چاپ
 
نقش بنیادهای خیریه سعودی در گسترش تروریسم بین‌المللی

دکتر رضا اختیاری امیری


شنبه 10 تیر 1396



تروریسم پدیده جدیدی در عرصه زیست بین‌المللی محسوب نمی‌گردد؛ اما آنچه که در این ارتباط موضوعیت بیشتری می‌یابد تکثرگرایی بازیگران در رابطه با کنش‌های تروریستی است. در عصر پساجنگ سرد و در دوران پسا وستفالی، که جهانی شدن روابط بین‌‌الملل ویژگی ممیزه آن است، صرفاً دولت‌ها منبع تهدیدات محسوب نمی‌گردند، بلکه بازیگران دیگر نظیر افراد، گروه‌ها و سازمان‌ها نیز به‌عنوان مرجع تهدیدات از اهمیت شایانی برخوردار شده‌اند. افرادی مانند بن لادن و ابوبکر بغدادی و گروه‌هایی نظیر القاعده و داعش ازجمله بازیگران تروریستی فراملی هستند که صلح و امنیت جهان را با چالش جدی مواجه ساخته‌اند.

بنیادگرایان رادیکال نظیر القاعده و داعش به‌عنوان گرو‌ه‌های تروریستی مدرن و پست مدرن به‌لحاظ ساختاری، راهبردی و تاکتیک‌ها از یکدیگر متمایزند؛ اما در رابطه با دولت‌های حامی و پشتیبان و همچنین نحوه تامین منابع مالی از اشتراکاتی برخوردارند. برای مثال، عربستان سعودی یکی از حامیان اصلی جریان‌های تندرو و تکفیری القاعده و داعش در منطقه و جهان است که به شیوه‌های گوناگون منابع مالی مورد نیاز این گروه‌ها را تأمین می‌کند.  درهمین‌رابطه، یکی از کانال‌های جمع‌آوری و ارسال منابع مالی موردنیاز این طیف از گروه‌های تروریستی، بنیادها و سازمان‌های خیریه‌ای هستند که ازسوی رهبران ریاض در سرتاسر جهان تأسیس شده‌اند تا تحت پوشش اعمال خیرخواهانه اقدامات تروریستی بین‌المللی را ساماندهی کنند.


به‌لحاظ سیر تاریخی خواستگاه تأمین مالی گروه‌ های جهادی به دهه ١٩٢٠ باز می‌گردد؛ یعنی مقطعی که با ابتکار عمل «حسن البنا»، رهبر اخوان‌‌المسلمین، سنگ‌بنای آن گذاشته شد. این ابتکار بعد‌ها توسط «سید قطب» و «حسن قرضاوی» دنبال گردید. دراین‌بین، شاید عربستان اولین دولتی بود که در سال ١٩٧٨ به‌طور رسمی با تأسیس نخستین شبکه مالی گروه‌های اسلام‌گرا ازجمله اخوان‌المسلمین با عنوان «اتحادیه مسلمانان جهان» و «مؤسسه رابطات العالم اسلامی» موافقت کرد. در همان سال «ملک خالد» پادشاه عربستان سعودی از اقدامات اخوان‌المسلمین مبنی‌‌بر ایجاد سازمان بین‌المللی «صدقات اسلامی» نیز حمایت کرد؛ سازمانی که نزدیک به دو دهه بعد به یکی از تأمین‌کنندگان عمده مالی القاعده در سطح جهان تبدیل شد؛ اما حمله شوروی به افغانستان و حمایت آمریکا از مجاهدان افغانی، نقطه عطفی در گسترش این شبکه‌های مالی و تسهیل تأمین منابع مالی گروه‌های بنیادگرا ازطریق مؤسسه‌های خیریه به‌‌شمار می‌آید. به‌گونه‌ای که، طبق گزارش «ماتیو لویت» در مؤسسه واشینگتن، بسیاری از مؤسسات و بنگاه‌های خیریه که اکنون اقدام به تأمین مالی شبکه‌های تروریستی می‌کنند برآمده از شبکه‌هایی هستند که در سال‌های ١٩٨٠ در راستای تأمین منابع مالی و عضوگیری برای مجاهدان افغان تشکیل شدند. برخی آمارها حاکی از آن است که بین سال‌های ١٩٧٥ تا ١٩٨٥ عربستان سعودی مبلغی نزدیک به ٤٨ میلیارد دلار را به مؤسسات خیریه در سرتاسر جهان بخشیده که بخش عمده‌ای از این مبالغ به دست گروه‌های بنیادگرا رسیده است.


