نگاهی به تلاشهای جدید روسیه برای کسب نفوذ در آفریقا

رامین ندیمی
22 آبان 97


روسیه از چند سال گذشته تلاش فراوانی را برای تقویت موقعیت خود در آفریقا آغاز کرده و چنین به‌نظر می‌رسد که مسکو به‌ویژه در نواحی شمال، مرکز و شاخ آفریقا به دستاوردهایی در این زمینه رسیده است. فدراسیون روسیه درپی آن است که با بازگشت به قاره سیاه، در میدان رقابت با آمریکا، فرانسه و چین عقب نماند و بار دیگر جایگاه پیشین اتحاد شوروی را در آفریقا به‌دست آورد. براساس مطالعات مورخان، سابقه روابط میان روسیه و آفریقا به سه قرن قبل بازمی‌گردد؛ باوجوداین، مسکو در دوران اتحاد شوروی و استقلال کشورهای آفریقایی از استعمارگران غربی بود که با هدف ایدئولوژیک با آنها روابط برقرار کرد و کمک‌های اقتصادی و نظامی زیادی را در اختیار کشورهای آفریقاییِ همسو با دیدگاه‌های سوسیالیستی کرملین قرار داد. اکنون چنین به‌نظر می‌رسد که روس‌ها در سودای به‌دست آوردن رد‌پاهای جدیدی در بخش‌های استراتژیک آفریقا با هدف کسب جایگاهی مناسب‌تر برای قدرت‌افکنی و منافع اقتصادی هستند. دراین‌راستا، رهبران مسکو نیز به‌مانند قدرت‌های بزرگ و کوچک دیگر در عرصه بین‌المللی، ایجاد پایگاه‌های نظامی و استقرار نیرو و تجهیزات در نواحی راهبردی آفریقا را در دستور کار خود قرار داده‌اند.
پایگاه‌های نظامی شوروی در آفریقا اتحاد شوروی در دوران جنگ سرد دارای پایگاه‌های نظامی موقتی در آفریقا بود که به‌طور عمده به دو دسته پایگاه‌های دریایی و ایستگاه‌های شنود و جمع‌آوری اطلاعات الکترونیکی تقسیم می‌شدند. پایگاه‌های دریایی روس‌ها در این دوران در بنادر اسکندریه و مرسی مطروح (مصر)، مجمع الجزایر دهلک (اتیوپی)، طرابلس و طبرق (لیبی)، و تأسیسات شنود الکترونیکی آنها در نوجارا (اتیوپی) و نیز در مصر و لیبی قرار داشتند. در دوران جنگ سرد، حضور نظامی اتحاد شوروی در دریای سرخ و شاخ آفریقا از اهمیت زیادی برای مسکو برخوردار بود. براساس اطلاعات موجود، جزیره سوکوترا (متعلق به جمهوری دموکراتیک خلق یمن یا یمن جنوبی) و بندر بربرا در شمال سومالی مهم‌ترین پایگاه‌های نظامی روس‌ها در مناطق شاخ آفریقا و خلیج عدن به‌شمار می‌آمدند. با قطع رابطه میان مسکو و موگادیشو و خروج روس‌ها از بربرا در سال 1977، شوروی یک بندر تدارکاتی و مرکز ارتباطی مهم در منطقه را ازدست داد و ناچار شد که قرارگاه و تجهیزات ردیابی، انبارهای بزرگ تسلیحات و سوخت و 1050 نفر پرسنل خود را در بندر عدن در یمن جنوبی منتقل کند. علاوه‌براین، برای شوروی‌ها بندرگاه نظامی طرابلس، پایتخت لیبی، یک مرکز مهم برای انبار تدارکات نظامی و تعمیر و آماده‌سازی ناوهای جنگی به‌شمار می‌آمد. نیروی دریایی شوروی بهره‌برداری از این تأسیسات را از سال 1977 آغاز کرد. اگرچه این تأسیسات به‌طور رسمی پایگاه دائمی شوروی محسوب نمی‌شد، روس‌ها برای سال‌ها از آن استفاده، و درمقابل، نیازهای تسلیحاتی ارتش سرهنگ قذافی را تأمین می‌کردند. شوروی‌ها همچنین حضور نظامی گسترده‌ای را در مصر و آنگولا داشتند و نقش مهمی در دفاع از این کشورها در برابر حملات رژیم صهیونیستی و آفریقای جنوبی در دوران آپارتاید ایفا می‌کردند.
