سفر دکتر ظریف به پاکستان و واقعیت‌های پیشِ رو

حسام‌الدین حجت‌زاده
10 شهریور 97

سفر دو روزه دکتر محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران به پاکستان در 30 و 31 اوت (8 و 9 شهریور) و دیدارش با نخست‌وزیر جدید، فرمانده ارتش، رئیس مجلس و وزیر امور خارجه این کشور از جهات مختلف حائز اهمیت است. دلایل اهمیت این سفر عبارتند از:
1. وزیر خارجه ایران نخستین مقام بلندپایه خارجی بود که پس از انتخاب عمران احمد خان نیازی به نخست‌وزیری پاکستان، از این کشور دیدار کرده است؛
2. آگاه شدن جمهوری اسلامی ایران از مواضع دولت جدید اسلام‌آباد ضرورت دارد؛ هرچند در پاکستان سیاست‌گذاری‌ها، به‌ویژه در حوزه سیاست خارجی بدون هماهنگی و تأیید ارتش قدرتمند این کشور ممکن نیست. درمقابل، لازم بود که عمران‌خان و دولت او نیز از مواضع تهران درقبال روابط دوجانبه، مسائل منطقه‌ای و بین‌المللی اطلاع پیدا کنند تا شناخت بهتر و جامع‌تری در مسیر بهبود روابط و نزدیکی به ایران که از اولویت‌های اوست، به‌دست بیاورد؛
3. با توجه به اوضاع نابسامان غرب آسیا و همچنین موج تازه تحریم‌ها برضد ایران و پاکستان ازسوی دولت دونالد ترامپ، تهران و اسلام‌آباد باید مواضع و سیاست‌هایشان را هماهنگ کنند؛
4. لازم است که روابط ایران و پاکستان، به‌ویژه در عرصه تجارت و اقتصاد گسترش یابند؛ این موضوع مورد تأکید عمران‌خان و اسد قیصر، رئیس جدید مجلس ملی پاکستان هم قرار گرفت. دراین‌رابطه، طرف پاکستانی بیشتر در نظر دارد که برای انجام چند پروژه مهم که به ثبات اقتصادی آن کشور کمک فراوانی می‌کنند (مانند طرح کریدور اقتصادی پاکستان ـ چین)، قراردادهایی را با جمهوری اسلامی ایران به امضاء برساند. به‌علاوه، اسلام‌آباد تمایل زیادی برای سرمایه‌گذاری در بخش انرژی ایران دارد و این برای جمهوری اسلامی که از نوامبر 2018 با چالش جدی تحریم‌های نفتی ازسوی واشینگتن روبه‌رو خواهد شد، فرصتی مغتنم است.
اینها گوشه‌هایی از واقعیت‌های روابط تهران ـ اسلام‌آباد و بخشی از اهداف آشکار سفر آقای ظریف به پاکستان بود؛ اما آنچه گفته شد، همه واقعیت نیست. درواقع، شاید بخش ناپیدا یا کمتر دیده‌شده روابط ایران و پاکستان را بتوان اینگونه بیان کرد:
1. اولویت‌های اصلی سیاست خارجی پاکستان در دوران نخست‌وزیری عمران‌خان: واقعیت آن است که زمامداران پاکستانی همچون دیگر سران کشورها، خواهان داشتن رابطه‌ای آرام و پایدار با جمهوری اسلامی هستند؛ اما هم‌زمان، خواسته یا ناخواسته باید با دولت‌های رقیبِ ایران، مانند ترکیه و قطر یا رقبای متخاصم، ازجمله آمریکا، عربستان سعودی، و امارات متحده عربی نیز رابطه داشته باشد و تعامل کند. بنابراین، عمران‌خان مانند اسلاف نظامی و غیرنظامی‌اش، در وهله اول سعی دارد که اصل موازنه را در روابط اسلام‌آباد با واشینگتن و تهران و سپس موازنه در روابط کشورش با تهران، ریاض، ابوظبی و دیگران رعایت کند. بنابراین، حال که دولت جدید پاکستان مشتاقانه از اولویت دادن به روابط با جمهوری اسلامی سخن می‌گوید و عمران‌خان به عمد، ایران را مقصد نخستین سفر خارجی خود در ماه سپتامبر قرار داده است، نباید انتظار داشت که روابط سیاسی، اقتصادی و نظامی پاکستان با آمریکا، سعودی و دیگر رقبای متخاصم تهران به حاشیه رفته و کم‌رنگ شوند.
دراین‌میان، به‌نظر می‌رسد نخست‌وزیر جدید پاکستان هوشیارانه تظاهر می‌کند که در روابط با ایران بسیار جدی‌تر از اسلاف خویش است تا به‌ویژه آمریکا و عربستان تحریک شوند و برای دور کردن اسلام‌آباد از جمهوری اسلامی امتیازات متعددی به دولت عمران خان
بدهند.