نقش بنیاد های خیریه سعودی در تقویت رادیکالیسم و تروریسم صرفا محدود به دهه های گذشته نبوده بلکه در هزاره سوم نیز این نقش کماکان مشهود است. درهمین‌زمینه می‌توان به گزارش محرنامه 28 صفحه‌ای پلیس فدرال آمریکا (اف بی آی) در سال 2016 اشاره کرد که در آن به‌طور آشکار و مشخص از نقش اتباع سعودی و دولت عربستان در حوادث یازدهم سپتامبر 2001 نامبرده شده است؛ هرچند این گزارش با فشار و تهدیدات ریاض اجازه انتشار نیافت.  در این گزارش به‌طور روشن ذکر شده است که علاوه‌بر سوءاستفاده از مساجد و مراکز اسلامی جهت تزریق اندیشه‌های سلفی و رادیکالی به افراد و همچنین پولشویی، عربستان سعودی از سازمان‌ها و مؤسسات خیریه نظیر بنیاد «ام القرا» و  به‌ویژه بنیاد «الحرمین»، که بزرگ‌ترین بنیاد خیریه در جهان اسلام است و حامیان اصلی مالی آن نیز اعضای خاندان سعودی هستند، جهت انتقال‌ وجه، جعل سند، ایجاد اشتغال برای مظنونان تروریستی تحت تعقیب،‌ تأمین مالی سفر جوانان برای شرکت در آموزش‌های جهادی استفاده کرده است. 


در سال‌های اخیر نیز با موجویت یافتن گروه تکفیری داعش، این گروه نیز توانسته است بخشی از منابع مالی خود را از طریق بنیادهای خیریه که شعبات آن در سرتاسر جهان گسترش یافته‌اند تأمین کند. به دیگر سخن، اگرچه درآمدهای حاصل از اشغال سرزمین‌های جدید، غارت بانک‌ها، فروش آثار باستانی، فروش نفت، آدم ‌ربایی و فروش اعضای بدن بخشی از منبع مالی داعش را تشکیل می‌دهند؛ باوجوداین کمک‌های مالی سازمان‌های غیرانتفاعی و خیریه و جمع‌آوری اعانه ‌های مالی ازطریق شبکه‌های مدرن ارتباطی به‌عنوان مهم‌ترین منبع تأمین مالی این گروه باقی مانده است. درهمین‌راستا، «سازمان بین‌المللی مبارزه با پولشویی و کارگروه ویژه اقدام مالی آن» (FATF ) در گزارشی در فوریه سال ٢٠١٥، بیان داشته است که در ٢٤ سپتامبر ٢٠١٤ داعش دو میلیون دلار را از کشورهای حوزه خلیج ‌فارس تحویل گرفته‌ است. بنیادهای خیریه عمدتاً تحت پوشش جمع‌آوری کمک‌های مالی برای خرید چادر و مواد غذایی بخشی از منابع مالی و نیازهای تسلیحاتی گروه‌های تروریستی منطقه نظیر داعش را فراهم می‌سازند.


به‌طور کلی، واقعیت مسلم آن است که نخبگان سیاسی ریاض با تأثیر از سیاست ماکیاولیستی از هر ابزار ممکن جهت حصول به اهداف خود بهره‌برداری می‌کنند. درهمین‌راستا، عربستان به‌عنوان خواستگاه بنیادگرایی رادیکال سلفی و وهابی یا به تعبیر روزنامه انگلیسی ساندی تایمز «مرکز تروریسم جهانی» همواره تلاش کرده است تا ضروریات و ملزومات نرم‌افزاری و سخت‌افزاری جریانات تروریستی و تکفیری را در منطقه فراهم نماید. آموزش‌های مذهبی در چهارچوب القای ادراکات و ذهنیات «خودی» و «غیر خودی» و یا «خیر» و «شر» و تأمین مالی و تجهیز تسلیحاتی تروریست‌ها نظیر داعش از ابزار های مهم اشاعه و گسترش «خشونت مقدس» رهبران ریاض است.  درهمین‌زمینه، مؤسسات و بنیادهای خیریه که هدف بنیادین از تشکیل آنها اقدامات بشردوستانه و نوع دوستانه است، خود به ابزاری جهت ترویج خشونت علیه بشریت تبدیل شده‌اند. آنچه تأسف آور است این موضوع که برخلاف آگاهی متحدان غربی عربستان سعودی به‌ویژه ایالات متحده آمریکا از جنایات و اقدامات صلح‌ستیزانه آل سعود، اقدام جدی و مؤثری تاکنون درقبال این کشور صورت نپذیرفته است و دول غربی فقط به ارائه گزارش اکتفا نموده‌اند.