پایگاه نظامی روسیه در اریتره روز جمعه 31 اوت گذشته، در بندر سوچی در جنوب روسیه، سرگئی لاوروف و عثمان صالح، وزرای امور خارجه روسیه و اریتره با یکدیگر دیدار و گفتگو کردند. لاوروف پس از این دیدار اعلام کرد که کشورش طرحی برای تأسیس یک «مرکز لجستیکی» در یکی از بنادر شرق آفریقا دارد. مسکو از اشاره دقیق به این بندر یا زمان اجرای این پروژه خودداری ورزید، اما افزود که هدف از این اقدام تقویت تجارت دوجانبه و سرمایه‌گذاری زیرساختی میان دو کشور است. این سرمایه‌گذاری‌ها شامل احداث مسیرهای حمل‌ونقل منطقه‌ای، خطوط لوله و نیز گشایش دپارتمانی برای آموزش زبان روسی در دانشگاه اسمره هستند. چنین به‌نظر می‌رسد که روسیه مشتاق است از اریتره به‌عنوان دروازه‌ای برای دستیابی به اتیوپی به‌عنوان دومین کشور پرجمعیت در آفریقا و اقتصاد درحال‌رشد آن استفاده کند. تصمیم مسکو برای ایجاد پایگاه نظامی در اریتره یک اقدام حساب‌شده براساس موقعیت این کشور در شاخ آفریقا بوده است. دراین‌میان، بنادر «عصب» و «مصوع» در اریتره در مرکز پویایی‌ها و تحولات در منطقه قرار دارند و می‌توانند بیشترین شانس را برای پذیرفتن تأسیسات نظامی روسی در خود داشته باشند. بندر عصب را می‌توان بالقوه نخستین قرارگاه دریایی فدراسیون روسیه در دریای سرخ به‌شمار آورد. یک هیئت روسی بلندپایه در دسامبر گذشته، از این ناحیه دیدار کرده بود و با توصیه‌هایی برای پوتین به مسکو بازگشت. ایجاد تأسیسات لجستیکی دریایی در اریتره می‌تواند به‌عنوان تلاشی برای پهلوگیری ناوهای مناسب برای آب‌های آبی (اقیانوس‌ها) ارزیابی شود. بنا به اطلاعات منتشرشده نیرویی درحدود 1500 نظامی روس در این پایگاه مستقر می‌شوند تا به ناوشکن‌ها، ناوهای اسکورت، و زیردریایی‌های روسی خدمات لجستیکی ارائه کنند. ظرف ده سال گذشته، فعالیت‌های نیروی دریایی روسیه در اقیانوس‌های اطلس، هند، و دریاهای سیاه و مدیترانه افزایش یافته است. به باور دکتر اندرو فوکسال، مدیر مرکز مطالعات روسیه و اوراسیا، شاخ آفریقا به‌طور استراتژیک مهم است و به هر قدرت خارجی اجازه می‌دهد که ازطریق آن، به قدرت‌افکنی در خاورمیانه، دریای سرخ، کانال سوئز و خلیج عدن دست بزند؛ به‌این‌ترتیب، روسیه به جمع کشورهای دارای پایگاه در شاخ آفریقا می‌پیوندد. عربستان سعودی و امارات متحده عربی دارای پایگاه نظامی در عصب هستند و از آن به‌عنوان یک موضع سوق‌الجیشی در نبرد علیه حوثی‌های یمن استفاده می‌کنند. همچنین، آمریکا و چین دارای پایگاه در جیبوتی هستند. حتی ترکیه نیز دارای یک پایگاه در سومالی است و دراین‌میان، فقط روسیه بود که پس از فروپاشی شوروی پایگاهی در شاخ آفریقا نداشت.
