مديريت محتوا
 
روسیه و منازعات ایران و رژیم صهیونیستی

حسین آجورلو

در چند ماه اخیر، اخبار گوناگونی از بازیگری روسیه در سوریه به‌خصوص مرتبط با منازعات ایران و رژیم صهیونیستی پخش، و منجربه ارائه تحلیل‌های بعضاً متناقض شده است. سؤال این است که چه عوامل و متغیرهایی بر سیاست روسیه در منازعات ایران و رژیم صهیونیستی اثرگذارند. در پاسخ می‌توان گفت روسیه سعی دارد با اتخاذ راهبردها و سیاست‌هایی مدیریت بحران سوریه را در اختیار داشته باشد و منازعات سایر بازیگران نتواند مهار موضوع را از دست این کشور خارج کند.
جمهوری اسلامی ایران به‌دلیلِ داشتنِ روابط استراتژیک با سوریه از ابتدای بحران، بازیگری فعال بوده و نقش مهمی را در تداوم بقای نظام سوریه برعهده داشته است. روسیه به نقش جمهوری اسلامی ایران و محور تابع آن نیز آگاه است؛ به‌همین‌دلیل می‌کوشد این نقش را کنار راهبردهایش در بحران سوریه پابرجا نگه دارد؛ چون جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت از اثرگذاری قابل‌توجهی در عرصه میدانی بحران سوریه برخوردارند و هرگونه تضعیف این نقش، زمینه را برای تشدید بحران و بازگشت گروه‌های تکفیری مهیا می‌کند و زمینه‌ساز تضعیف نظام سوریه می‌شود که خلاف خواست روسیه است. ازسوی‌دیگر، بازیگریِ عنصری ضدغربی همچون ایران در سوریه، فضا را برای به‌رسمیت‌شناسی جایگاه روسیه در سوریه در عرصه بین‌المللی فراهم می‌کند.
به‌نظر می‌رسد که خروج جمهوری اسلامی ایران از سوریه و یکه‌تازی روس‌ها در این کشور و کرانه‌های راهبردی‌اش در دریای مدیترانه نیز مطلوب هیچ‌یک از طرف‌های صهیونیستی و اروپایی نباشد، ولی عجالتاً آنچه سامان صهیونیست‌ها را در جولان برهم زده، حضور جمهوری اسلامی ایران در حوالی این منطقه است که برای دفع خطر بالفعل، حضور و صحنه‌گردانی روس‌ها در سوریه را تحمل می‌کنند.
روسیه هرچند دارای روابطی ممتاز با سوریه و ایران است ولی سعی کرده روابط خود را با رژیم صهیونیستی هم حفظ کند که می‌توان علل آن را چنین برشمرد:
1.تثبیت نقش بین‌المللی روسیه: روسیه از ابتدای بحران سوریه هدفی اساسی را دنبال کرده و آن حفظ جایگاه خود در سوریه به‌عنوان یکی از کشورهای اثرگذار غرب آسیاست. دراین‌راستا، حتی به گزینه نظامی توسل جسته است که این‌هم به مشروعیت بین‌المللی نیاز دارد. این مشروعیت نیازمند سازِکار خاص خود است که یکی از این سازکارها تعامل با دیگر بازیگران فعال در عرصه سوریه است که رژیم صهیونیستی یکی از آنهاست.
2.تردیدها درمورد تغییر راهبرد نظامی رژیم صهیونیستی: هرگونه تغییر اساسی در ساختار سیاسی و امنیتی سوریه منجربه تغییر راهبرد نظامی رژیم صهیونیستی خواهد شد و به‌سبب نزدیکی آن رژیم با آمریکا، بهره‌مندی از عایدات اقتصادی و امنیتی باعث خواهد شد که برای روسیه به‌عنوان رقیب آمریکا نکته‌ای منفی باشد و ممکن است در منطقه نیز توازن را به زیان روسیه رقم بزند.
3.ترس از اقدام جدی رژیم صهیونیستی علیه نظام سوریه: روسیه می‌پندارد که هرگونه به حاشیه راندن رژیم صهیونیستی در بحران سوریه، امکان اقدام نظامی آن رژیم علیه نظام سوریه را بالا می‌برد و درعین‌حال، به‌دلیل نزدیکی دمشق به مرزهای فلسطین اشغالی و بالا بودن هزینه درگیری نظامی روسیه با رژیم صهیونیستی، به‌علت نزدیکی این رژیم به آمریکا، امکان گسترش درگیری نیز وجود دارد. پس روس‌ها می‌کوشند که مانع از این درگیری احتمالی شوند.
4.جلوگیری از نقش‌آفرینی بیشتر آمریکا در سوریه: چون رژیم صهیونیستی با آمریکا روابط استراتژیک دارد، پس هرقدر در موضع ضعف قرار گیرد، تلاش خود را برای درگیر کردن بیشتر آمریکا در سوریه مضاعف خواهد کرد که این نیز برخلاف خواست روسیه است.
5.نزدیکی صهیونیست‌ها به ساختار قدرت در روسیه: روسیه دارای اقلیتی قابل‌توجه از یهودیان است که به‌دلیل جایگاه ویژه اقتصادی‌شان توانسته‌اند در ساختار قدرت روسیه جایگاهی پیدا کنند و این امر در کنار حضور جدی صهیونیست‌های روس‌تبار در ساختار سیاسی و امنیتی رژیم صهیونیستی، مانع از ایجاد شکاف جدی در روابط میان این دو بازیگر شده است.
6.لابی صهیونیست‌ها در واشینگتن: روسیه با اطلاع از جایگاه و نقش لابی صهیونیست‌ها در واشینگتن سعی دارد ضمن حفظ رابطه مقبول با رژیم صهیونیستی، به‌طور غیرمستقیم به کنترل سیاست‌های ضدروسی این لابی در واشینگتن بپردازد؛ زیرا درصورت تیره شدن روابط روسیه و رژیم صهیونیستی ممکن است این لابی صهیونیستی با استفاده از نفوذ خود در کاخ سفید و کنگره، هزینه‌های سیاسی و امنیتی روسیه را بالا ببرد.
در جمع‌بندی می‌توان گفت روسیه به حضور استراتژیک جمهوری اسلامی ایران در سوریه نیاز دارد، ولی می‌کوشد مدیریت عرصه سوریه را در اختیار داشته باشد؛ به‌همین‌منظور سعی می‌کند با اتخاذ سیاستی مانع از جدی شدن منازعه ایران و رژیم صهیونیستی در سوریه شود که حاصل آن خارج شدن کنترل اوضاع از دست روسیه و برهم خوردن نظم امنیتی فعلی است. دراین‌راستا، جمهوری اسلامی ایران باید با شناخت دقیق منافع طرف‌های درگیر در سوریه، به‌خصوص روس‌ها و همچنین رصد اقدامات ایشان، به این سمت حرکت کند که صحنه سوریه به‌خصوص جبهه جولان همچنان پویا باقی بماند و مانع از شکل‌گیری یک رژیم عرفی و حقوقی در این منطقه شود که حاصل آن کمرنگ شدن جایگاه ایران در سوریه شود که چون در بلندمدت، بازدارندگی ایران در منطقه را ازبین خواهد برد.