الگوهای بازدارندگی ایران در فضای جدید منطقه‌ای
 
الگوهای بازدارندگی ایران در فضای جدید منطقه‌ای
حسین کبریائی‌زاده

با تحول در سیستم جهانی، موضوع بازدارندگی و دفاع راهبردی به یکی از جدی‌ترین دل‌مشغولی دولت‌ها تبدیل شده است. پیچیدگی‌های نظم جهانی، شبکه‌ای شدن ساخت قدرت، درهم‌تنیدگی و عدم تقارن نظام امنیتی و نقش‌آفرینی بازیگران غیردولتی سبب شده معادلات بقا از حالت سنتی خارج شود.
دراین‌بین، ایران به‌عنوان کشوری تجدیدنظرطلب در نظم آمریکا محور شرایط خاصی را از منظر بازدارندگی درک کرده است. تجربه تهاجم عراق و هشت سال جنگ پرهزینه، رویکرد تهاجمی آمریکا و گاهاً بازیگران منطقه‌ای، ایران را ناگزیر به اتخاذ سیستم دفاعی با قدرت بازدارندگی مؤثر کرده است.
دستیابی به چنین سیستمی ارتباط مستقیم به حل معادله دفاع ـ تهاجم دارد. وضعیت ایران در معادله دفاع ـ تهاجم به‌دلیل شرایط جغرافیایی، پراکنش قومی ـ مذهبی، جغرافیای اقتصادی، نحوه قرارگیری نقاط استراتژیک، ساختار نیروهای مسلح، تکنولوژی نظامی و غیره به نفع دفاع سنگین‌تر است.
این درحالی است که در فضای منطقه‌ای و بین‌المللی نیز ایران به‌دلیل قرار گرفتن در زیرسیستم‌های مختلف، فشارهای ساختاری ناشی از نظم هژمونیک، وجود و تعدد بازیگران چالشگر منطقه‌ای، ائتلاف نسبتاً پایدار قدرت مداخله‌گر و چالشگران و نیز نوع کنش این بازیگران با بازیگران غیردولتی و به‌خصوص گروه‌های سنی افراطی تهاجم را برای ایران پرهزینه ساخته است.
در بازدارندگی مبتنی‌بر دفاع به‌دلیل توان بالای آمریکا و شکل‌گیری سیستم نامتقارن منطقه‌ای نمی‌توان به سمت بازدارندگی مستقیم رفت. ازطرفی، محیط پیرامونی ایران نیز به‌طور محسوسی از ناامنی متعارف به‌سوی ناامنی نامتعارف و مبتنی‌بر تعارض سوق یافته است و هرگونه بازدارندگی مستقیم با قدرت مداخله‌گر شرایط را به نفع طرف مقابل و به ضرر ایران رقم خواهد زد. ازاین‌رو، تمرکز بر بازدارندگی غیرمستقیم و شبکه‌ای گزینه‌های معقولی محسوب می‌شود.
در بازدارندگی غیرمستقیم مبنا افزایش هزینه آمریکا در منطقه ازطریق تصور تهدید توسط متحدان و شرکای سیاسی و امنیتی آن است. نداشتن عمق استراتژیک همسایگان جنوبی و ضعف‌های آنها در حوزه دفاع، دست ایران را برای اقدامات بازدارنده ازطریق نمایش قدرت باز می‌گذارد.
بدین‌منظور، نیاز است سازوکارهای کارآمدی و هم‌افزایی در سطوح داخلی و تجمیع توانمندی‌های ارتش، سپاه و بسیج بررسی شده؛ سیستم‌های متنوع مقابله با تهدید در سطوح مختلف طراحی و ضمن تقسیم کار و به‌روزرسانی در مقاطع زمانی کوتاه، چابک‌سازی سازمان نظامی کشور در دستور کار قرار گیرد. به‌نظر می‌رسد انتخاب امیر حاتمی، به‌عنوان وزیر دفاع، شرایط را برای این تغییرات و رفرم نظامی ایجاد می‌کند.