حضور پیمان‌کاران نظامی روس در جمهوری آفریقای مرکزی روسیه در جنوب صحرای آفریقا نیز به‌دنبال یارگیری و یافتن شرکای جدیدی برای خود برآمده است. روس‌ها قریب به چهار دهه پس از سقوط رژیم امپراتور خودخوانده ژان بدل بوکاسا، دیکتاتور مورد حمایت فرانسه در جمهوری آفریقای مرکزی، وارد این کشور شده‌اند و با ایجاد تغییراتی در پویایی‌های قدرت آن، نگرانی‌های غرب را درمورد نیات مسکو افزایش داده‌‌اند. روسیه دست‌کم 175 نفر از پیمانکاران امنیتی خود از شرکت خصوصی «واگنر» را به جمهوری آفریقای مرکزی اعزام کرده تا نیروهای امنیتی فاستین آرچانگ تئودورا، رئیس‌جمهور این کشور را آموزش دهند. در ژوئیه گذشته، دیمیتری شوگایف، مدیر سازمان فدرال همکاری‌های نظامی و فنی روسیه در حاشیه نشست بریکس (کشورهای برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی)، اعلام کرد که وی توافقنامه‌ای را برای صدور تسلیحات و همکاری‌های نظامی ازجمله آموزش نیروها با کشورهای مرکز و جنوب آفریقا به امضا رسانده است. به باور قریب‌به‌اتفاق تحلیل‌گران، کرملین با استفاده از ابزارهای دیپلماتیک، اقتصادی و نظامی خود درپی کسب نفوذ سیاسی و بازارهای جدید در آفریقا برآمده است. این ابزارها دربرگیرنده عقد قراردادهای چند میلیارد دلاری تسلیحاتی، ارائه پروژه‌های بزرگ ساخت‌وساز، تقویت زیرساخت‌های ارتباطات ماهواره‌ای، کشف منابع هیدروکربن و علنی کردن حضور نظامی ـ امنیتی روسیه و همزمان اجرای عملیات نظامی مخفی در آفریقا می‌شوند.
استقرار نیرو و تسلیحات روسی در لیبی براساس اطلاعات منتشرشده در رسانه‌های بریتانیایی، سازمان‌های اطلاعاتی بریتانیا در اکتبر گذشته، ترزا می، نخست‌وزیر این کشور را از اعزام نیرو و تسلیحات روسی به بخش شرقی لیبی که تحت کنترل ژنرال خلیفه هفتر است مطلع کرده‌اند. برپایه این گزارش‌های مطبوعاتی، مسکو ظرف ماه‌های گذشته تعدادی از سامانه‌های موشکی از دو نوع ضدکشتی «کالیبر» و نیز پدافند هوایی اس ـ 300 را به همراه نفراتی از واحد عملیات ویژه «اسپتسناز»، و افسران سازمان اطلاعات نظامی یا «جی‌آریو» در این بخش از خاک لیبی مستقر کرده است. بخشی از این نیروها وظیفه آموزش سربازان خلیفه هفتر را برعهده دارند؛ اما بنابر این اطلاعات، روس‌ها قصد دارند که در دو بندر مهم «توبروک»، و «بنغازی» پایگاه‌های نظامی احداث کنند. لیبی از دیدگاه استراتژیک از اهمیت زیادی برای نیروی دریایی رو به توسعه روسیه برخوردار است. ناوها و زیردریایی‌های روسی که از اقیانوس اطلس وارد دریای مدیترانه می‌شوند، سرراه خود به مقصد بندر «طرطوس» سوریه می‌توانند از تأسیسات این دو بندر استفاده کنند. در سال 2016، هنگامی که تنها ناو هواپیمابر روسیه، «آدمیرال کوزنتسف» در مسیر طولانی خود از دریای بارنتس عازم سواحل