امارات متحده عربی و بلندپروازی‌های ژئوپلیتیک در جنوب غربی آسیا

رامین ندیمی
5 مهر 97
امروز چنین به‌نظر می‌رسد که رهبران عربستان سعودی در تلاش برای ایفای نقش رهبری در منطقه، به‌ویژه شبه‌جزیره عربستان و نواحی پیرامونی آن، پس از قطر با رقیب جدیدی مواجه شده‌اند. با نگاهی به تاریخ معاصر خاورمیانه می‌توان دریافت که عربستان سعودی ظرف دست‌کم چهار دهه گذشته، برای رسیدن به نقش رهبری در جهان اسلام و در حوزه شبه‌جزیره عربستان و مناطق پیرامونی‌اش با دو رقیب عمده، یعنی ایران ـ چه قبل و چه بعد از انقلاب اسلامی ـ و عراقِ تحت رهبری صدام حسین روبه‌رو بوده است؛ اما اکنون با درنظر گرفتن تحولات و رویدادهای منطقه، چنین دریافت می‌شود که ریاض در صفوف خودی‌ها با رقبای تازه‌ای روبه‌رو شده است. گذشته از قطر که دو سال از اعمال فشار ریاض و ابوظبی علیه آن و قطع رابطه این دو پایتخت با دوحه می‌گذرد، شاهدیم که امارات متحده عربی نیز دیگر نمی‌خواهد که نقش همیشگی برادر کوچک‌تر و مطیعی را ایفا کند که همواره مجری نیات و اهداف ریاض در منطقه بوده است. اقدامات اخیر اماراتی‌ها در جنوب یمن، شاخ آفریقا و خلیج عدن نشان می‌دهد که ابوظبی به آرامی، اما پیوسته درحال حرکت به‌سوی تبدیل شدن به قدرت منطقه‌ای توانمند و مستقلی از عربستان و به‌‌مثابه هژمون منطقه‌ای جدید عرب است. درحالی‌که امارات متحده عربی ظرف چند سال اخیر نشان داده که خواهان ایفای نقش پررنگ‌تری در جامعه بین‌المللی است، نیروهای مسلح امارات بر میزان حضور و تعامل با متحدان و شرکای بین‌المللی‌شان در طیف وسیعی از عملیات‌ها و نواحی دارای منافع برای آن کشور افزوده‌اند.
یمن و جزایر جنوبی
ائتلاف تحت رهبری عربستان سعودی، شامل امارات متحده عربی در سال 2015، با بمباران‌های هوایی و اعزام نیرو به یمن، برضد حوثی‌ها و به سود دولت مخلوع عبد ربه منصور هادی وارد عمل شدند. با این حال، پس از گذشت نزدیک به چهار سال از آغاز این مداخله، اکنون برای اماراتی‌ها حضور سیاسی و نظامی در جنوب یمن به موضوعی مهم‌تر از جنگ در بخش شمالی این کشور تبدیل شده که اغلب، صحنه رویارویی نیروهای مورد حمایت ریاض با حوثی‌ها بوده است. در‌حالی‌که هدف سعودی‌ها بازگرداندن هادی به قدرت و سرکوب جنبش انصارالله بوده، تلاش اماراتی‌ها بر گسترش نفوذشان در بخش جنوبی یمن و آموزش نیروهای امنیتی این کشور به‌منظور دستیابی به اهداف جاه‌طلبانه ژئوپلیتیکی متمرکز است.
