خبر 1370
 
الزامات تهیه بسته پیشنهادی امنیتی ـ سیاسی ایران به اتحادیه اروپایی
علی اسمعیلی اردکانی (پژوهشگر مسائل اروپا)

برداشت ایران از ثبات و امنیت منطقه‌ای فهمی دیگر گزین است. درهم‌تنیدگی فرهنگ، تاریخ و جغرافیا در این منطقه باعث شده تا فهم امنیت ایران به‌لحاظ هستی‌شناختی ماهیتی جمع‌گرا پیدا کند؛ به‌عبارتی‌دیگر، کسی امنیت را به‌شکل منفعت‌محور و تک‌محوری تعریف نکند. از منظر ایران، برای نزدیک کردن ذهنیت‌ امنیتی درباره منطقه خاورمیانه و پر کردن شکاف‌شناختی مسائل امنیتی باید گفتگو کرد و از فرایند همین گفتگو است که می‌توان شکاف‌های موجود در مباحث امنیتی را پر کرد. نمونه موفق این تجویز برجام بود. با این مقدمه، می‌توان با درنظر گرفتن الزاماتی از طرح بسته پیشنهادی ایران به اروپایی‌ها صحبت کرد که ضمن تصمیم و اجماع نظام درباره آن، وزارت امور خارجه مجری آن باشد. 