سوریه بود، هیچ بندر دوستی برای پهلوگیری این کشتی وجود نداشت و گذشته از کشورهای عضو ناتو مانند اسپانیا، کشورهایی مانند مالت و قبرس نیز حاضر به پذیرش کوزنتسف نشدند. بنادر حامی در لیبی می‌توانند این مشکل روس‌ها را حل کنند. هرچند سفارت روسیه در لندن، با تکذیب گزارش مطبوعات بریتانیا تأکید کرد که این کشور به سود هیچ طرفی در مناقشه لیبی مداخله نکرده است، منبعی نظامی در وزارت دفاع روسیه به یک نشریه اقتصادی روسی اظهار کرده بود که نیروهای روس ازجمله واحدهای نخبه اسپتسناز از قرارگاه خود در ناحیه مسکو عازم شرق لیبی شده‌اند. همچنین یک منبع محلی در دولت طرابلس نیز در گفتگو با رسانه‌های روسی، از فعالیت‌های نظامی ازسوی روسیه در شرق لیبی خبر داده بود.
جمع‌بندی انتشار این اخبار از فعالیت‌های روسیه در قاره آفریقا حاکی از تلاش‌های مسکو به‌منظور تجدید پیوندهای خود با کشورهای آفریقایی و تقویت نفوذ فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و البته نظامی در این قاره است. روسیه درحالی این گام‌ها را برمی‌دارد که حضور آمریکا در آفریقا کمرنگ می‌شود؛ ولی به‌جای آن، حضور و نفوذ چینی‌هاست که پررنگ می‌شود. در مارس گذشته، لاوروف سفر دوره‌ای طولانی به آفریقا انجام داد و از کشورهای آنگولا، نامیبیا، موزامبیک، اتیوپی و زیمبابوه دیدار کرد. در جریان این دیدارها، لاوروف توافقنامه‌هایی را برای ایجاد مناطق اقتصادی، کشف منابع زیرزمینی و استخراج مواد معدنی شامل: الماس، پلاتین، و نفت و نیز همکاری‌های نظامی و فناوری به امضا رساند. مسکو همچنین درصدد جلب پشتیبانی دیپلماتیک کشورهای آفریقایی از خود است. روبه‌رو بودن روسیه با تهدید منزوی شدن توسط آمریکا و اروپا بر سر سیاست‌های مسکو، به‌ویژه در اوکراین موجب می‌شود که کرملین در جستجوی متحدانی در آفریقا برآید که می‌توانند روزی با حق رأی خود در سازمان ملل به یاری روس‌ها برسند. روسیه خود همچنین دارای ردپاهای تاریخی از دوران اتحاد شوروی و حمایت مسکو از جنبش‌های آزادیبخش در آفریقاست؛ باوجوداین، روس‌ها برای به‌دست آوردن آن جایگاه تاریخی ‌باید با چینی‌ها رقابت کنند. به‌مانند گذشته، عرضه تسلیحات می‌تواند ابزار اصلی مسکو در معامله با کشورهای آفریقایی در برابر کسب حق اکتشاف و استخراج منابع هیدروکربن یا دیگر مواد معدنی محسوب شود. مسکو نیز به‌نوبه‌خود، مشتاق به‌دست آوردن پایگا‌ه‌های نظامی جدید دریایی و هوایی در سواحل آفریقا به‌ویژه در کرانه‌های دریای سرخ و مدیترانه است. این قرارگاه‌ها روسیه را در بنا نهادن شبکه‌ای از سرپل‌های دریایی و هوایی در خارج از خاک خود یاری می‌دهد. حضور پررنگ‌تر نظامی و اقتصادی روس‌ها در آفریقا می‌تواند موجب شود که مسکو به تشکیل ائتلافی همسو با خود در قاره سیاه دلگرم‌تر شود.