چاپ
رویکردهای امنیتی پاکستان؛ دلایل و پیامدهای آن

حسام الدین حجت زاده

دوشنبه 1 خرداد 1396
 
 
همزمان با نزدیک شدن به پایان دوران نخست‌وزیری محمد نواز شریف، در پاکستان و درحالی که احزاب و نیروهای سیاسی و مدنی خود را برای انتخابات سال آینده آماده می‌کنند، یک‌بار دیگر رویکردهای امنیتی حکومت پاکستان درقبال همسایگان این کشور، پرسش‌هایی جدی را در ذهن مخاطبان ایجاد می‌کند. در چند ماه اخیر و به‌ویژه در اواخر سال 2016، تنش میان هند و پاکستان در مناطق مرزی کشمیر بالا گرفت و طرفین در چند مورد تبادل آتش کردند که به کشته و زخمی شدن تعدادی از نیروهای مرزبانی و ارتش دو کشور انجامید و نشان دادند که تمایلی به کاهش سطح منازعات ندارند. دراین‌میان به‌نظر می‌رسد، طرف پاکستانی دراین‌زمینه فعال‌تر و مصمم‌تر عمل می‌کند! در نخستین روزهای آوریل سال جاری، مقامات نظامی پاکستان در راستای پروژه دشمن‌تراشی از هند، یک افسر سابق نیروی دریایی هند به نام «کولبوشان جَدهاو» را پس از آنکه در تلویزیون به جاسوسی برای دهلی‌نو اعتراف کرد به مرگ محکوم کردند. به ادعای مقامات پاکستانی، این تبعه هندی در دادگاه نظامی اعتراف کرد که با همکاری سازمان اطلاعات هند (RAW) و با هدف بی‌ثبات کردن پاکستان و برانگیختن جنگ تمام‌عیار در ایالت بلوچستان و بندر کراچی ـ مرکز ایالات سند ـ طرح‌هایی را در دست اقدام داشته است. نظیر این اتهامات را دولت و ارتش پاکستان در اوایل سال 2016 و پس از ادعای دستگیری یک جاسوس هندی هنگام ورود به بلوچستان پاکستان ازطریق مرز ایران، به هند و ایران وارد کرده بودند. حتی ژنرال راحیل شریف، فرمانده سابق ارتش پاکستان در جریان سفر رئیس جمهور ایران به اسلام‌آباد به صراحت تهران را از همکاری با دهلی‌نو در آنچه که تلاش برای بی‌ثبات ساختن پاکستان نامید، برحذر داشت؛ اتهامی که  البته ازسوی دکتر روحانی و دیگر مقامات ارشد سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی ایران تکذیب گردید.

اما ماجرا به همین جا ختم نشد، اسلام آباد که براساس رویکرد کلان امنیتی خویش و در چهارچوب راهبرد ایجاد «عمق استراتژیک» برای خود در افغانستان، بیش از دو دهه است از طالبان افغان حمایت می‌کند و در سه سال اخیر نیز در برابر تحرکات نظامی عناصر وابسته به داعش در افغانستان منفعلانه برخورد نموده، از سال گذشته به ایجاد تنش در طول مرز  پاکستان و افغانستان روی آورده است؛ به‌طوری که مناطق مرزی پاکستان با افغانستان در طول خط موسوم به «دیورند» در شش ماه گذشته شاهد درگیری‌های نظامی کم‌سابقه میان ارتش و نیروهای مرزبانی دو کشور بود. این تنش‌ها با وارد کردن اتهام همدستی دولت و اداره امنیت ملی افغانستان (NDS) با پیکارجویان «تحریک طالبان پاکستان» (TTP) با هدف بر هم زدن ثبات پاکستان ازسوی مقامات سیاسی و امنیتی این کشور آغاز شد و حتی به بسته شدن مرز مشترک دو کشور در ناحیه «تورخم» در ایالت خیبر پختونخواه ازسوی ارتش پاکستان انجامید. در ادامه، در اواسط آوریل 2017 مقامات نظامی پاکستان اعلام کردند «احسان الله احسان» که از او به‌عنوان یکی از رهبران گروه تروریستی «جماعت الأحرار» (JuA) یاد شده، خود را در زادگاهش (مهمند) در مناطق قبایلی شمال غرب این کشور به نیروهای امنیتی یا به قولی به ارتش پاکستان تسلیم کرده است. جماعت الأحرار در سال 2014 و پس از شدت گرفتن اختلافات میان طالبان پاکستانی بر سر انتخاب ملافضل الله، به‌عنوان رهبر این گروه تروریستی، با اعلام انشعاب از تحریک طالبان پاکستان، بیعت خود با داعش را اعلام کرد. بعدها با افول نظامی و تبلیغاتی داعش در عراق و سوریه، سرکردگان جماعت الأحرار به «أیمن الظواهری»، رهبر القاعده اعلام وفاداری کردند و البته در طول این سال‌ها همچنان به کشتار شیعیان، سران قبایل مخالف و مقامات دولتی و نیروهای امنیتی پاکستان در مناطق قبایلی و شهرهای بزرگی مثل پیشاور، لاهور و کویته پرداخته‌اند.


