار آمریکایی ـ افغان که سابقه فعالیت در مقام سفیر آمریکا در عراق و افغانستان و نماینده ویژه آمریکا در افغانستان را در دوران ریاست‌جمهوری جورج دبلیو بوش در کارنامه خود دارد، به‌خوبی در راستای تحقق اهداف بلندمدت دولت ترامپ در افغانستان و منطقه گام برمی‌دارد.
خلیل‌زاد پس از انتصابش در ماه سپتامبر، در افغانستان، پاکستان، عربستان، امارات متحده عربی و قطر، گفتگوهای فشرده‌ای داشت هم با مقامات سیاسی، نظامی و امنیتی این کشورها و هم با رهبران و فرماندهان ارشد طالبان، که هدف از این گفتگو‌ها نیز به‌ظاهر، دستیابی به توافق اولیه جهت آغاز مذاکرات صلح بین دولت کابل و طالبان بود. بااین‌حال، براساس شواهد موجود، نماینده ویژه ترامپ همزمان چند هدف اصلی را در رایزنی‌های منطقه‌ای خودش دنبال می‌کند:
1.پیشبرد روند صلح طالبان با آمریکا با همکاری دولت افغانستان: رهبران طالبان با ادعای نامشروع بودن دولت افغانستان، بر گفتگوی مستقیم با دولت آمریکا به‌عنوان یگانه راه پایان بخشیدن به جنگ در افغانستان پافشاری می‌کنند و از قرائن پیداست که اولویت شماره یک خلیل‌زاد، محقق ساختن این خواسته طالبان است. البته در این زمینه، دولت و شخص رئیس‌جمهور افغانستان با وی همکاری نزدیکی دارند؛ زیرا همان‌طور که اشاره خواهد شد، منافع سیاسی و قومی خاصی در پسِ پرده همکاری دولت محمد اشرف غنی با دولت ترامپ در پیشبرد روند صلح آمریکایی نهفته است. دور اول این گفتگوها در 15 سپتامبر در امارات متحده عربی برگزار شد و از آن زمان، چند دور گفتگوی دوجانبه عمدتاً بین خلیل‌زاد با فرستادگان دفتر سیاسی طالبان در دوحه قطر صورت گرفته است. همچنین در این مدت، چند دور گفتگوی چندجانبه بین وی و این گروه با شرکت مقامات سیاسی و امنیتی پاکستان، عربستان، امارات و قطر انجام شده است.
مهم‌ترین محورهای اعلام‌شده برای گفتگوهای آمریکا و طالبان در چند ماه اخیر عبارت بوده‌اند از: مبادله یا آزادی زندانیان آمریکایی و طالبان، مشخص شدن تکلیف دو پایگاه مهم آمریکا در افغانستان (بگرام در شمال کابل و شورابک در ولایت جنوبی هلمند) و درنهایت، خروج زمان‌بندی‌شده آمریکایی‌ها از افغانستان. درمقابل، خلیل‌زاد خواستار آتش‌بس طالبان با دولت مرکزی افغانستان است و می‌گوید که انتظار دارد طالبان با حکومت و دیگر نیروهای سیاسی به گفتگو بنشیند تا روی یک «نقشه‌ راه» برای پایان دادن به جنگ توافق کنند. درواقع، چنین وانمود می‌کند که مأموریت او زمینه‌سازی برای گفتگوهای صلح بین‌افغانی با تأکید بر مشروعیت حکومت وحدت ملی افغانستان است و نه به نتیجه رساندن یک معامله بزرگ پنهانی با طالبان و حامیان منطقه‌ای آن.
