جایگاه افغانستان در روابط ایران و پاکستان در دولت عمران خانا

سید احمد فاطمی‌نژاد
5 مهر 97


با توجه به فعل و انفعالات سیاسی در پاکستان و روی‌کار آمدن دولت جدید در این کشور به‌نظر می‌رسد که روابط تهران ـ اسلام‌آباد آبستن رویکردها و رفتارهای متفاوتی است. عمران خان، هم در دوران مبارزات انتخاباتی و هم بعد از رسیدن به قدرت، بر تنش‌زدایی و گسترش روابط با همسایگان به‌ویژه ایران تأکید داشته و این امر مورد استقبال گسترده ایران واقع شده است. بااین‌حال، عوامل و متغیرهای متعددی در سطوح داخلی و خارجی وجود دارند که روابط ایران و پاکستان را تحت تأثیر قرار می‌دهند. مهم‌ترین متغیرهای داخلی به تفاوت‌های سیاسی، مذهبی و امنیتی، و مهم‌ترین عوامل خارجی به کیفیت روابط این دو کشور با آمریکا، عربستان و هند مربوط می‌شوند. دراین‌بین، وضعیت افغانستان نیز ازجمله متغیرهای خارجی‌ای است که می‌تواند باعث قوی یا ضعیف شدن روابط ایران و پاکستان شود.
وقتی از جایگاه افغانستان در روابط ایران و پاکستان سخن به‌میان می‌آید، لازم است میان عناصر بنیادی و مقطعی تأثیرگذار تمایز گذاشت. عناصر بنیادی مواردی هستند که هیچ‌یک از این دو کشور حاضر نیستند به‌سبب وجود عوامل دیگر، از پیگیری آنها در افغانستان دست بردارند؛ اما عناصر مقطعی مواردی هستند که ممکن است تحت‌الشعاع عوامل و موقعیت‌های جدید قرار بگیرند. براین‌اساس، عناصر بنیادی جایگاه افغانستان در روابط ایران و پاکستان عبارت‌اند از:
1.کاربرد افغانستان به‌عنوان عمق استراتژیک پاکستان: اگر ادعا کنیم که تمام سیاست خارجی پاکستان بر محور رقابت این کشور با هند می‌چرخد، به دور از واقعیت نیست. براین‌اساس، افغانستان جایگاه ویژه‌ای در رقابت پاکستان با هند دارد و اسلام‌آباد، افغانستان را عمق استراتژیک خود در رقابت با دهلی‌نو می‌داند؛ به‌ویژه ارتش پاکستان از این مسئله به‌شدت حمایت و پیگیری می‌کند. بنابراین، هرچند عمران خان همزمان از تنش‌زدایی با هند و حل مسئله کشمیر، گسترش روابط با ایران، و صلح با افغانستان صحبت کرده است، با توجه به اهمیت استراتژیک افغانستان برای پاکستان، نزدیکی دولت او با ارتش این کشور و روابط مطلوب نیاز ایران به هند، به‌ویژه در شرایط تزلزل برجام (که در مقابل رویکرد پاکستان به هند قرار می‌گیرد)، افغانستان می‌تواند حتی در دولت عمران خان به یکی از کانون‌های تضاد و حتی تنش پاکستان و ایران تبدیل شود.
2.شناسایی نفوذ ایران در افغانستان: ایران و پاکستان به علل مختلف تاریخی، ژئوپلیتیک، مردم‌شناختی و اقتصادی نفوذ گسترده‌ای در افغانستان دارند و همواره درپی تداوم این نفوذ بوده‌اند؛ بااین‌حال، هریک از این دو کشور در برهه‌های خاصی با توجه به حکومت موجود در افغانستان، بر دیگری پیشی گرفته و درپی گسترش حوزه نفوذ خود برآمده است. روی‌کار آمدن عمران خان در پاکستان در مقام اولین نخست‌وزیر پشتون با شعارهای صلح‌آمیز و آرمان‌گرایانه درقبال افغانستان و بدون سابقه سیاسی، مورد استقبال شدید کابل واقع شده است و می‌تواند باعث تحولات اساسی در روابط این دو کشور شود. اگر این تحولات، تهدید منافع ایران در افغانستان را به‌ویژه در مسائل اقتصادی و هیدروپلیتیک به‌دنبال داشته باشد، ممکن است این کشور به میدان تنش ایران و دولت عمران خان تبدیل شود.
در کنار عناصر بنیادی بالا می‌توان ازچند عنصر مقطعی یاد کرد که براساس آنها، جایگاه افغانستان امروز در روابط ایران و پاکستان تحلیل می‌شود. این عناصر عبارت‌اند از:
1.مخالفت با آمریکا: هم ایران و هم پاکستان به رویه آمریکا در افغانستان معترض‌اند. عمران خان در دوران مبارزات انتخاباتی به‌شدت از سیاست‌های کاخ سفید درقبال پاکستان و افغانستان انتقاد کرده بود و اکنون نیز روابط مطلوبی با آمریکا ندارد؛ به‌نحوی‌که کاخ سفید اخیراً برخی کمک‌های مرسوم خود را به پاکستان ملغی کرد. ایران نیز در شرایطی که آمریکا از برجام خارج شده، نیازمند دولت‌هایی است که به‌ویژه در حوزه‌های اقتصادی با آنها همکاری کند و پاکستان با توجه به پتانسیل‌های قابل توجهش می‌تواند یکی از گزینه‌های همکاری با تهران باشد. بنابراین می‌توان گفت که به‌طور مشخص وجود دشمن مشترک باعث همراهی ایران و پاکستان شده است.
2.کیفیت مذاکره با طالبان: آمریکا بعد از گذشت هفده سال از اشغال افغانستان به این نتیجه رسیده است که بدون مذاکره با طالبان نمی‌توان نظم را در این کشور نهادینه کرد. این عنصر نیز یکی از مواردی است که می‌تواند ایران و پاکستان را در کنار هم قرار دهد؛ زیرا رویکرد آمریکا حذف ایران و پاکستان و حتی دولت افغانستان از روند مذاکره با گروه طالبان است، درحالی‌که ایران و پاکستان خواهان حضور طرف‌های مؤثر و پرهیز از مذاکرات یکجانبه با گروه مذکورند.
3.چابهار: سومین عنصر مقطعی که می‌تواند نشانگر تأثیر افغانستان در روابط ایران و پاکستان باشد، اهمیت بندر چابهار برای تجارت افغانستان است. افغانستان بعد از برجام، به توسعه این بندر و گسترش تجارت خارجی خود از این طریق توجه ویژه‌ای داشته و حتی بعد از خروج آمریکا از برجام، رایزنی‌هایی را برای مستثنا شدن چابهار از تحریم‌های آمریکا شروع کرده است. این رویکرد افغانستان حمایت جدی هند و منفعت گسترده ایران را نیز درپی دارد و این همه، مطلوب پاکستان نیست؛ زیرا دولت عمران خان، که یکی از شعارهای اصلی‌اش بهبود وضعیت اقتصادی مردم است، قطعاً به پتانسیل‌های ترانزیتی این کشور ازجمله بندر گواتر توجه ویژه‌ای نشان داده و این درتضاد با توسعه چابهار است.

استادیار روابط بین‌الملل دانشگاه فردوسی مشهد