اکنون، احسان با نام اصلی «لیاقت علی خان» که به گفته خودش در سال 2008 به طالبان پاکستانی پیوست، پس از حدود یک دهه ایفای نقش سخنگو در دو گروه تروریستی طالبان پاکستانی و جماعت الأحرار، طبق اعلام ژنرال آصف غفور، مدیر روابط عمومی ارتش پاکستان، ناگهان خود را همراه با شماری از اعضای "JuA" به نظامیان این کشور تسلیم کرد و به فاصله کوتاهی در 26 آوریل یک ویدئو کوتاه از اعترافات او توسط ارتش پاکستان منتشر شد؛ اما محتوای اعترافات احسان بیش‌ازآنکه افشاکننده ابعاد مختلف جنایات بزرگ‌ترین گروه انشعابی از طالبان پاکستانی باشد، نشانگر آغاز دور جدیدی از رویکرد خصمانه امنیتی ارتش و سازمان اطلاعات پاکستان (ISI) نسبت به همسایگان این کشور است.  سخنگوی سابق جماعت الأحرار و طالبان پاکستانی در اعترافات خویش ضمن اذعان به اینکه جوانان با آموزه‌های افراطی این گروه‌های پیکارجو به انحراف کشیده می‌شوند، سازمان‌های اطلاعاتی هند و افغانستان را متهم ساخت که پس از عملیات نظامی ارتش پاکستان برضد تحریک طالبان پاکستان و فرار اعضای آن به افغانستان از سرگردانی آنان سواستفاده کرده و با “TTP” ارتباط برقرار کرده‌اند؛ به این گروه تروریستی پول دادند و زمینه نفوذ نیروهایش را در داخل ارتش پاکستان فراهم کردند تا به این کشور ضربه وارد نمایند. این ادعای بزرگ درحالی ازسوی یکی از بدنام‌ترین پیکارجویان پاکستانی و با ادبیاتی مرسوم میان مقامات سیاسی و نظامی پاکستان مطرح می شود که حداقل در دو دهه اخیر دولت و ارتش این کشور بارها ازطرف مقامات هندی و افغان به تسلیح، تأمین مالی و آموزش گروه‌های پیکارجوی نیابتی‌شان برای بی‌ثبات کردن، به خطر انداختن امنیت ملی هند و افغانستان و ضربه زدن به اهداف نظامی و زیرساخت‌های اقتصادی این کشورها متهم شده‌اند. همچنین شکل‌گیری، آموزش و تأمین مالی و تسلیحاتی گروهک‌های تروریستی ضدایرانی مثل جندالله و جیش العدل که در بیش از یک دهه اخیر با نفوذ ازطریق مرزهای مشترک ایران و پاکستان صدها نفر از مردم عادی، نیروهای نظامی، انتظامی و مقامات ارشد دولتی را در استان سیستان و بلوچستان به شیوه‌های مختلف به شهادت رسانده‌اند، با توجه به احاطه سازمان اطلاعات پاکستان و ارتش بر مرز مشترک کشورشان با ایران، بدون اطلاع و همکاری مستقیم یا غیرمستقیم آنها نمی‌تواند امکان‌پذیر باشد.


دلایل اصلی تمایل دولت و ارتش پاکستان به تداوم چنین رویکردهای امنیتی، منحرف کردن توجه افکار عمومی از معضلات سیاسی و اقتصادی حاد داخلی به‌ویژه بحران سیاسی ناشی از افشای دست داشتن خانواده نواز شریف در رسوایی مالی موسوم به «پاناما»، جلب‌‌نظر هر چه بیشتر به احزاب سلفی هندستیز، حامی دولت و متحد ارتش پاکستان مانند جماعت اسلامی و جمعیت علمای اسلام/ شاخه مولوی فضل‌الرحمان در آستانه انتخاب سرنوشت‌ساز سال 2018؛ کاهش انتقادات داخلی و خارجی از انزوای منطقه‌ای و بین‌المللی پاکستان به علت حمایت این کشور از گروه‌های فرقه‌گرا ازطریق متهم کردن همسایگان به بی‌ثبات کردن پاکستان؛ تلاش برای فریب دولت ترامپ و کنگره آمریکا در زمینه مبارزه قاطعانه مقامات پاکستانی با تروریسم با هدف جاری شدن مجدد سیل کمک‌های اقتصادی و نظامی به سمت پاکستان است.


بااین‌حال، اتخاذ رویکردهای امنیتی منفی ازسوی حکومت پاکستان پیامدهایی برای اسلام‌آباد درپی دارد که عبارت‌اند از: افزایش تنش در روابط اسلام‌آباد با همسایگان مهم این کشور، یعنی هند، ایران و افغانستان و تشدید درگیری‌های مرزی با این کشورها؛ کاهش سطح همگرایی منطقه‌ای میان پاکستان با همسایگانش به شکل دوجانبه یا در چهارچوب سازمان‌های منطقه‌ای مثل سارک، اکو و سازمان همکاری شانگهای و در مقابل، افزایش نسبی حمایت آمریکا از دولت و ارتش پاکس
تان.