تحلیلی بر روابط ژئوپلیتیک ایران و افغانستان (بحث دوم: شناخت مؤلفه‌های ژئوپلیتیک)

محسن جان‌پرور


در بحث اول در زمینه روابط ژئوپلیتیک ایران و افغانستان به ضرورت دارا بودن نگرش ژئوپلیتیک برای شکل‌دهی و پیشبرد استراتژی‌های مناسب بین دو کشور تأکید شد. سؤالی که اینجا مطرح می‌شود این است که چگونه می‌توان نگرش ژئوپلیتیک درست، واقع‌بینانه و قابل اجرایی برای شکل‌دهی به روابط ژئوپلیتیک بین ایران و افغانستان داشت. پاسخ به این سؤال از اهمیت بالایی برخوردار است؛ زیرا سبب می‌شود که نگرش ژئوپلیتیک به نگرشی عمیق‌تر، علمی‌تر، جامع‌تر و بدون اغراق و ابهام تبدیل گردد. گام اول برای رسیدن به این مهم، شناخت مؤلفه‌های ژئوپلیتیک جمهوری اسلامی ایران و افغانستان است.
در تعریفی ساده، شاید بتوان گفت مؤلفه ژئوپلیتیک عبارت است از «منابع جغرافیایی قدرت با حداقل ارزش در سطح ملی و فراتر از آن از سوی بازیگران در مناسبات محلی، ملی، منطقه‌ای و جهانی مورد استفاده قرار می‌گیرد». این مؤلفه‌های ژئوپلیتیک پایه و مبنای شکل‌دهی به روابط ژئوپلیتیک هستند؛ برای مثال، موقعیت افغانستان جهت ورود هند به آسیای مرکزی از اهمیت بالایی برخوردار است. براین‌مبنا، این موقعیت می‌تواند بر روابط ژئوپلیتیک دو کشور اثرگذار باشد؛ یا اینکه قرارگیری سرچشمه رودهای مرزی نظیر هیرمند، هریرود، و آمودریا در افغانستان به‌عنوان یک مؤلفه ژئوپلیتیک می‌تواند بر روابط ژئوپلیتیک این بازیگر با سایر بازیگران ازجمله جمهوری اسلامی ایران اثرگذار باشد.
فرهنگ یک کشور نیز می‌تواند به‌عنوان مؤلفه ژئوپلیتیک عمل کند؛ مثلاً در افغانستان این باور در قالب این ضرب‌المثل بیان می‌شود که «هرآنکس نان دهد، فرمان دهد». قاعدتاً این مؤلفه می‌تواند تأثیرات گسترده‌ای بر چگونگی روابط افغانستان با سایر بازیگران ازجمله ایران داشته باشد. براین‌مبنا، شناخت مؤلفه‌های ژئوپلیتیک از اهمیت و جایگاه برجسته‌ای برخوردار است. به هر میزان این شناخت کامل‌تر باشد، می‌توان نگرش ژئوپلیتیک دقیق‌تر و درست‌تری را شکل داد تا برپایه آن، روابط ژئوپلیتیک نظام‌مندتر و واقع‌بینانه‌تری جهت دستیابی به اهداف به‌وجود ‌آید. باید توجه داشت که مؤلفه‌های ژئوپلیتیک انواع مختلفی دارند که به‌طور کلی عبارت‌اند از:
الف) مؤلفه‌های ژئوپلیتیک با ماهیت طبیعی: موقعیت ریاضی، موقعیت نسبی، موقعیت دریایی، موقعیت برّی، موقعیت مرکزی، وسعت، شکل، توپوگرافی، دوری و نزدیکی به دریا، منابع انرژی (نفت و گاز)، منابع زغال‌سنگ، منابع انرژی جدید (نظیر: اورانیوم)، منابع کانی باارزش (نظیر: سنگ آهن و مس)، منابع آب شیرین، منابع زیستی، و غیره.