در‌این‌راستا، می‌توان اهداف امارات متحده را چنین برشمرد: 1. تقسیم مجدد یمن برای ایجاد کشوری تحت‌الحمایۀ ابوظبی در جنوب که قادر باشد امنیت مسیرهای تجاری ازطریق بندر عدن به سایر نقاط دنیا را تأمین کند. 2. بهره‌برداری از منابع طبیعی یمن، و عرض اندام به‌مثابه هژمون منطقه‌ای. اماراتی‌ها به حوثی‌ها به چشم تهدیدی وجودی برای حاکمیتشان، آن‌طور که سعودی‌ها می‌نگرند، نگاه نمی‌کنند. با افزایش درگیری و تلاش عربستان برای به‌دست گرفتن کنترل شمال یمن، امارات با به‌کارگیری سیاست‌هایش در جنوب، دست بالا را به‌نفع گروه‌هایی کسب کرده که حفظ منافع و مقاصد ابوظبی را تضمین می‌کنند. امروز ابوظبی از این مناقشه به‌منظور حفظ دسترسی به دریای سرخ و خلیج‌ عدن استفاده می‌کند؛ درواقع، مقامات اماراتی‌ این طرح را با رویکردی نرم و ازطریق سرمایه‌گذاری در سیاست عمومی و توسعه اقتصادی استان‌های جنوبی یمن اجرا می‌کنند. در‌همین‌حال، امارات متحده پایگا‌ه‌های نظامی‌ای را در منطقه مرکزی حضرموت تأسیس و پیش‌تر نیز کنترل خود را بر شهر بندری عدن تثبیت کرد که توسط شورای انتقالی جنوب مورد حمایت ابوظبی، از دست دولت‌ هادی خارج شده بود. این شرایط به شرکت‌های اماراتی امکان می‌دهد که با سرمایه‌‌گذاری در زیرساخت‌های تجارت دریایی عدن، فعالیت‌ها را به این بندر بازگردانند.
این اقدامات، منافع امارات متحده را در مقابل عربستان سعودی قرار می‌دهد که آشکارا از دولت هادی و نیروهای وفادار به او حمایت می‌کند. از این‌روست که فعالیت‌های امارات در یمن، پرسش‌هایی درباره تعهد ابوظبی به اهداف ائتلاف تحت رهبری سعودی‌ها برای بازگرداندن دولت هادی به قدرت و حفظ یکپارچگی و حق حاکمیت این کشور پدید آورده است. براساس شواهد روزافزون، امارات متحده‌ به‌مثابه یک قدرت مالی درحال رشد در خلیج ‌فارس، درپی اهداف بلندپروازانه استراتژیکی است که کنترل جنوب یمن، دریای عرب، تنگه باب ‌المندب (ورودی جنوبی به دریای سرخ) و شاخ آفریقا را به دست آورد. بخش‌های مهم این طرح شامل بهره‌گیری از امکانات سیاسی و اقتصادی برای ایفای نقشی رو به توسعه و عقد توافقنامه‌های تجاری است تا به کمک آنها نفوذ منطقه‌ای‌اش را افزایش دهد. در این راستا، اماراتی‌ها با ساخت تأسیسات نظامی در خارج، در جستجوی افزایش حضور استراتژیک خود هستند تا بتوانند از آنها به‌مثابه جای‌پایی در نواحی حساس یا سکوهایی برای قدرت‌افکنی استفاده کنند.
براساس این طرح، اماراتی‌ها کنترل نظامی بر جزایر یمنی «سکوترا» در دریای عرب و «پریم» (با نام عربی میمون) در دهانه تنگه باب ‌المندب را به‌دست آورده‌اند و نیروهای یمنی مستقر در این جزایر، تحت حمایت و وفادار به ابوظبی هستند.
شاخ آفریقا
اخیراً مسئولان سومالی‌لند (در شمال سومالی) در برابر کسب حمایت بین‌المللی ازسوی ابوظبی، کنترل پایگاهی نظامی در بندر ‌بربرا‌ را به ارتش امارات متحده عربی سپرده‌اند. برپایه قرارداد دو طرف، اماراتی‌ها در ازای ارائه کمک مالی و حمایت از نیروهای امنیتی سومالی‌لند، می‌توانند از ناحیه‌ای به وسعت 40 کیلومترمربع به‌عنوان پایگاه نظامی استفاده کنند. شرکت‌های اماراتی نیز قراردادی به ارزش 44 میلیون دلار برای توسعه و بهره‌برداری از تأسیسات بندر بربرا به مدت سی‌سال و تبدیل آن به یک منطقه آزاد تجاری امضاء کرده‌اند. در‌همین‌حال، امارات متحده عربی توانسته در بندر «عصب» در اریتره نیز حضور نظامی پیدا کند و از آن به‌منظور پشتیبانی از عملیات نظامی خود در یمن بهره‌برداری کند.