2.تشکیل حکومت موقت با مشارکت جدی طالبان: به موازات پیش بردن مذاکرات صلح آمریکا و طالبان، خلیل‌زاد درحال پیگیری سناریوی تشکیل حکومت موقت با مشارکت پررنگ سران و فرماندهان ارشد طالبان و واگذاری اداره بخشی از ولایات به آنها با هماهنگی دولت اشرف غنی است. به گفته بعضی کارشناسان افغان، این طرح را دفتر سیاسی طالبان در قطر با هماهنگی پاکستان و دولت‌های عرب حامی این گروه در خلیج فارس ارائه داده و خلیل‌زاد در گفتگوهای ماه نوامبر با نمایندگان آن، طرح تشکیل دولت موقت افغانستان را پسندیده است و دو طرف مشغول بررسی آن هستند. این کارشناسان مدعی‌اند که حامد کرزای، رئیس‌جمهور پیشین افغانستان نیز از حامیان طرح یادشده است و تأکید دارد که جرگه‌ای متشکل از تمام نیروهای سیاسی و سران قومی افغانستان، بدون درنظر داشتن قومیت و سهم آنها در ساختار اجتماعی و سیاسی این کشور، باید به حکومت موقت مشروعیت بدهد.
این درحالی است که به گفته همین منابع، طالبان شرط پایان یافتن جنگ را واگذاری تدوین قانون اساسی شرعی به‌منظور تشکیل دولتی مشارکتی تعیین کرده است که مجری شریعت اسلامی باشد؛ زیرا طالبان، قانون اساسی فعلی افغانستان را که سال 2003 براساس نظم سیاسی برآمده از کنفرانس «بُن 1» تدوین شد، با شرع یا به معنای دقیق‌تر، با تفسیر این گروه از دین درتضاد می‌داند. بنابراین، اساساً این طالبان است که در نقش گروه پشتون‌تبار قصد دارد سلطه ایدئولوژیک و تاحدی قومی‌اش را دوباره و این‌بار ازطریق کمرنگ کردن وجوه دموکراتیک قانون اساسی افغانستان و به بهانه اجرای شریعت، به مردم این کشور تحمیل کند. البته این تلاش‌ها با رضایت نسبی سران حکومت کابل درحال انجام است و تعویق حدوداً سه‌ماهه انتخابات ریاست‌جمهوری افغانستان (از 30 آوریل به 12 ژوئیه) نیز در‌همین‌راستا و با هماهنگی بین طالبان و خلیل‌زاد صورت گرفته است.
3.حذف مخالفان طالبان برمبنای فهرست خلیل‌زاد: حذف فیزیکی یا به زندان انداختن مخالفان سیاسی در افغانستان تازگی ندارد و به‌ویژه در دوران رژیم کمونیستیِ مورد حمایت مسکو در دهه 1980 نیز رواج زیادی داشته است. بااین‌حال، پس از سرنگونی رژیم طالبان، مواردی از مرگ‌های مشکوک، ترور یا بازداشت سران جهادی و مخالفان فعالیت طالبان و آمریکا در افغانستان گزارش شده‌ است؛ ازجمله باید به ترور برهان‌الدین ربانی، رئیس پیشین شورای عالی صلح، در سپتامبر 2011 در کابل و کشته شدن یا مرگ ناگهانی فرماندهان جهادی، علما و روزنامه‌نگاران منتقد در ولایات عمدتاً غیرپشتون مانند هرات و بلخ اشاره کرد.
بااین‌حال، برخی رسانه‌های منتقد دولت اشرف غنی در ماه نوامبر، از قول یکی از منابع نزدیک به طالبان در قطر، از وجود یک فهرست چهارده‌نفره از «مخالفان سرکش آمریکا در افغانستان» سخن گفته‌اند که ظاهراً خلیل‌زاد در جریان آخرین دیدارش با هیئت پنج‌نفره دفتر سیاسی طالبان در قطر در همین ماه، آن را به آنها تحویل داده و این فرماندهان پیشین طالبان نیز خواهان گنجاندن چند نام جدید به آن فهرست بوده‌اند. به گفته این رسانه‌های منتقد، افرادی که نامشان در فهرست نماینده ویژه آمریکا آمده قرار است به دست طالبان، اداره امنیت ملی افغانستان (NDS) یا خود آمریکایی‌ها ترور یا زندانی شوند. به ادعای منبع ناشناس نزدیک به طالبان، تاکنون یک نفر از این فهرست کشته شده است که احتمال می‌رود ژنرال عبدالرازق اچکزی، فرمانده قدرتمند پلیس ولایت قندهار باشد. او در حادثه مشکوکی در ماه اکتبر کشته شد و این نشان می‌دهد که این‌بار حتی پشتون‌های مخالف نیز درامان نیستند.
