توافق‌نامه «همکاری سازمان‌یافته دائمی»
 
 توافق‌نامه «همکاری سازمان‌یافته دائمی» و پروژه اروپا
دکتر حسین مفیدی احمدی 

در روزهای اخیر، 23 کشور از مجموع ۲۸ عضو اتحادیه اروپا، توافق‌نامه «همکاری سازمان‌یافته دائمی» (PESCO) را امضاء کردند. پرسش اصلی اینجاست که این تصمیم ریشه در کدام تعینات ساختاری و ادراکی دارد و در قالب چه سناریوهایی برای آینده اتحادیه اروپا قابل تحلیل است؟
می‌دانیم که اتحادیه اروپا، با الزامات و فشارهای ساختاری جدیدی مواجه شده است؛ ازجمله، ابهام پیرامون پایداری اصول بنیادین در روابط یوروآتلانتیکی، کنش‌های روسیه‌ای که از منظر ژئوپلیتیکی جسورتر از پیش و فشارهای امنیتی و پناهجویی از جانب مرزهای جنوبی قاره. به‌نظر می‌رسد الزامات ساختاری مورد اشاره، این احساس را در اروپا تقویت کرده که بهتر است تمام تخم‌مرغ‌های دفاعی خود را در سبد ناتو و روابط یوروآتلانتیکی قرار ندهد. نکته قابل تأمل دیگر آن است که اگر بپذیریم که دو حوزه اقتصادی و دفاعی ـ امنیتی، حوزه‌های اصلی امکان‌بخش به تحقق همگرایی بیشتر در اروپای آینده برای گذار از وضعیت نامناسب همگرایی فعلی هستند، براساس شواهد موجود، لزوم همگرایی در حوزه دفاعی ـ امنیتی با اجماع بسیار بیشتری نسبت به همگرایی اقتصادی مواجه خواهد شد. امضاء توافق‌نامه همکاری سازمان‌یافته دائمی را نیز در همین چهارچوب باید ارزیابی کرد.
می‌دانیم که چندی پیش رئیس کمسیون اروپا پنج سناریوی محتمل درخصوص آینده اتحادیه اروپای پسابرگزیت مطرح کرد. در سه سناریو از این پنج سناریو، امکان تحقق همگرایی بیشتر در حوزه دفاعی ـ امنیتی وجود دارد. یک سناریو، به تحقق اروپایی چند سرعتی اشاره می‌کند که در آن برخی کشورهای عضو اتحادیه اروپا که خواستار همگرایی بیشتری در حوزه‌های مختلفی چون حوزه‌های مالی و دفاعی ـ امنیتی هستند، این امکان را خواهند یافت که در قالب «ائتلاف داوطلبان» ترتیبات مربوطه را ایجاد کنند و گردهم آیند. درواقع در قالب این سناریو، ایجاد یک هسته مرکزی از تعدادی از کشورهای اروپایی که عملاً قدرت نظامی خود را درون یک ساختار دفاعی جدید تجمیع کنند ممکن خواهد شد جدا از اینکه این ساختارهای جدید به ایجاد یک ارتش اروپایی منجر می‌شود یا نه؟ البته سناریوی اروپای چندسرعتی واجد چالش‌هایی نیز هست؛ ازجمله امکان ایجاد اصطکاک میان کشورهای مرکزی و حاشیه‌ای این ایده و امکان تحقق حقوق شهروندی متفاوت در سطح اتحادیه.
در قالب سناریوی دیگر، تمرکز و کار بیشتر بر برخی اولویت‌ها و حوزه‌های محدودتر به‌ویژه در حوزه دفاع از مرزهای خارجی اتحادیه اروپا؛ سیاست خارجی مشترک و تأسیس یک اتحادیه دفاعی اروپایی ممکن خواهد شد. سناریو آخر نیز که البته سناریویی خوش‌بینانه است، حرکت به سمت اتحادیه اروپایی همگراتر در چهارچوب انگاره‌های فدرال که سیاست دفاعی ـ امنیتی مشترکی را نیز به‌همراه خواهد آورد ممکن می‌شود.
به‌نظر می‌رسد، تحقق اتحادیه اروپایی چندسرعتی به‌ویژه در حوزه سیاست دفاعی و امنیتی با اقبال بیشتری در اروپا مواجه شده باشد؛ به‌عنوان مثال، رهبران کشورهای آلمان، فرانسه، ایتالیا و اسپانیا در نشستی در ورسای، بر ضرورت انجام اصلاحات و ایجاد اروپایی با سرعت‌های متفاوت حرکت تأکید کردند. فرانسه نیز همواره اعلام کرده است که بدون یک اتحادیه اروپای چندسرعتی، موقعیت این اتحادیه درمعرض مخاطراتی جدی خواهد بود. در ضمن می‌دانیم که سه حوزه هماهنگ‌سازی مالیاتی؛ ایجاد یک ساختار حکمرانی واحد در منطقه یورو و همکاری دفاعی و نظامی مهم‌ترین حوزه‌های مورد توجه در سناریوی اروپایی چندسرعتی هستند. باوجوداین، در سطح اروپا درخصوص همگرایی در دو حوزه اول، اجماع کمتری وجود دارد؛ برای مثال، درحالی‌که کشورهای اروپای غربی؛ حوزه ایبری و حوزه بالتیک، با همگرایی بیشتر در هر سه حوزه موافقند، کشورهای اروپای مرکزی و شرقی، و همچنین کشورهای یونان، ایرلند، مالت و قبرس، مخالف ایده‌هایی که به هماهنگ‌سازی اقتصادی در اتحادیه اروپا منجر شود هستند. به‌نظر می‌رسد ایده‌هایی که به همگرایی بیشتر اروپا در حوزه دفاعی ـ امنیتی یاری رساند، بیشتر مورد اجماع کشورهای عضو اتحادیه اروپاست. درواقع به‌غیر از کشورهای به‌صورت سنتی بی‌طرف حوزه نوردیک، تقریباً تمامی کشورهای عضو اتحادیه اروپا، از ایده «اروپایی امنیت‌محور» حمایت می‌کنند. نکته جالب، همراهی قابل توجه کشورهای اروپای مرکزی، شرقی و بالتیک با ایده همگرایی بیشتر در حوزه‌های دفاعی و امنیتی است. 
در این نگاه به‌نظر می‌رسد اگر تا پیش از این، همگرایی امنیتی و دفاعی به‌عنوان مرحله نهایی پروژه اروپا معرفی و شناخته می‌شده است، از این‌ پس شاهد آن باشیم که الزامات امنیتی و هنجاری، فرصتی را مهیا کنند که همگرایی دفاعی و امنیتی به عاملی برای تقویت پروژه اروپا منجر شود. درواقع اتحادیه اروپایی که از ابتدای تشکیل خود، بیشتر بر مسائل حوزه «سیاست ادنی»، روزمره و بیشتر اقتصادی شهروندان اروپایی متمرکز بود، با توجه به احساس تهدیدات وجودی، می‌تواند با محور قرار دادن «سیاست اعلی»، موجب افزایش اعتبار خود شود.