سردی کنونی در روابط ترکیه ـ عربستان؛ تضاد در منافع استراتژیک یا اختلافات تاکتیکی

الیاس واحدی
14 مهر 97


اختلاف اساسی در سیاست خارجی ترکیه و عربستان در دهه اخیر، بعد از کودتای ژنرال سیسی در مصر آغاز شد؛ زیرا با این کودتا، عربستان به یکی از آرزوهای استراتژیک خود که پیشگیری از قدرت یافتن جنبش اخوان المسلمین بود دست می‌یافت؛ ولی ترکیه یکی از اصلی‌ترین جایگاه‌های خود را در منطقه و جهان عرب ازدست می‌داد. هرچند دو کشور به‌علت روابط گسترده اقتصادی و برخی اهداف مشترک در مناقشه سوریه اجازه ندادند کودتای مصر سبب ایجاد فاصله زیاد بینشان شود، این تضاد در منافع استراتژیک منطقه‌ای مانند آتش زیر خاکستر باقی ماند و تلاش‌های بن سلمان برای نزدیکی با ترکیه نیز نتوانست این تضاد را بپوشاند.
با پدیدار شدن تضاد منافع استراتژیک بین دو کشور، به‌ویژه بعد از شکل‌گیری محور سه‌جانبه ترکیه ـ ایران ـ روسیه، منافع مشترک ترکیه و عربستان صعودی در بحران سوریه به حداقل رسید. عربستان صعودی برای مقابله با محور سه‌گانه یادشده سعی کرد بیش‌ازپیش به محور آمریکایی صهیونیستی تکیه کند و در این راه، حداکثر تلاش خود را برای جذب سایر کشورهای عربی به‌ویژه امارت متحده عربی، مصر و بحرین در درون این ائتلاف گذاشت. بنابراین، تضاد در منافع استراتژیک آنکارا ـ ریاض در شرایط کنونی به بالاترین سطح خود رسیده است.
رقابت بر سر گسترش حوزه نفوذ منطقه‌ای یکی از ویژگی‌های اصلی مناسبات کنونی ترکیه ـ عربستان است. سفر رجب طیب اردوغان به کشور آفریقایی سودان، که با حساسیت‌های مصر و عربستان همراه بود، یکی از مهم‌ترین گام‌های ترکیه برای ورود به عرصه رقابت در حوزه نفوذ آفریقایی است؛ زیرا کشور سودان با قرار گرفتن در مجاورت مصر و عربستان و داشتنِ کرانه‌های مهم در دریای احمر دارای موقعیت ژئوپلیتیک در مسیر جریان کالا و انرژی از اقیانوس هند و اطلس به دریای مدیترانه است.
توافق ترکیه و سودان در زمینه کشاورزی سودان و واگذاری بهره‌برداری از یک جزیره مهم دارای منابع نفت به ترکیه نشان می‌دهد که ترکیه عزم خود را برای حضور در مناطق نزدیک به عربستان جزم کرده است، کمااینکه قبل از این هم در برقراری روابط گسترده با قطر و ایجاد پایگاه نظامی در این کشور عربی حاشیه خلیج فارس این عزم خود را در برابر عربستان به ثبوت رسانده بود. دراین‌اثنا، عربستان سعودی نیز درمقابله با توسعه نفوذ ترکیه در آفریقا، روابط گسترده‌ای را با کشورهای واقع در شاخ آفریقا آغاز کرده است.
هرچند تحولات اخیر در سیاست خارجی دو کشور عربستان و ترکیه ممکن است منجر‌به تضادی پایدار و مستمر در منافع دو کشور نشود و با توجه به سیاست خارجی سیال دولت اردوغان در ترکیه، احتمال خروج از روند تضاد علیه عربستان در سیاست خارجی آنکارا محتمل است، ازآنجاکه به دلایل زیر تضاد استراتژیک بین منافع دو کشور به‌عنوان دو قدرت مهم منطقه‌ای وجود دارد، بنابراین، بهبود احتمالی در روابط دو کشور نیز هیچ تضمینی برای هم‌پیمانی استراتژیک بین دو کشور در آینده ایجاد نمی‌کند؛ این دلایل عبارت‌اند از:
1. تضادهای ایدئولوژیک همچون تضاد بین قرائت اسلام‌گرایی میانه‌رو در ترکیه و اسلام سلفی‌گرانه در عربستان که دولت‌های دو کشور، خواه‌ناخواه، تحت تأثیر این دو جریان هستند و نیز تضاد بین مذهب‌گرایی سنی‌محور عربستان و اسلام سنی مسامحه‌گر ترکیه که سعی دارد سیمای غیرمذهبی از خود نشان دهد و برخلاف عربستان، شیعه‌گری را حداقل در بعد ایدئولوژیک، دشمن/ رقیب خود نمی‌داند.
2. تضادهای فرهنگی و ژئوکالچر مانند تضاد میان رهبری منطقه‌ای عربستان با تکیه بر عنصر عربی ـ اسلامی و مدل/ الگوی ترکیه با تکیه بر اسلام‌گرایی و رجوع به تاریخ امپراتوری عثمانی که برخی از آن با عنوان «خطر نوعثمانی‌گری» یاد می‌کنند.
3. تضادهای سیاست داخلی و خارجی که از ساختار و ماهیت نظام سیاسی متفاوت دو کشور ناشی می‌شود. ترکیه میراث‌دار امپراتوری‌های سلجوقی و عثمانی با سابقه دولت‌گرایی نزدیک به هزارساله در منطقه بوده که علی‌رغم فروپاشی امپراتوری در قامت یک نظام سیاسی جمهوری با سابقه نزدیک به یکصد سال، همواره یک قدرت منطقه‌ای بوده که در سیاست داخلی نیز کمابیش به موازین دموکراسی جهانی پایبند بوده، ولی عربستان در عمر کمتر از یکصد سال دولت‌گرایی خود عموماً با تکیه بر دولت‌های موروثی خاندان‌های پادشاهی سعودی اداره شده است و برای پوشاندن نواقص سیاست داخلی خود عموماً به قدرت‌های بزرگ خارجی تکیه دارد و به‌دلیل نداشتن مشروعیت و مقبولیت خارجی برخلاف ترکیه نمی‌تواند مدعی الگو یا مدل بودن برای سایر ملت‌ها باشد و می‌کوشد که برای جلب متحد، به زر و زور متوسل شود.
با توجه به موارد گفته‌شده می‌توان گفت که دست‌کم در دوره‌ای میان‌مدت، اشتراک منافع عربستان ـ ترکیه در سطح حداقل خواهد ماند؛ زیرا عربستان در مسائل منطقه‌ای با ورود به عرصه‌هایی مانند کمک به پروژه آمریکایی ـ صهیونیستی شکل‌گیری موجودیت مستقل کردی در شمال سوریه، عملاً خطوط قرمز ترکیه را زیرپا می‌گذارد و ازسوی‌دیگر، مانند سابق دارای مزیت‌های اقتصادی درخور توجه برای راضی نگه داشتن آنکارا نیست؛ بنابراین می‌توان گفت که نشانه‌های موجود درمورد آیندۀ روابط دو کشور بیشتر به وقوع شکاف بیشتر بینشان دلالت می‌کنند.