تحلیلی بر روابط ژئوپلیتیک ایران و افغانستان (بحث اول: نگرش ژئوپلیتیک)

محسن جان‌پرور
5 مهر 97


افغانستان کشور جا‌مانده در پس چرخ‌های تاریخ و زنگارگرفته از بی‌مهری‌ها و ناملایمات افراط و تفریط‌های طبیعی و انسانی است. سرزمینی است که واقعیت‌های وجودی‌اش همچون منابع جغرافیایی قدرت آن، در پس غبارها پنهان شده و اذهان تمام جهان ازجمله ایران را درباره خود با تردید همراه کرده است؛ زیرا با کوچک‌ترین بحث درباره این سرزمین، بیشتر جنبه‌های منفی همچون وضعیت نابسامان مهاجران افغان در ایران، فقر، ناامنی، و تروریسم در ذهن‌ها شکل می‌گیرد و فراتر از آن قابل تصور نبوده و نیست.
اما در سال‌های اخیر، زنگارهای نشسته بر پیکره این سرزمین، درحال کنار رفتن است و واقعیت‌های وجودی آن خودنمایی کرده و تغییر نگرش به افغانستان به‌ویژه ازسوی ایرانیان را لزوماً سبب شده است؛ زیرا تلاش‌ها جهت تغییر و حرکت روبه‌پیش در این کشور سرعت گرفته و ازسوی‌دیگر، بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای همچون ایالات متحده که با جمهوری اسلامی ایران دشمنی دیرینه دارند بر آن‌اند که ظرفیت‌های افغانستان را بارور، و در برخی موارد آنها را بزرگنمایی کنند تا از آنها به‌منظور به‌حاشیه بردن ایران بهره‌ ببرند.
از مهم‌ترین دلایل بارز در این زمینه می‌توان به مسائل هیدروپلیتیک در دهه‌های اخیر اشاره کرد که با افزایش خشکسالی‌ها و شکل‌گیری تنش‌های آبی در شرق ایران و نیز سدسازی‌های متعدد در افغانستان روی سرشاخه‌های رودهای مرزی نظیر هریرود و هیرمند خودنمایی می‌کند؛ یا می‌توان از تغییر مسیر انتقال گاز از آسیای مرکزی (ترکمنستان) در قالب خط لوله تاپی که در ماه‌های اخیر توافقاتی را با خود به همراه داشته است، به‌عنوان جایگزین مسیر ایران نام برد.
براین‌مبنا، واقعیت‌ها و منابع جغرافیایی قدرت در افغانستان، چه برپایه حقیقت (نظیر: وجود سرچشمه‌های رودهای مرزی در این کشور) و چه برپایه غیرحقیقی و بزرگنمایی (نظیر: موقعیت بهتر افغانستان جهت صدور گاز ترکمنستان) مطرح و بارور شود، نیازمند آن است که جمهوری اسلامی ایران در نگرش خود به این کشور، به‌ویژه در حوزه مسائل ژئوپلیتیک تجدیدنظر کند تا از این طریق بتواند آن‌گونه که شایسته و بایسته است روابط و کنش خود را با این بازیگر براساس نگرش ژئوپلیتیک شکل دهد.
باید توجه داشت که مفهوم نگرش ژئوپلیتیک شاید از نگاه برخی ساده به‌نظر برسد، اما نیازمند تبیین است تا بتوان برپایه درک درست از آن پیش رفت. به بیان ساده باید گفت که مفهوم نگرش ژئوپلیتیک عبارت است از شیوه یا شیوه‌های طراحی بهترین، کوتاه‌ترین، کم‌هزینه‌ترین، و کارآمدترین استراتژی‌ها در نگاه به جهان بر‌پایه مؤلفه‌های ژئوپلیتیک خود و دیگران جهت بهره‌برداری از آنها در مناسبات محلی، ملی، منطقه‌ای و جهانی.
به‌منظور تحقق این هدف، نگرش ژئوپلیتیک در روابط ایران و افغانستان می‌تواند به صورت‌های مختلف به ایران جهت درپیش گرفتن استراتژی‌های واقع‌گرایانه برپایه مؤلفه‌های ژئوپلیتیک خود و افغانستان کمک کند. دستیابی به این مهم ـ یعنی استراتژی‌های کارآمد، کوتاه و کم‌هزینه ـ در گام نخست نیازمند رعایت دو توصیه اولیه است:
1.افزایش شناخت مؤلفه‌های ژئوپلیتیک خود و افغانستان: درپیش گرفتن هرگونه استراتژی در گام نخست نیازمند شناخت خود و بازیگر مقابل است. هرچقدر این شناخت ما از ظرفیت‌ها و ضعف‌های خود و بازیگر مقابل یعنی افغانستان بیشتر و کامل‌تر باشد، قاعدتاً تصمیم‌گیری‌ها و سیاست‌های درپیش‌گرفته‌شده چه‌بسا به واقعیت نزدیک‌تر باشند و استراتژی‌های کارآمدتر و موفق‌تری را برای ایران به همراه داشته باشند. توصیه می‌شود که به دور از هرگونه خودانگاری و خودبزرگ‌بینی ازیک‌سو، و هیچ‌انگاری و کوچک‌بینی بازیگر مقابل، برپایه واقعیت‌ها نه تصورات، شناخت خود را از مؤلفه‌های ژئوپلیتیک کشور خود و افغانستان بالا ببریم.
2.تلاش برای ایجاد تعادل بین ظرفیت‌ها و ضعف‌های ژئوپلیتیک خود در مقابل افغانستان: ایران باید بکوشد در مقابل افغانستان و هر بازیگر دیگری بین ظرفیت‌ها و ضعف‌های خود که برپایه مؤلفه‌های ژئوپلیتیک شکل گرفته‌اند تعادل ایجاد کند تا بتواند استراتژی کارآمدی داشته باشد؛ برای مثال، سال‌هاست که می‌دانیم در شرق ایران، ضعف ما در این است که نیازمند منابع آبی (رودهای مرزی هیرمند و هریرود) هستیم که از افغانستان سرچشمه می گیرند. این یعنی وابستگی مطلق به بازیگر دیگری به نام افغانستان که می‌تواند هر زمان و به هر نحو که بخواهد از آن علیه ایران استفاده کند، اگرچه تلاش‌هایی ازجمله انتقال آب از دریای عمان، خزر و تاجیکستان و غیره مطرح شده است و فارغ از درست یا غلط بودن این طرح‌ها، هیچ‌یک راه به جایی نبرده‌اند.
درمقابل، ظرفیت ایران در موقعیت جغرافیایی آن برای ورود افغانستان به تعاملات جهانی است، اما این ظرفیت مطلق نیست؛ زیرا افغانستان دارای گزینه‌های جایگزین دیگری همچون پاکستان است. درضمن، آنچنان‌که باید نتوانسته‌ایم از مؤلفه ژئوپلیتیک خود بهره ببریم، آن را شکوفا کنیم، افغانستان را به این موقعیت وابسته کنیم و ازاین‌طریق، ضعف خود را در نیاز به ورودی آب کاهش دهیم. براین‌مبنا، افغانستان در زمینه شکل‌دهی به استراتژی‌ها، در موقعیت فرادستی در مقابل ایران قرار گرفته است.
استادیار جغرافیای سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد