اتحاد استراتژیک ایران و سوریه

نیکنام ببری
14 مهر 97


منطقه خاورمیانه محل اتحادهای نامعمول است؛ اما یکی از قدیم‌ترین اتحادهای راهبردی در این منطقه، شراکت استراتژیک ایران و سوریه است. شاید در نگاه اول، رابطه دوستی عمیق این دو کشور چندان معمول به‌نظر نرسد؛ بافت جمعیتی، ایدئولوژی حاکم در این کشورها، تفاوت‌های فرهنگی و مذهبی، هرکدام نشان از مسیر متفاوت دو کشور در مناسبات‌های منطقه‌ای و بین‌المللی دارد. سوریه همواره مدعی آونگاردی در ملی‌گرایی عربی بوده است و اساساً یکی از پایه‌های مهم ایدئولوژیکی حزب حاکم بعث در سوریه همین بحث ملی‌گرایی در کنار سکولاریسم به‌شمار می‌آید.
درمقابل، جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان کشوری برآمده از انقلاب عظیم اسلامی، داعیه‌دار حرکت‌های اسلامی ـ انقلابی در منطقه است. سوریه کشوری عربی با اکثریت جمعیت سنی‌نشین و ایران کشوری با ترکیب جمعیتی شیعه‌نشین است؛ اما تمامی این موارد در یک نقطه کانونی ژئوپلیتیک در روابط ایران و سوریه گرد آمده است. از منظری، عامل مهم ژئوپلیتیکی باعث کنار رفتن تمامی موارد اختلافی و متعاقباً گرم‌تر شدن روابط دو کشور شده است.
از همان ابتدای تأسیس نظام جمهوری اسلامی ایران، هر دو کشور با تهدیدات و منافع راهبردی مشترکی مواجه بوده‌اند. در آغاز، تهدید دشمن بعثی، یعنی صدام، زمینه را برای همگرایی هرچه بیشتر میان دو محور تهران و دمشق فراهم ساخت. پس از آن، جاه‌طلبی‌ها و توسعه‌طلبی‌های رژیم صهیونیستی موجب نگرانی مهم‌تر هر دو طرف شده است. سوریه به‌شدت از پدیده رژیم صهیونیستی و توسعه‌طلبی این رژیم در هراس است و این دشمنی بعد از شکست حقارت‌بار دولت‌های عربی در برابر ارتش صهیونیستی در سال 1967 به اوج خود رسید. در این نبرد مهم، بخش‌هایی از خاک سوریه (بلندی‌های جولان) ضمیمه خاک رژیم صهیونیستی شد. با عطف به تهدید این رژیم، تهران و دمشق دارای منافع راهبردی در کشور لبنان هستند.
بعد از حمله‌ رژیم صهیونیستی به لبنان در 1982، سوریه به حمایت ایران خوشامد گفت و ایران توانست از کانال و ظرفیت این کشور، نیروهای حزب‌الله را سازماندهی و تجیهز کند. در این دوره، نیروهای شیعی لبنان پراکنده و جدا شده بودند و ایران با ارائه حمایت‌های لجستیکی، همه این گروه‌ها را زیر پرچم حزب‌الله نظم بخشید؛ بدین‌ترتیب، با حمایت‌های مستمر ایران و سوریه، حزب‌الله به خط اصلی نبرد در برابر توسعه‌طلبی‌های ارتش رژیم صهیونیستی تبدیل شد.
نیروهای حزب‌الله لبنان در سال 1985، در حمله‌ای پیش‌دستانه موفق به عقب راندن نیروهای صهیونیستی از خاک لبنان شدند. جلوداری حزب‌الله در برابر رژیم صهیونیستی این مزیت را هم‌زمان برای دولت سوریه داشت که از تهدید مستقیم این رژیم در امان بماند و دیگر آنکه، با ظرفیت‌سازی بیشتر حزب‌الله بتواند تا حد ممکن مناطق ازدست‌رفته در جنگ 1967 را بازپس بگیرد.