دراین‌میان، برخی شواهد حاکی است که سناریوی حذف مخالفان طالبان و داعش مدت‌ها قبل از انتصاب خلیل‌زاد در دستور کار واشینگتن و کابل قرار داشته و اکنون با جدی شدن تلاش‌های آمریکا برای تکمیل سناریوی وارد کردن طالبان به ساختار قدرت در افغانستان، حکومت کابل و طالبان به اشاره خلیل‌زاد، درحال پاکسازی افرادی هستند که نامشان در فهرست او قرار دارد؛ ازجمله می‌توان به این موارد اشاره کرد: نظام‌الدین قیصاری، فرمانده ازبک جنبش مردمی ولایت شمالی فاریاب و از نزدیکان عبدالرشید دوستم (معاون اول رئیس‌جمهور افغانستان و از مخالفان سرسخت طالبان و داعش) که چند ماه قبل هنگام نبرد با این گروه‌ها، به اتهام نقض حقوق بشر در فاریاب بازداشت شد. عبدالغنی علیپور، فرمانده شیعه هزاره جنبش مردمی ضد طالبان و داعش در شرق افغانستان نیز اخیراً در کابل به اتهام اخاذی و نقض حقوق بشر در ولایات ارزگان و غرنی بازداشت، و سپس با میانجیگری سرور دانش، معاون دوم اشرف غنی با گرفتن وثیقه و امضای تعهدنامه آزاد شد.
اما درمورد او نکته جالبی وجود دارد. تاریخ این تعهدنامه با امضای او، 5 آبان (26 نوامبر) است؛ یعنی یک ماه قبل از بازداشت علیپور. همچنین حکم بازداشت عبدالحکیم شجاعی، یکی دیگر از فرماندهان جنبش مردمی ارزگان، که وی نیز به نقض حقوق بشر متهم شده، در اواسط تابستان صادر شده است. دو واقعه انفجار مرگبار در هتل اورانوس کابل که بیش از پنجاه عالم دینی مخالف طالبان را کشت و ترور عبدالبصیر حقانی، رئیس شورای علمای کابل در هفته‌های اخیر را نیز شاید بتوان در چهارچوب تکمیل سناریوی حذف مخالفان آمریکا و طالبان ارزیابی کرد.
این درحالی است که کسی مثل گلبدین حکمتیار، رهبر حزب اسلامی افغانستان که روابط نزدیکی با حکومت اشرف غنی دارد، پس از سال‌ها همکاری با طالبان و با وجود هزاران درخواست برای محاکمه‌اش به جرم کشتار مردم کابل و افغانستان در دو دهه اخیر، از بهار 2017 در پایتخت افغانستان تحت حفاظت زندگی می‌کند، طرف مشورت رئیس‌جمهور این کشور است و صلح با طالبان را نیز پیشنهاد می‌دهد.
درمجموع می‌توان گفت که نسخه تجویزی دولت ترامپ برای آینده افغانستان که خلیل‌زاد از تهیه‌کنندگان آن است، درنهایت به حذف حساب‌شده مخالفان آمریکا، طالبان و داعش در افغانستان (به‌ویژه نیروهای سیاسی و نظامی هزاره شیعه)؛ ورود طالبان به ساختار قدرت شاید همراه با تمدید دوران ریاست‌جمهوری اشرف غنی در سال آینده؛ واگذاری شماری از ولایات دارای اکثریت پشتون به طالبان؛ و البته تداوم حضور نظامی کمرنگ‌تر و بیشتر اطلاعاتی آمریکا در افغانستان می‌انجامد. همچنانکه رئیس‌جمهور افغانستان که ادعای وجود فهرست برای حذف مخالفانش را تکذیب نکرده، در کنفرانس ژنو در پایان ماه نوامبر، به صراحت روند صلح را روندی پنج‌ساله دانست و درعین‌حال، از حذف کسانی که آنها را فرماندهان محلی خودسر خواند دفاع کرد.