درباره یادداشت جنجال‌برانگیز روزنامه نیویورک تایمز

روزبه حاتمی
28 شهریور 97


یادداشت نیویورک تایمز به قلم «فرد ناشناس بلندپایه‌ «خبر جدیدی را به مخاطب نمی‌دهد؛ اما اهمیت ویژه‌ای دارد. این یادداشت مهر تأییدی است بر شنیده‌ها و شایعات گسترده‌ای که درباره کابینه و شخصیت چهل‌وپنجمین رئیس‌جمهور آمریکا بیان شده است.
روز چهارشنبه 5 سپتامبر، روزنامه نیویورک تایمز مطلبی را به قلم فردی بلندپایه که نخواسته بود نامش فاش شود چاپ کرد. این یادداشت به گروهی در داخل کاخ سفید و کابینه ترامپ اشاره می‌کرد که سعی می‌کنند مانع اجرای سیاست‌ها و تصمیمات نابخردانه رئیس‌جمهور شوند و درتلاش‌اند که بدترین تمایلات وی را کنترل کنند. تا روز جمعه، بیش از 23 هزار نفر از خوانندگان و مخاطبان، پرسش‌های خود را درباره چرایی و چگونگی چاپ این یادداشت، روانه نیویورک تایمز کردند. روزنامه اشاره کرده که این یادداشت ازطریق واسطۀ مورد اعتماد نیویورک تایمز به دست روزنامه رسیده و به این دلیل چاپ شده است که حاوی نکاتی از تجربیات دست اولی است که تاکنون بیان نشده‌اند. ترامپ حالا گروهی را بسیج کرده است که این نویسنده ناشناس را پیدا کنند و به‌سبب اشاره وی به نام مک کین و مسائل سیاست خارجی احتمال می‌دهد که وی یکی از اعضای تیم امنیت ملی کابینه باشد.
این نخستین‌بار نیست که نویسنده‌ای ناشناس مطلبی مهم در زمینه مسائل سیاسی آمریکا به چاپ می‌رساند. در سال 1947، فردی با نام آقای ایکس مقاله‌ای بسیار اثرگذار برای مجله سیاست خارجی در باب سیاست مهار گرایش‌های توسعه‌طلبانه اتحاد شوروی نوشت. بعدها مشخص شد که نویسنده آن مقاله جورج کنان، دیپلمات و متفکر برجسته و نفر دوم سفارت آمریکا در شوروی بوده است. در همه این سال‌ها، مطالب و یادداشت‌های ناشناس دیگری هم نوشته شدند که جملگی در زمان خود اثرگذار بودند؛ ازجمله افشای ماجرای واترگیت در دوره نیکسون توسط باب وودوارد، روزنامه‌نگار واشینگتن پست با منبعی ناشناس با نام مستعار «Deep Throat».
دولت فعلی آمریکا تا اینجا رکوددار چنین بحث‌ها و شنیده‌هایی است. در نخستین هفته‌های شروع به کار کابینه ترامپ، به‌شکل غیررسمی گزارش شده بود که جیمز متیس، وزیر دفاع؛ رکس تیلرسون، وزیر امور خارجه؛ و ژنرال مک‌مستر، مشاور امنیت ملی، به‌طور خصوصی باهم توافق کرده‌اند که هیچ‌وقت هر سه نفر همزمان خارج از واشینگتن نباشند تا دست‌کم یک نفر از آنها بتواند از نزدیک ترامپ را کنترل کند. باب وودوارد، در کتاب اخیر خود «ترس، ترامپ در کاخ سفید» نوشته است که گری کوهن، مشاور ارشد اقتصادی پیشین ترامپ، مدارکی را از روی میز رئیس‌جمهور دزدیده است تا ترامپ نتواند تصمیمی علیه پیمان نفتا یا قرارداد تجاری با کره جنوبی اتخاذ کند. وی اضافه کرده است که ژنرال متیس، وزیر دفاع، درخواست ترامپ را درخصوص ترور بشار اسد مسکوت گذاشته است. اهمیت یادداشت نیویورک تایمز به قلم «فرد ناشناس بلندپایه» در این است که چنین گزارش‌هایی بیش‌ازپیش رنگ واقعیت به خود می‌گیرند.
