چاپ

رونمایی از اساسنامه جدید و ادامه خطاهای راهبردی حماس

حسین کبریائی زاده

چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396


حماس ازجمله بازیگران غیردولتی در غرب آسیاست که بعد از تحولات غرب آسیا در سال 2011 درپی آن بوده بر نقش بازیگری خود بیافزاید، ازاین‌رو طی چند سال گذشته همواره استراتژی‌های مختلفی را برای تحقق اهداف خود آزموده است.

این تشکل اخیرا نیز با انتشار و رونمایی از اساسنامه جدید چشم‌اندازهای سیاسی و منطقه‌ای نوین را ترسیم کرده است. در این اساسنامه که از این پس سنگ بنای اقدامات و سیاست‌های آتی جنبش مقاومت اسلامی فلسطین است ضمن حفظ راهبرد مبارزه با رژیم صهیونیستی بر حق تشکیل فلسطین در مرزهای 1967 تأکید کرده است. این درحالی است که در اساسنامه 1988 با لحن تندتری از مبارزه با یهودیت سخن گفته شده بود.


تغییرات ظاهری متن سند منتشر شده بدون تفاوت محسوس محتوایی نشان از آن دارد که حماس در تلاش است بدون نزدیک شدن به خطوط قرمز با کمترین ریسک به تداوم چرخش سیاسی و منطقه‌ای خود ادامه دهد.


این جنبش با فاصله گرفتن از آرمان‌گرایی و نزدیک شدن به عملگرایی سیاسی می‌کوشد بر دایره دوستان منطقه‌ای و بین‌المللی خود بیافزاید. از این جهت در اساسنامه با تصحیح خط مشی گذشته خود سخن از تمایز میان یهودیت و رژیم صهیونیستی به میان آمده است و عملا بند 2 اساسنامه سابق که مشتمل بر اصول و مبنای اعتقادی، ارزشی و فلسفه مقاومت بود کمرنگ شده است.


کمتر شدن بار ائدولوژیک اساسنامه اخیر نسبت به سند 1988 تغییر محسوسی است که نشان می‌دهد این جریان اسلامگرا بیش‌ازپیش عملگرایی سیاسی را در برنامه خود قرار داده است. درپی این دگردیسی ما در سال‌های آینده یک جنبش میانه‌رو  نوین برآمده از دل تحولات منطقه‌ای و جهانی را شاهد خواهیم بود. به‌طور ماهوی در این جنبش دیگر آن مبارزه تاریخی مورد تأکید رهبران حماس در دهه 80 به چشم نخواهد خورد و جهاد به‌عنوان یکی از شاخص‌های اساسی جنبش‌های اسلامی وزن خود را به نفع مصلحت گرایی سیاسی از دست خواهد داد.


از تغییرات دیگر اساسنامه که با اهداف منطقه‌ای صورت گرفته دور شدن این جنبش از ریشه‌های اخوانی خود است درحالی که پیشتر حماس موکدا خود را یکی از بال‌های اخوان‌المسلمین در منطقه می‌دانست اینک با هدف نزدیک شدن به همسایه تأثیرگذار خود مصر و همچنین بازیگر متمول منطقه یعنی عربستان و برخورداری از منابع مالی کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس این بخش از اساسنامه جدید حذف شده است.


به‌نظر می‌رسد حماس بار دیگر دچار اشتباه محاسباتی شده است مشخصاً کسب حمایت منطقه‌ای و جهانی به تنهایی با پشت کردن حماس به ریشه‌های اخوانی به‌دست نمی‌آید، ولی این امر برغم ایجاد ظرفیت‌های مالی سبب تأثیرات منفی فزاینده‌ای بر مشروعیت داخلی و اهرم‌های سیاسی آن خواهد گذاشت.


ازاین‌جهت در بعد داخلی هویت‌زدایی جنبش به‌مثابه یک خودزنی سیاسی سبب تضعیف پایگاه اجتماعی حماس در کرانه باختری و نوار غزه خواهد شد تا توازن قوا به نفع سایر گروه‌های فلسطینی تغییر کند؛ زیرا تولد حماس حاصل تحول استراتژی اخوان‌المسلمین به مرحله عمل و جهاد واقعی بود که خود را در انتفاضه متبلور کرد. با این تفاسیر حماس بار دیگر با بی‌تدبیری مهم‌ترین عامل بازدارنده در روابط خود با رژیم صهیونیستی یعنی انتفاضه را از دست داد؛ لذا پیش‌بینی می‌شود با پشت کردن حماس به تفکر مقاومت شاهد تشدید سیاست تهاجمی رژیم صهیونیستی در فلسطین باشیم.


در مجموع طی چند سال اخیر و با شروع بیداری اسلامی در غرب آسیا برغم آنکه حماس می‌توانست از ظرفیت این تحولات مخصوصاً در بعد غافلگیرانه آن برای غرب به نفع افزایش وزن خود و در جهت پیشبرد آرمان فلسطین بهره ببرد؛ اما افزایش آزمون و خطاهای سیاسی حماس تنها سبب کاهش اعتبار سیاسی و منطقه‌ای آن گردید.


به‌نظر می‌رسد، تفکر سودمحور در حماس غلبه یافته است، امری که پاشنه آشیل جنبش های اسلامگرا بوده است. این جریان به این منطق سیاسی و جمعبندی اشتباه دست یافته که با ارتباط و تعامل  با کشورهای عرب منطقه و جذب کمک‌های مالی می‌تواند منابع قدرت خود را تقویت کند، حال آنکه در تمام جنبش‌های سیاسی با مشی دینی و اسلامی و حتی غیردینی این اصل پذیرفته شده‌ای است که عناصر قدرت‌آفرین در حفظ پایگاه‌های اجتماعی، مشروعیت سیاسی  و تکیه بر توان داخلی است.