چاپ

کدام کشور می‌تواند همکار اصلی ایران در توسعه بندر چابهار باشد؟
رقابت هند، چین و ژاپن برای سرمایه‌گذاری در چابهار

مجید رئوفی

یکشنبه 4 تیر 1396
  
با وجود پهلو گرفتن اولین کشتی هندی از کاندلای هند در چابهار، هندی‌ها سرعت لازم برای توسعه این بندر اقیانوسی ایران را نشان نداده‌اند. چین هم که تمرکزش بر توسعه گوادر پاکستان است، نیم‌نگاهی به چابهار و حضور ایران در ابتکار یک کمربند ـ یک جاده دارد. ژاپن بازیگر جدیدی است که تمایلش برای مشارکت در توسعه چابهار را علنی کرده است. در‌این‌میان، اولویت ایران برای همکاری در توسعه چابهار و مسیرهای حمل‌ونقلی شرق ایران با کدام‌یک از این سه کشور خواهد بود؟

یک سال پس از سفر نارندرا مودی به ایران و عقد قرارداد توسعه چابهار که با صفت تاریخ‌ساز همراه شد، نخست‌وزیر هند در بازدیدی از ایالت گاجرات، نوید پیوستن هند و ایران از کاندلا تا چابهار را اعلام کرد. چند روز پس از آن، اولین کشتی کانتینری از بندر کاندلا هندوستان در بندر شهید کلانتری چابهار پهلو گرفت؛ اما چشم‌اندازی که طی سال‌های گذشته برای توسعه چابهار و کریدور حمل‌ونقلی که از چابهار به افغانستان و همچنین آسیای مرکزی، قفقاز، روسیه و اروپا در قالب کریدور شمال ـ جنوب ترسیم شده، فراتر از این اتفاق تاریخی و نمادین است.

درواقع توسعه بنادر چابهار و خطوط حمل‌ونقلی شرق ایران از چابهار تا مشهد را باید به‌صورت یک پکیج دید که احداث‌شان باید به شکل موازی پیش برود تا ایران بتواند از این موقعیت ویژه خود بهره‌مند شود؛ اما در هر دو مورد، تکلیف سرمایه‌گذاران خارجی مشخص نشده است. ازسویی هند سال‌هاست که اعلام کرده در این مسیر با ایران مشارکت می‌کند و ازسوی چین هم صحبت‌هایی درباره حضور در چابهار مطرح شده است.

واقعیت این است که در دکترین امنیتی چین، پاکستان بهترین همسایه چین است. پاکستان نیاز به برق، سنگ‌ آهن و کمک‌های اقتصادی دارد و می‏تواند شریک مناسبی برای توسعه مسیرهای تجاری چین در امتداد استراتژی بزرگ یک کمربند ـ یک جاده باشد؛ اما چین باید بر این زمین، زمانی که درحال کسب‌وکار در جوار دهلی‌نو است، آهسته گام بردارد. چین بارها از هند دعوت کرده تا به ابتکار یک کمربند ـ یک جاده بپیوندد، ولی هنوز دوطرف درباره طرح اجرایی آن به نتیجه مشخصی نرسیده‌اند. حضور چین در پاکستان را در قالب طرح کمربند و جاده، به‌طور بالقوه منافع هند را حداقل از سه مسیر تهدید می‏کند. اول افزایش همکاری‌های چین و پاکستان در منطقه مورد مناقشه جامو و کشمیر، دوم افزایش حضور نیروی دریایی چین در اقیانوس هند، و سوم نگرانی درمورد دستاوردهای نامتقارن توسعه اقتصادی ناشی از طرح کمربند و جاده، سه تهدید بالقوه هند ازطریق این طرح هستند. حضور پررنگ چین در اقیانوس هند، سوءظن هند درمورد فعالیت‌های چین در حیاط خلوت دریایی‌اش را افزایش می‏دهد. باوجوداین حضور چین در گوادر پاکستان برای هند اصلاً خوشایند نیست و حضور در چابهار برای هندی‌ها بسیار مهم است، باز هم عزم جدی ازسوی هند برای تسریع در سرمایه‌گذاری زیرساخت‌های چابهار و خطوط ریلی شرق ایران دیده نمی‌شود. مشکلاتی نظیر مخالفت‌های ایالات متحده با حضور هند در ایران، تعهدات خارجی فراوان هند و دست بسته‌تر شرکت‌های سرمایه‌گذار هند همچون IPGPL نسبت به چینی‌ها، باعث شده تا حتی پاکستانی‌ها نسبت به حضور موفق هند در چابهار تردیدهای جدی داشته باشند.

باوجود اینکه هنوز ایران نتوانسته مانند پاکستان و قزاقستان از سرمایه‌گذاری‌های مرتبط با ابتکار کمربند و جاده ازسوی چینی‌ها بهره مند شود؛ اما همکاری‌های دامنه‌دار دو کشور، این امید را به حضور ویژه ایران در این ابتکار زنده نگه می‏دارد. بازار ایران این‌قدر جذاب هست که چینی‌ها در بلندمدت دوباره با اشتیاق وارد آن شوند و با حل مشکلات موجود، در عرصه‌های مختلف، سرمایه‌گذاری کنند. پس از سفر رئیس‌جمهور چین به ایران از ایجاد مناطق آزاد و شهرک‌های صنعتی جدید با سرمایه و تکنولوژی چینی ازجمله در بندر جاسک و تأمین مالی پروژه‌های توجیه‌پذیر ازسوی اگزیم بانک چین، سخن به میان آمد. بااین‌حال، به‌دلیل تمرکز چین بر توسعه گوادر، بحث زیادی درباره توسعه چابهار ازسوی مسئولان چینی مطرح نشده است. بااین‌حال، سرمایه‌گذاران چینی بارها طی بازدید از چابهار از علاقه خود به حضور در آن گفته‌اند.