نویسنده گمنام البته نگاهی هم به آینده سیاسی خود داشته است. با نگارش این یادداشت، وی فاصله‌اش را با ترامپ حفظ می‌کند و می‌کوشد نشان دهد با اغلب تصمیمات ترامپ موافق نیست. هر زمان که این مقام بلندپایه احساس کند خطری وی را تهدید نمی‌کند، هویت خود را فاش خواهد ساخت تا از امتیاز مخالفت با ترامپ و پرستیژ عضویت در آنچه اصطلاحاً «گروه مقاومت» خوانده می‌شود استفاده کند. نکته ظریف قابل توجه این است که اگر فرض بگیریم چنان گروه مقاومتی که در این یادداشت ادعا شده وجود دارد، درواقع، می‌توان گفت که بخش غیرانتخابی کابینه درحال ایجاد اخلال پنهانی در کارهای فردی است که مردم او را انتخاب کرده‌اند. چنانچه این مسئله به رویه سیاسی تبدیل شود، واشینگتن با دردسرهای زیادی در آینده مواجه خواهد شد. گروهی ناشناخته می‌توانند بدون پرداخت هزینه‌های سیاسی در دل ساختار تصمیم‌گیری فعالیت کنند و منتفع شوند. نویسنده گمنام با استفاده از اصطلاح «قهرمانان گمنام» سعی کرده است برای فعالیت خود در کابینه ترامپ ارزشی اجتماعی ـ سیاسی ایجاد کند. این موضوع مورد انتقاد برخی فعالان و شخصیت‌های سیاسی‌ای قرار گرفته که باور دارند در درجه اول، وی باید استعفا کند و این موارد را با نام خود آشکارا بیان کند.
ترامپ به‌دفعات اعلام کرده که به هیچ‌کس به‌جز افراد خانواده‌اش اعتماد ندارد. وی بارها علیه رقبای خود از «تئوری توطئه» استفاده کرده است؛ اما این‌بار با چاپ کتاب «وودوارد» و انتشار یادداشت نیویورک تایمز، بیش‌ازپیش خود را اسیر حلقه توطئه‌های داخلی می‌بیند و خشمگین‌تر خواهد شد. این یادداشت به چند دلیل مشخص به‌شدت ترامپ را آزار خواهد داد، به‌شکلی که به گفته برخی، نویسنده متن با شناخت شخصی و دقیقی که از اخلاق رئیس‌جمهور داشته، چنان متنی را نوشته است که او را دیوانه‌تر کند. ترامپ که در سال‌های پیش از ریاست‌جمهوری با یک شوی تلویزیونی با نام «کارآموز» معروفیت رسانه‌ای دوچندانی پیدا کرده بود انتظار نداشت که در مقام ریاست‌جمهوری هدف حمله رسانه‌ها قرار بگیرد؛ به‌ویژه رسانه‌ای که از شهر خودش نیویورک باشد. دیگر اینکه ترامپ سال‌ها در شرکت خود دستور می‌داده و درصورت سرپیچی افراد، بدون تبعات قابل توجهی، آنها را اخراج می‌کرده است. امروز این واقعیت که یک نفر از زیردستانش به‌شکل ناشناس درحال سرپیچی از وی است برایش عذاب‌آور خواهد بود. این موضوع باعث می‌شود که وی نزد افکار عمومی ضعیف جلوه کند؛ درحالی‌که دونالد ترامپ همیشه سعی کرده است خلافش را نشان دهد.
بسیاری از اطرافیان ترامپ و اعضای کابینه ازجمله مایک پنس، معاون رئیس‌جمهور، نوشتن این یادداشت را تکذیب کرده‌اند؛ اما آیا این تکذیبیه‌ها کافی است؟ مارک فلت، معاون اف‌بی‌آی در دولت نیکسون، منبع اطلاعاتی گمنامی بود که رسوایی واترگیت را افشا کرد و تا سال‌ها ناشناس ماند. وی بارها در مصاحبه‌های خود تکذیب کرده بود که منبع اصلی اطلاعات باب وودوارد برای لو دادن واترگیت بوده است.