اولویت دیگر دولت عمران‌خان، پویاسازی دستگاه دیپلماسی این کشور با هدف جلوگیری از تشدید انزوای منطقه‌ای پاکستان (میراث شوم دولت‌های قبلی و ارتش این کشور) است. به‌همین‌منظور، او وعده میانجیگری بین ایران و سعودی را مطرح کرده و با همین هدف، پس از تهران عازم ریاض خواهد شد. به‌علاوه، عمران‌خان با انتخاب محمودشاه قریشی، دیپلمات کارکشته‌ای که هم‌زمان روابط خوبی با ایران و عربستان دارد، نشان داد که دراین‌زمینه جدی است. بااین‌حال، هرچند با توجه به عمق اختلافات سیاسی و ایدئولوژیک سعودی‌ها با جمهوری اسلامی، نمی‌توان انتظار چندانی از سیاست میانجیگرانه اسلام‌آباد داشت، اما حتی اندک پیشرفتی در این مورد، وِجهه دولت جدید پاکستان را نزد افکار‌عمومی در داخل و خارج بهبود خواهد بخشید.
موضوع کشمیر دیگر اولویت نخست‌وزیر جدید پاکستان است که وعده حل‌وفصل آن با هند را داده است. درعین‌حال، عمران‌خان که در دیدار با وزیر امور خارجه ایران از مواضع صریح مقام معظم رهبری در ماه‌های اخیر در حمایت از حق تعیین سرنوشت مردم کشمیر توسط خودشان بسیار سپاسگزاری کرد، به‌نظر می‌رسد که حساب ویژه‌ای روی حمایت ایران از موضع پاکستان درمورد «اشغال بخش عمده‌ای از کشمیر توسط هند» باز کرده است.
2. نیاز متقابل ایران و پاکستان به دوستانی در دوران تحریم: واقعیت تلخ آن است که اگر تا آغاز ماه نوامبر، ایران نتواند با گروه 4+1 در زمینه حفظ برجام و دستاوردهای اقتصادی آن ازطریق یافتن راهکارهایی عملی برای تداوم سرمایه‌گذاری و تجارت به توافق برسد، آینده اقتصاد ایران پس از کلید خوردن تحریم‌های نفتی، مبهم‌تر از قبل خواهد شد. درواقع، ایران فقط نمی‌تواند به وعده‌های چین، روسیه و تا حدی هند و ترکیه دلخوش کند؛ دراین‌میان، کشورهایی مانند پاکستان می‌توانند دوستان خوبی برای ایران در دوران تحریم باشند. درنتیجه، ایران ضمن استقبال از ابراز تمایل دولت عمران‌خان برای سرمایه‌گذاری در ایران، به‌ویژه در حوزه انرژی و همکاری برای تکمیل طرح خط لوله ایران ـ پاکستان (موسوم به خط لوله صلح) به‌دنبال سفر آقای ظریف به اسلام‌آباد، امیدوار است که پاکستانی‌ها برای دور زدن تحریم‌های اولیه و ثانویه آمریکا به تهران کمک کنند.
در عرصه هسته‌ای نیز درحالی‌که نخست‌وزیر و وزیر خارجه جدید پاکستان با توجه به تأیید پایبندی ایران به تعهداتش توسط سازمان بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA) یک‌صدا حمایت خود را از برنامه هسته‌ای صلح‌آمیز ایران اعلام کرده‌اند، اما به‌طور قطع انتظار دارند که جمهوری اسلامی نیز متقابلاً از برنامه اتمی پاکستان (به‌عنوان تنها کشور مسلمان دارای سلاح هسته‌ای) در برابر تحریم‌های آمریکا و تهدیدات هند حمایت کند. دولت ترامپ به‌تازگی علاوه‌بر خودداری از تخصیص سیصد میلیون دلار از مجموع کمک‌های نظامی معهود به پاکستان، دو شرکت این کشور را به اتهام ارتباط با برنامه‌های موشکی و هسته‌ای پاکستان در فهرست تحریم‌ها قرار داد؛ اقدامی که واکنش منفی دولت جدید این کشور و استقبال رسانه‌های هندی را درپی داشت. ازسوی‌دیگر، برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی نیز نگرانی‌هایی در دهلی نو برانگیخته است و حمایت پاکستان از این برنامه و شاید آغاز دور تازه همکاری‌های طرفین در دو حوزه هسته‌ای و نظامی، هشداری جدی برای هند و همچنین آمریکا، عربستان و رژیم صهیونیستی خواهد بود.