راهکارهای استراتژیک امارات متحده عربی
در وهله نخست، موقعیت ژئوپلیتیکی امارات متحده هم مشکل‌زاست و هم فرصت‌آفرین؛ هرچند به نظر می‌رسد که موقعیت جغرافیایی امارات در داخل خلیج ‌فارس، به‌دلیل لزوم عبور از تنگه هرمز، دسترسی بنادر مهم این کشور را به آب‌های آزاد دشوار می‌سازد؛ قرار داشتن بخشی از خاک این کشور در «دریای عرب»، امتیازی استراتژیک برای تبدیل آن کشور به قدرت منطقه‌ای به‌شمار می‌رود؛ از‌این‌رو، برای ابوظبی مهم است که ارتباطات دریایی‌اش را در آب‌های دریای عرب و اقیانوس هند افزایش دهد. دوم اینکه تأسیسات مهم دریایی امارات متحده در «جبل علی» در امیرنشین دوبی در داخل خلیج ‌فارس قرار دارد، که آن را پشت تنگه هرمز که در کنترل ایران و عمان است، در موقعیت آسیب‌پذیری قرار می‌دهد. برای رفع این آسیب‌پذیری، امارات دست به توسعه و بهبود وضعیت بندر «خورفکان» یا توسعه بندر «فجیره» در خلیج عمان زده است. همچنین حضور امارات در بنادر بربرا و عصب می‌تواند موجب رفع نگرانی‌های این کشور در مورد توسعه تأسیسات بندری ایران و پاکستان شود که از نگاه ابوظبی رقیب‌هایی برای بنادر تجاری‌اش به‌شمار می‌روند. سوم، اماراتی‌ها می‌توانند در تلاشی هم‌زمان با سعودی‌ها، روابطشان با قطر را به‌دلیل هدفی مشترک ـ مقابله با ایران و هواداران این کشور در عراق، یمن و شامات ـ ترمیم کنند. اماراتی‌ها برای اجرای این راه‌کارها می‌توانند از هر دو نوع قدرت سخت و نرم به‌منظور پیشبرد منافع خود استفاده کنند.
جمع‌بندی
حضور و نفوذ امارات متحده عربی در یمن ‌باید از چشم‌انداز بزرگ‌تری دیده شود. امارات ازطریق کنترل مراکز مهم و استراتژیک تجاری در اطراف شبه‌جزیره عربستان، درپی ایجاد ساختاری فرامنطقه‌ای در خاورمیانه و خارج از آن، به‌منظور گسترش تجارت سوخت‌های فسیلی‌اش در اروپا و آمریکای شمالی است. ابوظبی برای دستیابی به این هدف، تلاش خود را بر هموار کردن راه‌های موجود به‌سوی زیرساخت‌های انرژی و امنیتی منطقه از اریتره و سومالی‌لند تا قبرس و بنغازی متمرکز کرده است. این بلندپروازی‌های ابوظبی در یمن دربرگیرنده گام‌های مهمی بوده است که عبارتند از: 1. به دست گرفتن کنترل جزایر پریم در تنگه باب ‌‌المندب و سوکوترا در خلیج عدن به‌منظور ایجاد یک کلونی اماراتی، ازجمله با حضور نظامی و 2. به دست آوردن کنترل بر بنادر یمن.
به عقیده شماری از تحلیل‌گران، بعید به نظر می‌رسد که تداوم درگیری ویرانگر در یمن و اختلافات منطقه‌ای با ایران و قطر موجب توقف امارات متحده عربی از پیگیری منافع ژئواستراتژیک خود در یمن، خلیج عدن و شاخ ‌آفریقا شود؛ حتی اگر پیگیری این بلندپروازی‌ها منافع ابوظبی و ریاض را در‌برابر یکدیگر قرار دهد.