ب) مؤلفه‌های ژئوپلیتیک با ماهیت انسان: کمیت جمعیت، کیفیت جمعیت، شکل جمعیت، نسبت جنسی جمعیت، نسبت سنی جمعیت، هماهنگی بین منابع و وسعت کشور، موقعیت حائل، موقعیت استراتژیک، ساختار ژئوپلیتیک منطقه، ساختار ژئوپلیتیک جهان، تعداد همسایگان، ماهیت و شکل همسایگان، سطح روابط با همسایگان، نوع و شکل نظام حکومتی، توان برقراری روابط با بازیگران دیگر، ارتباط و تعامل با قدرت‌های برتر، و غیره.
ج) مؤلفه‌های ژئوپلیتیک با ماهیت ترکیبی: موقعیت مرکزی (طبیعی یا انسانی)، موقعیت حاشیه‌ای (طبیعی یا انسانی)، موقعیت گذرگاهی، طول مرزها، نوع مرزها، شکل مرزها، سطح مناسبات مرزی، ایجاد کانال ارتباطی (نظیر: سوئز و پاناما)، توان بهره‌وری از منابع طبیعی و انسانی، و غیره.
د) مؤلفه‌های ژئوپلیتیک با ماهیت مصنوعی: اطلاعات، رسانه‌ها، غذا، ورزش، دیپلماسی، فرهنگ، و غیره.
درمجموع می‌توان گفت ورود نظام‌مند به بحث روابط ژئوپلیتیک ایران و افغانستان برپایه نگرش ژئوپلیتیک همچون سازِکاری نیازمند پیش‌زمینه‌هایی است و گام اول آن، شناخت مؤلفه‌های ژئوپلیتیک جمهوری اسلامی ایران و افغانستان است.
برای شناخت مؤلفه‌های ژئوپلیتیک لازم است به توصیه‌های صاحب‌نظران و مسئولان جهت شکل‌دهی به روابط ژئوپلیتیک نظام‌مند با افغانستان توجه شود:
توصیه اول: تلاش برای شناخت کامل و جامع مؤلفه‌های ژئوپلیتیک جمهوری اسلامی ایران به دور از اغراق و بزرگ‌نمایی، و نیز شناخت کامل و جامع مؤلفه‌های ژئوپلیتیک افغانستان بدون کاهش اعتبار یا فرونمایی. مثال ساده این موضوع موقعیت ترانزیتی ایران برای افغانستان به‌عنوان گلوگاه تنفسی این کشور است. درست است که موقعیت ترانزیتی ایران برای افغانستان اهمیت بالایی دارد، بیان آن در قالب گلوگاه تنفسی کمی با اغراق همراه است و سبب می‌شود استراتژی‌های طراحی‌شده از واقعیت دور شوند و اهداف مدنظر را تأمین نکنند؛ زیرا افغانستان ازطریق سایر کشورها نظیر پاکستان نیز می‌تواند تعاملات خود را انجام دهد. برخورد و سیاست دولت افغانستان در طی هفته‌های اخیر جهت کاهش و حتی جلوگیری از ورود برخی کالاها ازطریق ایران نشان‌دهنده این موضوع است.
توصیه دوم: شناخت ارزش مؤلفه‌های ژئوپلیتیک. قاعدتاً مؤلفه‌های ژئوپلیتیک از اهمیت و اعتبار یکسانی برخوردار نیستند. پس باید بتوان مؤلفه‌های ژئوپلیتیک را اهمیت‌گذاری کرد و روی مؤلفه‌های با اهمیت بالاتر سرمایه‌گذاری کرد تا بهره‌وری بهتری داشت.
