واکاوی همسویی امارات متحده عربی با عربستان سعودی
 
 واکاوی همسویی امارات متحده عربی با عربستان سعودی
حسین آجورلو

در سال‌های اخیر، یک همسویی خاصی بین امارات متحده عربی و عربستان سعودی ایجاد شده که شاید پررنگ‌ترین آن قطع رابطه این دو کشور با قطر بوده است حال سؤالی که مطرح است این است که عوامل نزدیکی دو کشور امارات متحده عربی و عربستان سعودی چیست؟ به‌نظر می‌رسد این نزدیکی از نظر نظریات سازه‌انگاری قابل تبیین باشد؛ به اینگونه که وقتی دو کشور هنجارها و انگاره‌های یکسانی نسبت به موضوعات بین‌المللی داشته باشند میان ایشان همسویی و در ادامه همکاری شکل می‌گیرد.
روابط امارات متحده عربی و عربستان سعودی در سال‌های قبل در موضوعات مختلفی دچار تنش بوده است که درصورت هم‌عرض شدن آنها ممکن است روابط کنونی را هم با چالش جدی‌ای روبه‌رو کند. برخی از مهم‌ترین اختلافات میان دو کشور عبارت‌اند از:
1. اختلاف ارضی در خورالعدید: منطقه ساحلی میان قطر و عربستان سعودی مورد ادعای امارت ابوظبی است که چندین‌بار موجب افزایش تنش میان طرفین شده است که آخرین آن درگیری مرزی در سال 2010 بوده است.
2. اختلاف در حق سهم میدان نفتی الشیبه: میدان نفتی الشیبه در منطقه الربع‌الخالی در نزدیکی مرز عربستان سعودی و ابوظبی قرار دارد که میان دو کشور بر سر سهم هریک از طرفین اختلاف وجود دارد.
3. اختلاف بر سر موضوعات اقتصادی در شورای همکاری خلیج فارس: امارات متحده عربی به‌دلیل تجارب تجاری و اقتصادی همواره خود را دراین‌زمینه پیشگام می‌داند و عربستان سعودی به موضوعات اقتصادی شورای همکاری خلیج فارس دیدگاه سیاسی خود یعنی هژمون‌طلبی را مدنظر می‌گیرد؛ به‌همین‌دلیل همواره در موضوعات اقتصادی میان این دو کشور اختلافاتی بوده است؛ برای مثال امارات متحده عربی در اعتراض به انتخاب مقر بانک مرکزی پول مشترک شورای همکاری خلیج فارس در ریاض و همین‌طور انتقادات اساسی به این پول در سال 2010 از توافق پول واحد خارج شد.
روابط این دو کشور به‌دلیل شرایط و اقتضائات کنونی منطقه خلیج فارس در سال‌های اخیر به بهبودی گراییده که این امر ریشه در هنجارها و انگاره‌های یکسان امارات متحده عربی و عربستان سعودی دارد که بخشی از این هنجارها و انگاره‌های یکسان عبارت‌اند از:
1. تقویت شورای همکاری خلیج فارس: شورای همکاری خلیج فارس متشکل از عربستان سعودی، بحرین، امارات متحده عربی، قطر، عمان و کویت برای تحکیم روابط سیاسی، امنیتی، نظامی و اقتصادی در سال 1981 تشکیل شد. امارات متحده عربی به‌دلیل پتانسیل‌های تجاری و همچنین مشکلات ارضی با جمهوری اسلامی ایران یکی بهره‌مندترین اعضای این شوراست و به‌جز برخی اختلافات در موضوعات اقتصادی، همواره از حامیان تقویت شورای همکاری خلیج فارس به‌ویژه در زمینه‌های امنیتی و نظامی بوده و در ارکان‏، زیرمجموعه‌ها و ائتلاف‌های نزدیک به آن همچون اتحادیه اتاق‌ها (بازرگانی، تجاری و صنعتی)، مرکز داوری، اتحادیه گمرکی، سپر مشترک جزیره، سامانه دفاع موشکی خلیج فارس و ائتلاف نظامی اسلامی مبارزه با تروریسم فعال بوده است و این امر همسویی فراوانی با راهبرد کلان عربستان سعودی در تقویت شورای همکاری خلیج فارس و زیرمجموعه‌ها دارد.
