چاپ
هنر دیپلماسی و ادامه حیات برجام در فضای ملتهب

حسین کبریائی‌زاده

چهارشنبه 11 مرداد 1396
 
 

در شرایطی که برجام در تنگناهای بدعهدی آمریکا درحال تبدیل شدن به یک توافق نافرجام است، عملا آقای عراقچی، مسئول کمیسیون پیگیری اجرای برجام، که اخیرا در نشست مشترک با اعضای 1+5 حاضر شده از عدم رضایت بخشی اجرای برجام و جلسه مذکور که برای پیگیری نقض این سند توسط آمریکا تشکیل شده بود خبر داد.

هرچند نمی‌توان از ابعاد سیاسی، بین‌المللی و تاریخی این توافق صرفنظر کرد؛ اما با تداوم شرایط حاضر، ایران در میانه راهی مردد خواهد ماند که یک‌سوی آن تن دادن به تضعیف برجام ازسوی آمریکا و تلاش دیپلماتیک برای مقابله با این تحرکات است  و درسوی‌دیگر، ترک زمین بازی، انزوا و بازگشت به نقطه صفر است.


برای کاستن از فشارهای پیوسته آمریکا نیاز هست درک صحیحی از شرایط موجود داشته باشیم شرایطی که موجب ناکارآمدی فعلی این توافق شده است و از قرار فقط مربوط به تحرکات آمریکا نیز نیست.


در سطح داخلی متأسفانه برغم هشدارهای مقام معظم رهبری انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری بشدت قطبی شد و این وضعیت تا بعد از انتخابات نیز ادامه یافته و واضح است برجام به‌عنوان یکی از دستاوردهای دولت دوازدهم هم در جریان انتخابات و هم فضای بعد از انتخابات تضعیف شود تا جایی که جریان‌های رقیب دولت بدون توجه به مقتضیات کشور به‌شدت به آن تاختند و به‌جای حفظ و تقویت آن در کشاکش دعواهای جناحی و سیاسی در جهت تخریب و تضعیف آن کوتاهی نکردند.


هرچند بخشی از این تخریب‌ها نیز به‌دلیل بزرگنمایی برجام بود که سبب شد سطح انتظارات از برجام در فضای داخلی افزایش یابد. مشخصاً انتظار لغو کلیه تحریم‌های ناعادلانه علیه ایران درحالی که این تحریم‌ها تماما ماهیت هسته‌ای ندارد انتظار نابه‌جایی است که می‌توانست با واقع نگری و واقع نمایی مجال طرح نیابد.


به این وضعیت نامطلوب باید شرایط خاص منطقه و صف‌آرایی رقبای سنتی ایران را نیز افزود که برجام را خطر مشترک ارزیابی کرده بودند و هم‌اینک با اراده و چراغ سبز رئیس‌جمهور آمریکا در جهت تقابل با تهران برآمده‌اند.


در سطح فرامنطقه‌ای نیز می‌دانیم که در کاخ سفید رئیس‌جمهوری به مسند امور تکیه داده که پیشتر در نظر داشت این توافق را پاره کند؛ اما به‌جای رفتار خارج از عرف و به جهت ساختارهای تصمیم‌گیری منسجم و نظامند کشورش ترجیح داد با هوشمندی از شرایط مذکور بهره ببرد و امید دارد  به‌‌واسطه تهدیدات متوجه هژمونی خود را در سطح غرب آسیا مدیریت و از ترس اعراب از شرایط پسابرجام به نفع منافع ملی خود بهره ببره‌مند شود.


اما در این اجماع فراگیری که میان معارضان برجام در سطوح مختلف وجود دارد، نکات قابل تامل برای حفظ حیات برجام یا عدم پایبندی به آن وجود دارد.


برجام یک تجربه موفق از دیپلماسی منطقی دربرابر تهدیداتی بود که هر روز بر وسعت و شدت آن افزوده می‌شد، به‌رغم بدعهدی آمریکا به‌عنوان یکی از اعضا گروه 1+5 سایر اعضا ازجمله اروپا، روسیه و چین همچنان به ابعاد مثبت این توافق اعتقاد دارند و از لزوم پایبندی و اجرای آن سخن می‌گویند.