نگاه فعلی ایران به کنشگری اتحادیه اروپایی
ایران باید تلاش کند ذهنیت اروپا را از نگاه آمریکایی‌ها به منطقه، نظم مطلوب امنیتی و همچنین راه‌های رسیدن به این نظم جدا کند؛ زیرا آمریکایی‌ها با ذهنیت هژمونی‌طلب اواخر قرن بیست و اوایل قرن بیست‌ویک خود و در فضایی غیرواقعی به مسائل و نظم امنیتی جهان و به‌خصوص منطقه غرب آسیا نگاه می‌کنند. بدون شک، این نگاه نمی‌تواند منطبق بر کارکردهای لازم برای همکاری ایران و اروپا باشد.
ایران به‌دنبال این است در چهارچوب نگاه همکاری‌جویانه خود به بحث امنیت‏، سازوکارهای گفتگو برای نزدیکی نظر و دیدگاه در حوزه‌های موضوعی مختلف ازجمله قاچاق مواد مخدر تا انسان، مهاجرت و تروریسم را به‌شکل موضوعی پیش ببرد. به‌نظر می‌رسد تلاش برای تعریف مشترک از موضوعات و اولویت‌های امنیتی دوطرف نهایتاً به دستور کاری برای گفتگوهای امنیتی و سیاسی دوگانه تبدیل شود. 
دراین‌راستا، گام اول آغاز گفتگوی هدفمند با تشکیل کارگروه‌های مشترک درمورد بحران‌های منطقه‌ای ازجمله مقابله با تروریسم تکفیری و بحران‌های عراق، سوریه، افغانستان و یمن است. تعیین چنین دستور کار مشترکی می‌تواند فشارهای آمریکا روی اروپا را کم‌اثر کرده و از اروپا به‌عنوان بازیگری مؤثر و جهانی چهره‌ای مستقل بسازد. این گفتگوهای مبتنی‌بر دستور کار مشخص ضمن اینکه می‌تواند روند تخریب برجام را مهار کند، از تنش‌های احتمالی جدید در روابط خارجی پیشگیری خواهد نمود. این امر با منطق طرف‌های غربی که انتظار داشتند برجام گشایشی برای حل بحران‌های منطقه ازجمله در سوریه، یمن و عراق باشد نیز همخوان است. مؤثر بودن گفتگوهای گفته‌شده را می توان با استناد به اعلام صریح نقش مثبت منطقه‌ای ایران در مقابله با داعش در عراق  و سوریه در صحبت‌های وزیر پیشین امور خارجه آمریکا و حذف پیش‌شرط عدم حضور ایران در مذاکرات بین‌المللی سوریه در پایان مذاکرات برجام توضیح داد.
مذاکرات هسته‌ای نشان داد راه رسیدن به منطقه‌ای پایدارتر که در آن ایران و اروپا بتوانند همزمان با اختلافات در منافع، با هم همکاری کنند، وجود دارد. در این مذاکرات، مذاکره‌کنندگان در ابتدا روی اصولی توافق کردند که آخر خط را برایشان روشن کرد. ازاین‌رو، ایران و اروپا می‌توانند با جدا کردن مسائل مختلف از هم بر روی مسئله امنیت تأکید و دستاوردهای کوتاه و میان‌مدت آن را تعریف کنند. بنابراین همان‌طور که دو ماه قبل از توافق نهایی هسته‌ای در ژوئیه 2015، رهبری تصریح کرده بودند که برجام ملاکی است برای بررسی سایر همکاری‌ها، درحال‌حاضر نیز ایران با رصد رفتار اروپا درمورد حمایت از برجام به‌دنبال آن است تا ارزیابی کند که آیا اروپا در مسائل منطقه‌ای و تعریف حوزه مشترک امنیتی در خارج نزدیک این اتحادیه بازیگری قابل اتکا هست یا خیر؟ 
به‌عبارتی‌دیگر، ایران و اتحادیه اروپایی با نوعی هم‌سطحی محیطی، رفتاری و ذهنی می‌توانند اولویت‌های امنیتی خود را به یکدیگر نزدیک کنند. ضرورت این امر با توجه به نظم درحال تغییر خاورمیانه بسیار بااهمیت خواهد بود. وجود این نظم نیازمند یک دولت ـ ملت است. با این تعبیر، به زعم اکثر پژوهشگران، ایران تنها کشوری است که ویژگی‌های دولت ـ ملت را در منطقه پرآشوب خاورمیانه و خلیج فارس دارد.
در ادامه به‌صورت مشخص الزامات پیشنهادی برای تهیه بسته پیشنهادی ایران به اروپا را می‌توان اینگونه برشمرد: 
1. «توافق بر سر اصول و قواعد نظم بدون توجه به قواعد بازی» یک الگوی پیشنهادی برای همکاری امنیتی منطقه‌ای است. این امر نیازمند این است که ابتدا نتایج حاصل از اصول و قواعد مشترک نظم امنیتی مورد گفتگو و توافق قرار گرفته و بعد از ارزیابی منطق سود و زیان آن، مسیر کلی رسیدن به نظم موردنظر تعیین شود. مثالی از این الگو را می‌توان اینگونه توضیح داد که  برای مثال جلوگیری از گسترش حوزه نفوذ سرزمینی تروریسم مورد توافق طرفین باشد، اما محدوده عملیاتی و راهبردهای موردنیاز برای آن بدون دخالت نیروی سوم انجام شود.
2. ایران می‌تواند در یک خط و الگوی مشخص دستور کار امنیتی خود را برای منطقه و جهان با اتحادیه اروپایی به اشتراک بگذارد. نخبگان ایرانی معتقدند برای این کار اتحادیه اروپایی باید لنز امنیتی خود را که با معیارهای آمریکا تنظیم شده به بررسی‌های میدانی و واقعی خاورمیانه نزدیک کند. اروپا باید با بازنگری رویکرد واقع‌گرایانه رمانتیک خود، چشم‌انداز و نقشی را که در راهبردهای خود تعیین کرده را فارغ از محدودیت‌های ناشی از منافع آمریکا و متحدان منطقه‌ای‌اش در خاورمیانه دنبال کند. این فرمول بود که دستاوردی چون برجام را برای این اتحادیه به‌همراه داشت و باعث بالا رفتن جایگاه امنیتی ـ سیاسی این موجودیت در نظم و امنیت بین‌الملل شد. 
3. ایران و اروپا هر دو به یک محیط امن نیازمندند تا به‌واسطه آن منابع داخلی خود را در جهتی به‌جز ترمیم خلأ‌های امنیت منطقه و جهان پر کنند. تجمیع نیروها و ظرفیت‌های داخلی برای توسعه و رفاه حداکثری در برنامه جمهوری اسلامی ایران است. این هدف با اهداف کلان اتحادیه اروپایی و کشورهای مؤثر آن همخوان است. ایران همواره معتقد به نظمی امنیتی بوده که فضایی برای کنشگری غیرامنیتی و نظامی فراهم نماید تا بتواند ظرفیت‌های غیر‌نظامی و امنیتی خود ازجمله منابع طبیعی و انسانی را فعال کند.
4. مهم‌ترین رسالت ایران درقبال همسنگان امنیتی مثل اروپا این است که ضرورت درک این موقعیت را با آنها اشتراک بگذارند. برای این کار لازم است اروپا از نگاه منطقه‌گرایی سنتی و کلاسیک خود دست بکشد و با نگاهی فرایندی به مسائل امنیتی آینده خود بنگرد؛ زیرا انسجام و همبستگی درون منطقه‌ای بیشتری بین این دو بازیگر وجود دارد. البته باید میان این موضوع با وضعیت‌های آرمانی دیگر تفکیک قائل شد‎ زیرا توجه به این مسئله نیازمند رویکردی واقع‌گرا است. واقعیت ناشی از اینکه خاورمیانه ظرفیت یک همگرایی امنیتی را ندارد. بنابراین باید از تعریف کارکرد مشترک مورد به مورد به کارکرد پیچیده و چندبعدی رسید؛ یعنی آغاز تاکتیکی برای رسیدن به راهبردهای مشخص در حوزه‌های امنیتی میان ایران و اتحادیه اروپایی.
5. در شکل جدیدی از رویکردهای مفهومی تعریف‌شده در ادبیات راهبردی ـ امنیتی ایران می‌توان در بلندمدت به منطقه‌گرایی غیرجغرافیایی براساس حس مشترک از تهدید و تأمین امنیت باور داشت. نوعی منطقه‌گرایی که ضمن نزدیکی مفهومی برپایه منطق موقعیت، به‌تدریج پایه‌ای برای نزدیکی مصداقی در حوزه‌های اقتصادی، سیاسی و علمی با اتحادیه اروپایی باشد. در این رویکردهای مفهومی، تهدیدانگاری توانایی موشکی ایران کمرنگ و همزمان بر مسائل امنیتی تأثیرگذار در حوزه جغرافیایی مشترک ایران و اتحادیه اروپایی تأکید می‌شود.