نکته مهم دیگر هم برای سوریه این بود که این کشور بعد از خروج نظامی از لبنان در سال 2005، نیروی حامی قوی و تشکیلاتی در این کشور نداشت و از این منظر، تقویت روابط با حزب‌الله به‌عنوان جریانی ریشه‌دار و قوی در ساختار سیاسی و نظامی لبنان، تأمین‌کننده منافع دمشق در تحولات لبنان نیز هست؛ ازاین‌رو، برآیند این مؤلفه‌ها نشان می‌دهد که جدایی ایران و سوریه دور از منطق ژئوپلیتیک است. این دو کشور منافع مشترک گسترده ای در ارتباط با عراق، رژیم صهیونیستی و آمریکا دارند و طبیعتاً هرگونه تلاش ازسوی کشورهای غربی برای فاصله‌افکنی میان محور تهران و دمشق پیامدی جز تقویت ‌پایه‌های همکاری میان این دو متحد دیرین نخواهد داشت. به‌نظر می‌رسد محور تل‌آویو ـ واشینگتن با توجه به پایان کار جریان‌های مخالف در سوریه و تثبیت سیاسی و نظامی دولت مرکزی سوریه، نگران آینده حضور ایران در این کشور هستند. این محور درتلاش است با اتخاذ راهبردهای مختلف همچون بهره‌گیری از کارت روسیه، حضور و نفوذ ایران را به حداقل ممکن برساند؛ ازهمین‌رو، سفر غیرمنتظره محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه کشورمان، به مقصد سوریه همزمان با طرح حمله دولت سوریه به شهر ادلب، آخرین پناهگاه تروریست‌های تکفیری و جریان‌های مخالف سوریه باعث افزایش نگرانی‌ها در میان کشورهای مخالف محور اسد شده است.
وزیر خارجه کشورمان در بدو ورود به فرودگاه دمشق اعلام کرد که سوریه درحال تخلیه کامل گروهک‌های تروریستی است و باید تروریست‌هایی چون احرار الشام از ادلب خارج شوند. ادلب در شمال‌غربی سوریه و در نزدیکی مرز ترکیه قرار دارد که هم‌اکنون در محاصره و کنترل ارتش سوریه است. همزمان با افزایش تحرک ماشین دیپلماسی کشورمان در سوریه، تلاش‌ها ازسوی محور صهیونیستی هم‌جهت ایجاد جو‌سازی منفی علیه حضور ایران در سوریه بیشتر شده است.
نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی، با ترتیب دادن ملاقاتی مهم با جیمز جفری، نماینده آمریکا، در امور سوریه، سعی در جلب توجهات جهانی به حضور نظامی ایران در سوریه داشت. این رژیم در رویکردی رو به جلو می‌کوشد که پیش از آغاز رسمی عملیات ادلب، کشورهای حامی اسد را در معرض اتهامات بین‌المللی، و از این طریق، در موضع بی‌طرفی قرار دهد.
هم‌راستا با حرکت سران صهیونیستی، ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در توئیتی از ایران و روسیه خواست نسبت به استفاده دولت سوریه از سلاح‌های شیمیایی توجه داشته باشند. در واکنش به این اظهارات، ولید معلم، وزیر خارجه سوریه، در گفت‌وگوی تلفنی با لاوروف، همتای روس خود، ضمن رد هرگونه احتمال حمله شیمیایی، خواستار توجهات جهانی به هرگونه حمله تروریست‌ها شد. در پایان باید گفت که افق و دورنمای سوریه که به سمت پایان حضور جریان‌های مخالف درحرکت است، تلاش جدی‌ای را ازسوی دولت‌های مخالف اسد درخصوص آینده حضور و نفوذشان ایجاد کرده است و این کشورها بیش از آنکه نگران شهروندان سوری باشند، درپی فرصت‌سازی برای تقویت موقعیتشان در منطقه هستند.