لذا در کنار تهدید آمریکا این فرصت نیز وجود دارد که شکاف میان آمریکا و سایر قدرت‌های جهانی که عمدتا از یکجانبه‌گرایی آمریکا نشات می‌گیرد هم اینک در ارتباط با برجام نیز تشدید شود؛ البته میزان این شکاف بستگی به منافعی دارد که این توافق برای هر بازیگر می‌تواند داشته باشد. ازاین‌رو، اختلاف آمریکا و سایر اعضای 1+5 بسته به تهدید که نقض برجام نسبت به منافع این بازیگران ایجاد می‌کند می‌تواند از سطح لفظی تا عدم همراهی و حتی ایستادگی در مقابل واشینگتن گسترش یابد.


آمریکا برای آنکه در این تنگنا قرار نگیرد بر وجود اختلافات داخلی ایران، نگاه جناحی حاکم بر منافع ملی و شتابزدگی در اعمال سیاست خارجی حساب ویژه کرده است و از طریق مختلف با بهره‌گیری از این ظرفیت‌ها سعی می‌کند ایران را به سمت نقض توافق سوق دهد تا با کمترین هزینه مجددا شرایط را برای ایجاد توافق خوب از منظر خود مهیا کند و برای برطرف نمودن نگرانی متحدان خود در منطقه مجدداً ایران را منزوی کند.


از‌سویی‌دیگر، باید توجه داشت طرح دعواهای جدید آمریکا علیه برجام وادعای نقض روح این توافق توسط تهران و تلاش برای غافلگیری استراتژیک ایران در منطقه از طریق ارسال سیگنال‌های تهاجمی از آن جهت در حال رخداد است که واشینگتن انتظار داشت برجام سبب تغییرات مدنظر غرب در رفتار سیاسی ایران در منطقه و جهان شود.


اما شرایط آن‌گونه که آمریکا متوقع بود رقم نخورد اوج‌گیری تحولات منطقه، از دست دادن زمین سوریه به‌واسطه ورود روسیه و ایران به منازعه و تقارن آن با توافق برجام سبب یاس میان متحدان آمریکا شد؛ لذا با توجه به جریان امور به‌رغم تایید پایبندی ایران به برجام در گزارش اخیر به کنگره همچنان این توافق به‌عنوان توافق بد ازسوی ترامپ یاد می‌شود.


گذشته از تحولات منطقه‌ای و دست بالای ایران در غرب آسیا، باید اعتراف کرد برجام نمونه بارزی از بازی موفق در زمین طرف مقابل است که مشابهی اندک برای آن در تاریخ دیپلماسی ایران وجود دارد و از این رو حتی در بازیگری فعال و غیرمنفعل بین‌المللی نه به‌عنوان یک الگو بلکه به‌عنوان یک شاخص از رفتار صحیح و منطبق با عرف و رویه‌های پذیرفته شده باید همچنان به حیات و دوام خود ادامه دهد.


ازاین‌رو، ادامه حیات برجام وابسته به پاسخ‌های منطقی ایران به تهدیدات همه‌جانبه جاری است این واکنش ها چه از طریق کمیسیون رسیدگی به تخلفات پیش‌بینی شده در برجام و چه در چهارچوب و از طریق سازوکارهای حقوقی پذیرفته شده بین‌المللی باشد با توجه به نفوذ آمریکا احتمالا این تلاش‌ها به نتیجه دلخواه نرسد ولی این پیام را به جامعه جهانی ارسال خواهد کرد که برخلاف جریان غالب تبلیغات ایران بازیگر قابل پیش‌بینی و دارای رفتار منطبق با قواعد بازی است؛ بنابراین می‌توان به بازیگری و ایفای نقش منطقه‌ای آن اعتماد کرد. سیاست‌های دفاعی و موشکی ایران نیز که هم اکنون آماج حملات آمریکا است به منظور حق مشروع دفاع از خود در یک منطقه لبریز از خشونت و افراط گرایی دارای توجیه است.


این منطق و نگاه با تکیه بر اصل پرهیز از شتابزدگی در سیاست خارجی که پیش شرط و نتیجه تداوم حیات برجام است می‌تواند ایران را از پیچ خطرناکی که در آن قرار گرفته عبور دهد.