چاپ
چین و حملات موشکی آمریکا علیه سوریه

احسان صادقی

دوشنبه 11 اردیبهشت 1396
 


ساعاتی پس از ورود شی‌جین پینگ، رئیس‌جمهوری خلق چین به آمریکا و انجام اولین سفر وی به این کشور پس از به‌قدرت رسیدن دونالد ترامپ، ناوگان نیروی دریایی آمریکا مستقر در شرق دریای مدیترانه به‌ دستور رئیس‌جمهور آمریکا یکی از پایگاه‌های نیروی هوایی ارتش سوریه را مورد حملات موشکی قرار داد. بهانه آمریکا برای انجام این حمله و این قدرت‌نمایی بی‌سابقه، حملات شیمیایی صورت گرفته در منطقه خان شیخون بوده است که کشورهای غربی دولت سوریه را عامل این حملات معرفی کردند. موضوع اصلی موردِ بحث در اینجا شناسایی مقصران و عاملان اصلی حملات شیمیایی خان شیخون نیست‌ بلکه بررسی نحوه واکنش چین به این حملات و نوع نگاه این کشور به بحران سوریه است.


در بررسی روابط میان قدرت‌های بزرگ چه در سطوح جهانی و چه در سطوح منطقه‌ای، موضوعات مورد بحث و اختلاف‌نظرها میان این قدرت‌ها‌ فقط محدود به مباحث مرتبط با روابط دوجانبه نیست بلکه طیف وسیعی از مسائل و چالش‌های جهانی که کنشگرانی دیگر نیز درگیر آن هستند را در بر می‌گیرد. روابط میان آمریکا و چین نیز از این قاعده مستثنی نیست و تحلیلگران روابط بین‌الملل رابطه میان این دو کشور و نوع سازِکار میان این دوطرف را در حل‌وفصل موضوعات مورد مناقشه جهانی تأثیرگذار می‌دانند.


امروز یکی از اصلی‌ترین موضوعات موردِ بحث و مناقشه میان قدرت‌های بزرگ و به‌خصوص آمریکا و چین، مسئله سوریه و جنگ داخلی این کشور است. همان‌طور که پیشتر نیز عنوان شد حملات موشکی آمریکا علیه سوریه سبب شد تا دیدار میان ترامپ و شی‌جین پینگ، تحت‌الشعاع این حادثه قرار گیرد. چین همواره در مواضع اعلانی در سیاست خارجی خود به موضوعاتی همچون عدم استفاده از نیروی قهریه خارج از چهارچوب منشور ملل متحد، احترام به حق حاکمیت کشورها و عدم مداخله در امور داخلی کشورهای مستقل تأکید نموده است و سیاست چین درقبال مسئله سوریه و توصیه این کشور به دیگر قدرت‌های جهانی برای درپی گرفتن چنین سیاستی نیز خارج از موارد ذکر شده نیست. از ابتدای بحران سوریه تاکنون چین در کنار روسیه و ج.ا.ایران و در نقطه مقابل جریان کشورهای غربی قرار داشته است و با وتوی نزدیک به شش قطعنامه موردِ حمایت غرب در شورای امنیت سازمان ملل متحد و مخالفت با استفاده از زور برای سرنگونی دولت قانونی سوریه، عزم خود را برای حل‌وفصل مسالمت‌آمیز این بحران نشان داده است.


حملات موشکی اخیر آمریکا علیه سوریه نشان داد، دولت ترامپ هراسی از قدرت‌نمایی درمقابل رقبای بالقوه خود در منطقه غرب آسیا ندارد؛ حتی اگر این قدرت‌نمایی خارج از چهارچوب و هنجارهای بین‌المللی باشد و سبب شود تا تروریست‌ها و افراطیون وابسته به داعش و گروهک‌های منشعب شده از سازمان القاعده نیز جانی دوباره گرفته و تجدید قوا نمایند. این مسئله یکی از نگرانی‌های اصلی چین درقبال مسئله سوریه است؛ زیرا نباید حضور پرشمار اویغورهای چینی وابسته به سازمان‌های تروریستی در خاک سوریه را نادیده گرفت، موضوعی که یکی از دغدغه‌های امنیتی چین محسوب می‌‌شود و ممکن است در آینده ثبات این کشور را در سرزمین چین به خطر اندازند.


مسئله مهم دیگر که باید مورد اشاره قرار گیرد این است که ایالات متحده با انجام این اقدام یعنی حمله موشکی به سوریه، پیامی سیاسی و تحریک‌آمیز را نیز برای چین آن هم درقبال مسئله کره شمالی ارسال کرده و آن پیام ارسالی این بود که آمریکا اگر لازم بداند بدون همراهی و همکاری چین می‌تواند علیه متحد چین در شبه‌جزیره کره دست به اقدامات یکجانبه بزند، تهدیدی که در روزهای گذشته با اعزام ناو گروه ضربتی کارُل وینسون، به آب‌های شبه جزیره کُره رنگ قوت به خود گرفته است.


درهرحال، باید گفت آمریکا سعی می‌کند از مسئله سوریه و کره شمالی به‌عنوان اهرم فشار برای باج‌گیری سیاسی از چین استفاده کند تا این کشور را وادار کرده تا در جهت منافع خود حرکت نماید و درمقابل ازیک‌سو چین توانسته با توجه به ظرفیت‌ها و پتانسیل‌های سیاسی و اقتصادی خود و از‌سوی‌دیگر، هوشمندی رهبران چین در نحوه و نوع مدیریت بحران همزمان هم در شبه‌جزیره کره و هم سوریه و نشان دادن خود به‌عنوان قدرتی مسئولیت‌پذیر در چهارچوب نُرم‌ها و هنجارهای بین‌المللی، خود را به‌عنوان بازیگری سازنده در عرصه تحولات سیاسی سوریه نشان دهد. اقداماتی همچون انتصاب فرستاده ویژه در امور سوریه توسط این کشور و سفر وی به کشورهای منطقه، همچنین ارسال کمک‌های بشردوستانه به سوریه در این میان قابل ذکر است.


از نگاه اقتصادی نیز، چین با توجه به سیاست خارجی اقتصاد محور خود و در پیش گرفتن اجرای پروژه‌های بزرگ و جاه‌‌طلبانه اقتصادی ازجمله: ابتکار یک کمربند ـ یک جاده و اتصال این کمربند از چین به آسیای مرکزی و کشورهای حوزۀ غرب آسیا، بی‌شک نیازمند فضایی عاری از تنش و بی‌ثباتی در پیشبرد این پروژه است و حتی ازاین‌طریق می‌تواند نقش مثبتی را در فرآیند مذاکرات صلح سوریه و آینده این کشور جنگ زده پس از جنگ داخلی و بازسازی آن ایفا کند.