چاپ

سوهان ترامپ بر روح برجام

دکتر رضا اختیاری امیری و محمدرضا محمدی

چهارشنبه 28 تیر 1396



توافق هسته‌ای پس از ماه‌ها مذاکره بین نمایندگان ایران و قدرت‌های جهانی سرانجام در ژوئیه ۲۰۱۵ حاصل گردید و از ابتدای ۲۰۱۶ جنبه اجرایی یافت. این توافق‌نامه باعث لغو تحریم‌های بین‌المللی و تعلیق تحریم‌های هسته‌ای آمریکا علیه ایران شد. طی این دو سال همواره بحث‌های زیادی بر سر پایبندی آمریکا به این توافق مطرح بوده، بحث‌هایی که با روی کار  آمدن دولت جدید این کشور شدت گرفته است. عده‌ای بر خروج ترامپ از این توافق تأکید دارند، برخی نیز به پایبندی آمریکا به تعهداتش در چهارچوب برجام معتقدند؛ اما به‌نظر می‌رسد، ترامپ همزمان با ایجاد جنگی روانی مبنی‌بر خروج یا عدم پایبندی به توافق، به تعهدات حداقلی خود در برجام پایبند بماند.


دونالد ترامپ از زمان شروع فعالیت‌های انتخاباتی خود همواره برجام را «یک توافق بد» دانسته و بارها بر خروج آمریکا از این توافق جهانی و «پاره کردن» آن سخن به میان آورده است؛ اما  پس از پیروزی ترامپ در انتخابات ریاست‌جمهوری ایالات متحده، لحن وی قدری تعدیل شد. به‌طوری که وی با تأیید پایبندی ایران به تعهدات خود در برجام، تعلیق تحریم‌های هسته‌ای را برای یک دوره نود روزه اعلام کرد. حالا خبرها حاکی از تأیید مجدد پایبندی ایران بر توافق هسته‌ای توسط دولت آمریکا و تعلیق مجدد تحریم هاست.


به‌نظر می‌رسد، صحبت‌های ضد و نقیض ترامپ درمورد برجام و موضع ایالات متحده در این رابطه، بیش‌ازآنکه جنبه عملی داشته باشد، صرفاً نوعی جنگ روانی و بازی تبلیغاتی و رسانه‌ای باشد. وی درحالی در دیدار خود با نخست‌وزیر ایتالیا از برجام به‌عنوان یک «توافق وحشتناک» یاد می‌کند و بر ضرورت خروج آمریکا از این توافق سخن می‌گوید که در مصاحبه خود با وبسایت دیلی کالر خود را مرد نهادهای قانونی معرفی می‌کند که از زیر بار توافقی که امضای سازمان ملل را دارد شانه خالی نخواهد کرد.


واقعیت آن است که اساساً از زمان روی‌کار آمدن دولت جدید آمریکا، هیچ‌یک از وعده‌های مهم انتخاباتی ترامپ به‌طور کامل عملی نشده است. قانون جلوگیری از ورود مسلمانان به آمریکا، لغو قانون بیمه درمانی اوباما موسوم به «اوباما کِر» و پاره کردن برجام برخی از این وعده‌ها هستند. عدم اجرای این وعده‌ها را می‌توان ازیک‌سو ناشی از ذات پوپولیستی ترامپ دانست که صرفاً سعی دارد با استفاده از شعارهای غیرواقعی به تهییج و کسب شهرت بین مردم بپردازد و ازسوی‌دیگر، منبعث از فقدان پیشینه سیاسی و عدم آگاهی وی از شرایط بین‌المللی و قوانین حاکم بر آن برشمرد. درهمین‌راستا، البته نباید از تلاش ترامپ برای راضی نگه داشتن متحدان غرب آسیایی آمریکا هم غافل شد.


قبل از هر چیز باید به این نکته توجه کرد که عدم پایبندی آمریکا به برجام چه پیامدهایی درپی خواهد داشت. احتمال اول این است که ایران همراه با دیگر امضاکنندگان این توافق بدون حضور آمریکا همچنان به‌طور دقیق به آن عمل خواهد کرد. دراین‌صورت هیچ تحریم جدیدی مورد حمایت جهانی قرار نگرفته و در مقابل مناسبات اقتصادی ایران و اروپا گسترش خواهد یافت. در چنین شرایطی آمریکا ازطرف جامعه جهانی محکوم شده و تنها می‌ماند. سناریوی دوم این است که ایران هم دیگر به این توافق پایبند نبوده و متعاقباً غنی‌سازی اورانیوم را تشدید و تعداد سانتریفیوژهای خود را افزایش می‌دهد که دراین‌صورت خطر وقوع جنگ وجود دارد که هیچ‌یک به نفع دولت آمریکا نخواهد بود.


آن چه مسلم است این موضوع است که نظام حاکم در آمریکا فردمحور نیست. در آمریکا دو حزب قدرتمند وجود دارد که به‌شدت به فکر آینده کشور هستند. اگر حزب جمهوری‌خواه شخص دیگری غیر از ترامپ را از حزب انتخاب می‌رد به همین میزان دست‌ندازهایی برای ایران ایجاد می‌رد، نه بیشتر و نه کمتر. فقط ممکن بود اگر از حزب دموکرات بود با توجه به تعهدات انجام شده در دوره خودشان روند برای اجرای تعهدات، کمی آسان‌تر می‌شد؛ اما نکته دیگر روحیه معامله‌گر ترامپ است. وی به‌هیچ‌عنوان از منافع اقتصادی آمریکا کوتاه نخواهد آمد و خروج از برجام، می‌تواند آمریکا را متضرر کند. قرارداد خرید هواپیما از بویینگ مشتی نشانه خروار است. یکی از نقدهای ترامپ به اوباما این بود که مذاکرات هسته‌ای را آمریکایی‌ها انجام دادند ولی در عمل فرانسه به ایران هواپیما می‌فروشد. اعتراض ترامپ به این بود که چرا سود اقتصادی فروش هواپیما به فرانسه می‌رسد و نه آمریکا. ترامپ یک تاجر به‌معنای واقعی و به‌دنبال سود اقتصادی است. برهمین‌اساس، می‌توان بر پایبندی وی بر برجام تأکید داشت، همان‌گونه که از زمان رسیدنش به قدرت به آن پایبند بوده و صرفاً به حرفایی ضد برجام و دور از عمل پرداخته است.


به‌طور کلی، به‌نظر می‌رسد دولت جدید آمریکا همچنان به اجرای حداقلی مفاد برجام پایبند بماند. ولی برای حفظ ژست ضد ایرانی آمریکا و شاید راضی نگه داشتن متحدان غرب آسیا که از مخالفان سرسخت توافق هسته‌ای هستند به نوعی جنگ تبلیغاتی و رسانه‌ای علیه ایران را ادامه دهد تا ضمن حفظ موضع ضد ایرانی آمریکا، هم از مزایای اقتصادی برجام سود ببرد و هم با نا امن نشان دادن منطقه، به فروش بیشتر تسلیحات به کشورهای عرب منطقه بپردازد. اقداماتی که فقط سوهانی است بر روح برجام.