بازخوانی نقش سفیر امارات متحده عربی در نشست اتحاد علیه ایران هسته‌ای

دلیله رحیمی آشتیانی
9 آبان 97


همزمان با هفتادوسومین اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد، نشست لابی ضدایرانی «اتحاد علیه ایران هسته‌ای» در شهر نیویورک آمریکا برگزار شد. از شرکت‌‌کنندگان و سخنرانان این نشست می‌توان به مایک پامپئو؛ جان بولتون؛ جوزف لیبرمن، سناتور پیشین ایالات متحده و رئیس هیئت‌مدیره گروه اتحاد علیه ایران؛ برایان هوک، رئیس گروه اقدام ایران؛ عادل الجبیر، وزیر امور خارجه عربستان سعودی؛ و یوسف العتیبه، سفیر امارات متحده عربی در واشینگتن اشاره کرد.
در کنار اینها، دیگر افراد و چهره‌های سرشناس و ضدایرانی ازجمله شیخ عبدالله بن راشد بن عبدالله آل‌خلیفه، سفیر بحرین در آمریکا؛ برنارد آنری لِوی، فیلسوف یهودی‌تبار ضدایرانی فرانسوی و از چهره‌های شاخص پشت‌پرده در همه‌پرسی استقلال کردستان عراق؛ خالد الیمانی، معاون نخست‌وزیر و وزیر امور خارجه جمهوری یمن؛ و مارک والاس، مدیرعامل ارشد اجرایی این سازمان و سفیر پیشین ایالات متحده آمریکا در سازمان ملل متحد نیز حضور داشتند. در میان افراد حاضر در نشست، شاید کمتر کسی به اندازه یوسف العتیبه، سفیر امارات متحده در واشینگتن به پویایی و لابی‌گری علیه ایران شهرت داشته ‌باشد. العتیبه در این نشست فرصت را برای طرح اتهامات علیه ج.ا.ایران مناسب دید و در سخنرانی خود پی‌درپی به ایران تاخت.
مهم‌ترین محورهای بحث سفیر امارات را در این نشست می‌توان این‌گونه دسته‌بندی کرد: نخست، لزوم تلاش برای جلوگیری از گسترش نفود ایران در یمن و سوریه و تبدیل شدن این دو کشور به لبنان و عراقی دیگر برای ایران: دراین‌راستا، العتیبه یمن را مناسب‌ترین منطقه جغرافیایی برای مقابله با قدرت منطقه‌ای ایران توصیف کرد؛ دوم، حمله به برنامه موشکی ایران و توجیه خروج آمریکا از برجام برای مقابله با قدرت منطقه‌ای ایران؛ سوم، اذعان به همسویی منافع کشورهای حوزه خلیج ‌فارس با رژیم ‌صهیونیستی و تلاش بازیگران منطقه‌ای برای مقابله با آنچه او تهدیدات ایران نامید؛ چهارم، متهم ساختن ایران در مسئله یمن و نقش ج.ا.ایران در طولانی شدن بحران یمن. درپایان، العتیبه نفوذ ایران را در یمن علت اصلی شرکت نکردن انصارالله در نشست ژنو به‌منظور یافتن راه‌حل سیاسی این بحران دانست.
تلاش برای جلب افکار عمومی بین‌المللی به ایران در شرایطی صورت می‌گیرد که مشکلات منطقه‌ای کشورهای حاضر در نشست، به یک «ضد روایت» علیه برگزارکنندگان آن تبدیل شد؛ درنتیجه، عملکرد عربستان سعودی در یمن و رویکرد امارات متحده به بحران‌های منطقه‌ای، پایان نشست را با اعتراض گروه‌های مدافع حقوق بشر و اعتراض به یوسف العتیبه، سفیر امارات متحده عربی، برای پاسخگویی به ادامه روند کشتار در یمن روبه‌رو ساخت. لابی‌گری سفیر امارات در آمریکا از تلاش وی برای تصویرسازی علیه ایران ناشی می‌شود.
با تحلیل محتوای سخنرانی سفیر امارات در واشینگتن و اظهارات دیگر حاضران می‌توان هدف از برگزاری چنین نشستی را نخست مقابله با ایران در سطح منطقه‌ای دانست. هدف دیگر، تلاش برای ایجاد اجماع جهانی علیه ایران است که به‌نظر نمی‌رسد این نشست به آن دست یافته باشد. اما نباید از نظر دور داشت که اقدامات این‌چنینی در قالب بافتار وسیع‌تری صورت می‌گیرد: روایت‌سازی علیه ایران و ترویج برساخت جدیدی از ایران به‌مثابه تهدید منطقه‌ای و جهانی.
اگرچه دولت ایالات متحده آمریکا تاکنون در این امر موفقیت چندانی به‌دست نیاورده است، علت اصلی این امر را می‌توان در ناتوانی دولت فعلی آمریکا از اجماع‌سازی یافت. بدعهدی آمریکای ترامپ در پایبندی به پیمان‌ها و معاهدات چندجانبه بین‌المللی و بی‌توجهی به مفهوم «منافع نسبی» و منافع دیگر بازیگران عامل مهمی در ناکام ماندن برگزاری نشست‌های این‌چنینی است، هرچند که احتمالاً برگزاری این‌گونه نشست‌ها در بلندمدت به ایجاد تصویر منفی از ایران کمک خواهد کرد.

چه باید کرد؟
تأکید ایران بر دیپلماسی می‌تواند منجربه یافتن راه‌حل سیاسی برای بحران یمن و کاهش تنش در منطقه شود و تلاش‌های آمریکا و متحدان آن را برای سیاسی کردن ایران در عرصه بین‌المللی ناکام بگذارد. اهمیت دیپلماسی در جهان کنونی بر کسی پوشیده نیست؛ دیپلماسی همان راهی است که ازطریق آن می‌توان ایران‌هراسی را پرهزینه و کم‌اثر کرد. پیروزی حقوقی ایران بر ایالات متحده آمریکا در جریان شکایت از این کشور به دیوان دائمی دادگستری بین‌المللی نمونه خوبی است که باید سرلوحه کار دستگاه سیاست خارجی ایران قرار گیرد. ازسوی‌دیگر، موضع‌گیری خنثی در جریان ناپدید شدن جمال خاشقچی، روزنامه‌نگار برجسته منتقد عربستانی، نمونه دیگری دراین‌باره است. در چنین شرایطی، پایبندی به اصول و موازین حقوق بین‌الملل همچنان توصیه می‌شود.
لزوم پیشبرد دیپلماسی عمومی، هم به شیوه سنتی آن و هم به روش نوین‌‌شبکه‌ای در سطوح بین‌المللی و منطقه‌ای به‌منظور خنثی‌سازی جریان «امنیتی کردن» ایران بیش از هر زمان دیگری برای ایران حیاتی است. دراین‌زمینه، توجه به دیگر بازیگران منطقه‌ای مانند: عمان، کویت، و قطر در برابر اتحاد شکل‌گرفته علیه ایران ضروری می‌نماید. پیشبرد دیپلماسی فرهنگی، تأکید بر جنبه‌های مثبت هویت ایران، استفاده از ظرفیت نخبگان ایرانی خارج از کشور، کمک به شکل‌گیری گفتگوهای منطقه‌ای، و بهبود تبادل تجاری و توجه بر صنعت گردشگری بیش از هر زمان دیگری می‌تواند به خنثی‌ کردن روایت‌سازی علیه ایران کمک کند.