با وجود تمرکز چینی‌ها بر گوادر پاکستان در نزدیکی چابهار، برای خط آهن چابهار ـ زاهدان ـ مشهد که چابهار را به سرخس و پایانه مرزی اینچه‌برون متصل می‏کند، اکنون هشت طرح با اعتبار مالی چین، هند و روسیه وجود دارد. همچنین بحث‌هایی مبنی‌بر اتصال ریلی دو بندر چابهار و گوادر یا تأمین انرژی مورد نیاز چینی‌ها در گوادر ازطریق چابهار هم مطرح است. گوادر در منطقه بی‌ثبات بلوچستان واقع شده و ضمناً جنوب افغانستان که محل احتمالی گذر خط ترانزیت از گوادر به آسیای مرکزی، و منطقه‌ای ناامن است. مشکلات ساختارهای اجتماعی این منطقه و حضور داعش، القاعده، و طالبان در بلوچستان پاکستان را نیز باید به آنها اضافه کرد. همچنین مشکلات سیاسی و قومیتی میان ایالت‌های مختلف پاکستان همچنان سدی است دربرابر ایده‌های اقتصادی چین در پاکستان. برای مثال در جریان خطوط آهن گوادر به کاشغر، مسئلۀ عبور این خط آهن از ایالت پنجاب که سروزیرش، برادر نواز شریف نخست‌وزیر پاکستان است، با اعتراض مسئولان و مردم ایالت بلوچستان پاکستان رو‌به‌رو شده، همچنین وجود مواد مخدر و ترانزیت آن از افغانستان به پاکستان هم مسئلۀ مهم دیگری در این منطقه است. همه اینها دلایل خوبی برای حضور همزمان چین در چابهار و گوادر است.

درحالی که برای هند، چابهار بهینه‌ترین گزینه برای رسیدن به بازار افغانستان، آسیای مرکزی، روسیه، قفقاز و اروپاست، چین با استفاده از گوادر به اقیانوس هند راه پیدا کرده است؛ اما چین با حضور در توسعه چابهار، می‌تواند از پسکرانه گسترده آن بهره ببرد. این کشور می‌تواند درزمینه تأمین انرژی گوادر و ایجاد صنایع مختلف در آن که به گاز و نفت وابسته‌اند، با ایران همکاری و از تبعات حضور انحصاری هند در چابهار و در نزدیکی مرز پاکستان بکاهد. ضمن اینکه برقراری ارتباط چین با کریدور شمال ـ جنوب، مسیر مناسبی برای راه‌یابی چین به بازارهای آسیای غربی، آفریقا و اروپا خواهد بود. نوع مراودات چین با کشورهای هدف ابتکار کمربند و جاده از منظر اقتصادی در عناوینی چون ایجاد کار برای شرکت‌های چینی، گسترش بازارهای محصولات چینی و تأمین امنیت عرضه انرژی از کشورهای غنی نفت و گازی منطقه قابل تحلیل است. در هر سه این موارد، انرژی ایران نقشی مهم و تعیین‌کننده دارد.

به‌تازگی ژاپنی‌ها هم علاقه فراوان خود را به حضور در توسعه چابهار نشان داده‌اند. بااین‌حال، دست ایران برای انتخاب شرکایش در توسعه چابهار و ایجاد زیرساخت‌های حمل‌ونقلی در شرق ایران نسبت به گذشته بازتر شده است. همکاری با ژاپن و هند و توسعه روابط با این کشورها در قالب مبادلات انرژی، ساخت و راه‌اندازی پالایشگاه‌ها‏، توسعه بنادر چابهار و خطوط آهن مواصلاتی میان این بندر مهم اقیانوسی در ایران به افغانستان و آسیای مرکزی نیز می‏تواند چینی‌ها را برای از دست ندادن متحد استراتژیکی مانند این کشور و حضور در پروژه‌های ایران ترغیب کند.

بااین‌حال به‌نظر می‌رسد، همکاری ایران با ژاپن و هند که شرکای جدی یکدیگرند، اولویت ایران درزمینه توسعه چابهار است. توسعه روابط با این دو کشور در قالب مبادلات انرژی، ساخت و راه‌اندازی پالایشگاه‌ها و پروژه‌های زیرساختی حمل‌ونقلی می‌تواند مسیر مناسبی برای سرعت‌ بخشیدن به توسعه بنادر چابهار و خطوط آهن مواصلاتی میان این بندر مهم اقیانوسی در ایران به افغانستان و آسیای مرکزی باشد و همچنین می‏تواند چینی‌ها را برای از دست ندادن متحد استراتژیکی مثل ایران و حضور در پروژه‌های این کشور ترغیب کند.