توصیه سوم: لحاظ کردن آیتم «زمان» در بحث شناخت مؤلفه‌های ژئوپلیتیک. مؤلفه‌های ژئوپلیتیک در طول زمان اهمیت و جایگاه متغیری دارند. اهمیت برخی مؤلفه‌ها در طول زمان بیشتر می‌شود و برخی اهمیت خود را ازدست می‌دهند و کم‌اهمیت‌تر می‌شوند؛ برای مثال، منابع انرژی ایران برای افغانستان یک مؤلفه ژئوپلیتیک با اهمیت بالا بوده است؛ اما آیا اهمیت این مؤلفه در دهه گذشته با بازه زمانی اخیر که بحث خط لوله تاپی مطرح شده، یکی است؟ (جدای از اجرایی بودن یا نبودن) قاعدتاً تاحدی از ارزش این مؤلفه کاسته شده است. مثال دیگر، رودهای مرزی نظیر: هیرمند و هریرود هستند که طی دهه‌های گذشته اهمیتی که در حال حاضر دارند نداشته‌اند.
توصیه چهارم: شناخت مؤلفه ژئوپلیتیک که آیا مثبت است یا منفی. ماهیت مؤلفه‌های ژئوپلیتیک به‌گونه‌ای است که می‌توانند هم به‌صورت مثبت و هم به‌صورت منفی عمل کنند. این منابع زمانی که در اختیار بازیگر هستند و بازیگر توانایی بهره‌برداری از آنها را دارد می‌توانند مثبت عمل کنند و به‌صورت منبع قدرت برای بازیگر درآیند. اما زمانی که منبع جغرافیایی قدرت در دست رقیب یا سایر بازیگران باشد و یا اینکه در دست خود بازیگر باشد، اما توانایی بهره‌برداری از آن وجود نداشته باشد، می‌تواند منفی عمل کند و تهدید باشد.
توصیه پنجم: دارا بودن قدرت پیش‌بینی و برنامه‌ریزی برای مؤلفه‌های ژئوپلیتیک جدید و نوظهور. جهان طبیعی و انسانی در فرایندی مستمر درحال تغییر و تحول است و بدون هیچ توقفی رو به جلو پیش می‌رود. این روند تغییرات و تحولات به صورت‌های مختلف زمینه پویایی مؤلفه‌های ژئوپلیتیک را فراهم آورده است. پس باید بتوان مؤلفه‌های جدید و نوظهور را پیش‌بینی و برای به‌دست آوردن آنها برنامه‌ریزی کرد.
در پایان باید گفت شناخت مؤلفه‌های ژئوپلیتیک جمهوری اسلامی ایران و افغانستان در تحلیل و شکل‌دهی به روابط ژئوپلیتیک دو کشور از جایگاه برجسته‌ای برخوردار است. البته باید توجه داشت که در وهله اول، این شناخت باید به‌گونه‌ای باشد که در کنار کامل بودن، به دور از اغراق و بزرگ‌بینی یا کاهش اعتبار و کم‌بینی باشد؛ دوم، با توجه به اینکه مؤلفه‌های ژئوپلیتیک دارای ارزش‌های متفاوت‌اند، باید برای آنها ارزش‌های متفاوتی هم قائل شد و بر بااهمیت‌ترین آنها تمرکز بیشتری کرد؛ سوم، اهمیت و ارزش مؤلفه‌های ژئوپلیتیک در طول زمان تغییر می‌کند. پس، لحاظ کردن بحث زمان اهمیت بالایی دارد؛ چهارم، چون مؤلفه‌های ژئوپلیتیک می‌توانند مثبت یا منفی عمل کنند، پس شناخت نحوه عملکرد آنها نیز مهم است. در آخر نیز باید بتوان نگرشی آینده‌نگرانه جهت پیش‌بینی مؤلفه‌های ژئوپلیتیک داشت. رعایت این نکات سبب خواهد شد شناخت واقع‌بینانه و به دور از ابهام شکل بگیرد و ایران را در شکل دادن به روابط ژئوپلیتیک مناسب و نظام‌مند با افغانستان یاری دهد.