2. احساس تهدید از جمهوری اسلامی ایران: امارات متحده عربی همانند عربستان سعودی نسبت به سیاست خارجی و منطقه‌ای جمهوری اسلامی احساس تهدید می‌کند که این امر ریشه در موارد زیر دارد:
- ارزش‌ها و آرمان‌های جهان‌شمول و فراگیر انقلاب اسلامی ایران؛
- سیاست خارجی انقلابی و خواهان تغییر وضعیت موجود در عرصه سیاست منطقه‌ای و بین‌المللی؛
- اختلافات ارضی بر سر جزایر سه‌گانه؛
- قدرت روزافزون جمهوری اسلامی ایران در منطقه غرب آسیا؛
- حمایت جمهوری اسلامی از جریانات اسلام‌گرا؛
- نیروی نظامی و امنیتی قدرتمند نسبت به امارات متحده عربی.
3. تعارض با قطر: یکی دیگر از هنجارها و انگاره‌های یکسان امارات متحده عربی و عربستان سعودی در سال‌های اخیر تعارض با سیاست‌های منطقه‌ای قطر ازجمله:
- قطر با نزدیک شدن به اخوان‌‌المسلمین و القاعده و حمایت مالی از ایشان، سعی در بازتولید قدرت ازطریق این جریانات پرنفوذ در جهان اسلام و غرب آسیا دارد تا به‌نوعی در برابر اسلام سیاسی ترویجی عربستان سعودی نقش ایفا کند. هر دو کشور نسبت به اقدامات این دو جریان بسیار حساس هستند؛ به‌طوری‌که عربستان سعودی آن را متعارض با رهبری خود بر جهان اسلام می‌داند و امارات متحده نیز با هرگونه اسلام‌گرایی مخالف است و آن را تهدید جدی علیه خود می‌دانند؛
- قطر در تلاش است با تأسیس یک شبکه قدرتمند رسانه‌ای که یک جز آن شبکه الجزیره است، اقدام به ایجاد امپراتوری رسانه‌ای کرده تا به اهداف بلندپروازانه خاندان حاکم قطر جامه عمل بپوشاند و این دو کشور نسبت به اقداماتی که سیاست داخلی این کشورها را مورد انتقاد قرار می‌دهد ناراضی هستند؛
- یکی دیگر از راهبردهای قطر ایفای نقش مؤثر در شکاف‌های موجود در غرب آسیا ازطریق دیپلماسی و ورود به عرصه نظامی است؛ زیرا این شکاف‌ها به قطر مجال فعالیت می‌دهد؛ به‌طوری‌که همزمان با حماس، رژیم صهیونیستی، اخوان‌المسلمین، حوثی‌ها، و علی عبدالله صالح می‌تواند رابطه داشته باشد و این امر ازسوی امارات متحده عربی و عربستان سعودی پذیرفتنی نیست.
4. سیاست‌های نفتی: عربستان سعودی و امارات متحده عربی به‌ویژه امارت ابوظبی یکی از تولیدکنندگان عمده بازار نفت جهان هستند و نوسانات بازار نفت، ورود مجدد جمهوری اسلامی ایران به بازار نفت، و کاهش نقش استراتژیک نفت در سال‌های اخیر موجب آسیب دیدن دو کشور شده است. دراین‌راستا، اقدام به اتخاذ سیاست خارجی و نفتی نسبتاً مشابهی زده‌اند که این امر بر همسویی بیشتر این دو کشور تأثیرگذار بوده است.
5. روحیات مشترک شیخ محمد بن زاید آل نهیان با شاهزاده محمد بن سلمان آل سعود: شیخ محمد بن زاید آل نهیان همانند شاهزاده محمد بن سلمان آل سعود ازیک‌سو علاقه زیادی به نقش‌آفرینی امارات متحده عربی در تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی دارد و ازسوی‌دیگر درجهت تقویت نظامی ارتش امارات متحده تلاش می‌کند. گفتنی است به ادعای برخی از کارشناسان جهان عرب همچون عبدالباری عطوان , شیخ محمد بن زاید آل نهیان، روابط ویژه‌ای با محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی داشته و در مسیر ولایتعهدی وی کمک شایانی کرده است.
در جمع‌بندی مطالب فوق می‌توان گفت که همسویی امارات متحده عربی با عربستان سعودی حاصل تحولات سال‌های اخیر منطقه غرب آسیاست که به‌نوعی موجب کمرنگ شدن اختلافات دو کشور شده است. به‌دلیل اینکه زمینه بخش مهمی از این همسویی جمهوری اسلامی ایران است دستگاه سیاست خارجی باید با رصد دقیق تحولات پیرامون این همسویی جلوی اقدامات مخرب مشترک ایشان را بگیرد.