البته باید توجه داشت هزینه‌کرد بیش‌ازحد معقول و پذیرفته‌شده در عرف نظامی و بین‌المللی زمینه سوءبرداشت را فراهم می‌کند و در فضای بین‌المللی همسایگان ضعیف را برای افزایش حضور قدرت مداخله‌گر محقق می‌کند. ازاین‌جهت، باید مرز باریک بازدارندگی مستقیم و غیرمستقیم همواره مدنظر تصمیم‌گیران باشد.
با توجه به ضعف‌های بازدارندگی غیرمستقیم نیاز است که خلأهای این حوزه توسط بازدارندگی شبکه‌ای پر شود. در این مدل، حوزه‌های استراتژیک توسط استراتژیست‌ها درنظر گرفته می‌شود و با پیوند آنها مفروضات بازدارندگی را تحقق می‌بخشد؛ به‌گونه‌ای که درصورت وجود تهدید حوزه‌ها و بخش‌های مختلف تحت تأثیر قرار می‌گیرد و هزینه‌های اقدام برای قدرت مداخله‌گر افزایش می‌یابد.
چنین راهبردی البته توسط رقبای ایران نیز دنبال می‌شود. ائتلاف منطقه‌ای علیه ایران برپایه پیوستگی رقبای ایدئولوژیک، تغییر نظام، ایجاد جبهه مشترک عبری عربی، بسیج گروه‌های تندرو سنی‌مذهب ازجمله مواردی است که در این چهارچوب دنبال می‌شود.
به‌نظر می‌رسد مهم‌ترین اقدام و پیش‌نیاز دراین‌خصوص، خنثی‌سازی شبکه‌های ضدایرانی است؛ بدین‌منظور شکاف میان متحدان قدرت مداخله‌گر، سرمایه‌گذاری بر جنبش‌های اسلامی ضدآمریکایی و ضداسرائیلی، بهره‌گیری از ظرفیت‌های جامعه جهانی در مقابله با گروه‌های تکفیری، ایفای نقش فعال در مباحث مربوط به امنیت انرژی، حساسیت‌زدایی از نقش‌های متداخل منطقه‌ای ایران، سرمایه‌گذاری بر ورود رقبای قدرت مداخله‌گر (روسیه و چین) در معادلات منطقه‌ای پیش‌نیازهای شبکه‌سازی محسوب می‌شود.
قرارگیری ایران حدفاصل مناطق استراتژیک خلیج فارس، اروپا، آسیای مرکزی و قفقاز، و غرب آسیا ازجمله مزیت‌های جغرافیایی ایران در شبکه‌سازی محسوب می‌شود. درصورت اتخاذ چنین راهبردی باید دقت‌نظر داشت ضعف پیوندهای استراتژیک بین خوشه‌های امنیتی یادشده سبب عدم تشکیل فضای ادغام شده و نتیجه معکوس می‌شود.
ولی با تمرکز صحیح بر بازدارندگی شبکه‌ای می‌تواند محیط استراتژیک ایران و کارگزاران بازدارندگی یک‌جانبه را تحت تاثیر قرار داد؛ لذا مدیریت الگوی رفتاری بازیگران کم‌هزینه و از میزان عنصر غافلگیری محیط کاسته می‌شود. دراین‌میان، هر اندازه در شبکه‌های هدف، ایران از نظر امنیتی و سیاسی فعال‌تر باشد تهدیدات ناشی از آن نیز می‌تواند اعتبار بیشتری داشته باشد.
دراین‌راستا، برای اثربخشی بیشتر نیاز به ارتباط عقلانی میان شبکه‌ها و کانال مطمئن و موثق برای درک اغراض و حدود اعمال ممنوعه ایران از کنشگری خود در شبکه‌های مختلف است. بدین‌منظور، تدوین و انتشار دکترین امنیتی کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت توسط ایران می‌تواند به درک خطوط قرمز و عدم تداخل حوزه‌ها کمک کند.