چاپ
چهارچوب‌های مواجهه ایران با رژیم صهیونیستی در منطقه قفقاز

حسین کبریائی‌زاده

یکشنبه 24 بهمن 1395
 
 
منطقه قفقاز جنوبی در محدوده‌ای به وسعت چهارصد هزار کیلومتر مربع به‌ سبب موقعیت ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی و همچنین چالش‌های مختلف امنیتی، سیاسی، قومی و نیز بسترهای شکل‌گیری و ساماندهی جرایم سازمان‌ یافته بین‌المللی مورد توجه بازیگران مختلف با انگیزه‌های متفاوت ازجمله رژیم صهیونیستی بوده است.

نیازهای اقتصادی و میل کشورهای این منطقه به توسعه، فرصت‌های مطلوبی را در اختیار تل‌آویو قرار داده تا بتواند در پویش‌های مختلف اقتصادی، فنی، کشاورزی و خدماتی به این منطقه مهم راه یابد.


از زمان تشکیل موجودیتی به نام رژیم صهیونیستی این منطقه ازجمله نقاط هدف در دکترین پیرامونی بن گوریون بوده است. دکترینی که در دهه پنجاه و در پی وضعیت خاص این موجودیت سیاسی در میان کشورهای متخاصم عرب تدوین شده بود.

تل‌آویو که امکان برقراری ارتباط عادی با همسایگان را ندارد نیاز داشت بازیگران عملگرایی را برای اتحاد در نقاط مختلف جهان بیابد تا به تعبیر پرز خاورمیانه‌ای فراتر از ابعاد جغرافیایی برای رژیم صهیونیستی تعریف کند. فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و شکل‌گیری جمهوری‌های تازه استقلال یافته در دوسوی دریای خزر گزینه‌های خوبی برای خروج تل‌آویو از انزوا بود.

رژیم صهیونیستی نمی‌توانست به مزیت‌های مطلوب قفقاز ازجمله وفور منابع انرژی فسیلی و نیز نزدیکی این منطقه به دشمن ایدئولوژیک خود ایران برای زیرنظر گرفتن تحرکات آن بی‌تفاوت باشد و لذا بعد از تشکیل این جمهوری‌ها آنها را به‌سرعت به‌ رسمیت شناخت.


تل‌آویو با شناسایی نیازهای تسلیحاتی گرجستان و انگیزه‌های اقتصادی و سرمایه‌گذاری در بخش‌های مختلف در آذربایجان حضور خود را در این منطقه موجه ساخته است. ضرورت همکاری اقتصادی و فنی تنها توجیه حضور رژیم صهیونیستی در ورای مرزهای شمالی آنها نبود بلکه وجود اقلیت یهودی و سرنوشت آنها سبب می‌شد تل‌آویو تأسیس و فعالیت نهادهای خیریه، بشردوستانه و فرهنگی را نیز مدنظر داشته باشد.


به‌رغم حساسیت روسیه در ارتباط تسلحیاتی گرجستان و رژیم صهیونیستی در سال 2008 مجموع این برنامه‌ریزی‌ها سبب شد تا سال 2010 تل‌آویو به یکی از بازیگران فعال در منطقه و به‌خصوص در جمهوری آذربایجان تبدیل شود.


دلایل و انگیزه‌های اقتصادی تنها محمل نفوذ رژیم صهیونیستی در قفقاز نبود بلکه از منظر سیاسی و امنیتی نیز با توجه به منطق بازیگرانی مانند آذربایجان و گرجستان استراتژی اتحادسازی تل‌آویو جواب می‌داد. این کشورها به مانند کشورهای حوزه خلیج فارس دارای ضعف‌های دفاعی عمده هستند و ازطرفی ترس از تسلط مجدد روسیه را همواره احساس می‌کنند و ازاین‌‌رو نزدیکی به رژیم صهیونیستی هم ازنظر تسلیحاتی و هم ازنظر ارتباط با آمریکا می‌تواند برای آنها حائز اهمیت باشد.


از منظر سیاسی زیرنظر گرفتن تحرکات بزرگ‌ترین دشمن رژیم صهیونیستی برای این کشور بسیار مهم بود تا جایی‌ که حتی در حوزه‌های اقتصادی به‌خصوص در آذربایجان پروژهایی تعریف می‌شد که این مهم را تأمین کند، سرمایه‌گذاری در بخش‌های مخابراتی و اجاره زمین‌های کشاورزی در نزدیکی مرزهای ایران ازجمله موارد قابل ملاحظه است.


ویژگی‌های دموگرافیک منطقه شرایط مستعدی را برای فعالیت‌های خرابکارانه، اقدامات جاسوسی، تحرکات ضددولتی و مدیریت حرکت‌های جدایی‌طلبانه در مرزهای ایرانی در اختیار رژیم صهیونیستی قرار می‌دهد.


از منظری دیگر جذب نخبگان سیاسی، اقتصادی، تکنوکرات کشورهای منطقه و برجسته‌سازی موضوع یهودیان منطقه در سال‌های اخیر فرمول متداولی برای کسب موقیعت برتر ازسوی رژیم صهیونیستی است امری که مشخصاً بر حضور ایران در قفقاز تأثیر داشته و دارد.


طی دهه‌های اخیر رژیم صهیونیستی در برخورد با ایران درنظر داشته چالشی که خود با آن مواجه است یعنی انزوا در محیط پیرامونی را به ایران تسری دهد و ازاین‌رو اتحادسازی با کشورهای عملگرا ازجمله در منطقه قفقاز را دستور کار قرار داده است تا هزینه‌های اقدام تهران را با کاهش ضریب اطمینان نسبت به همسایگان افزایش دهد.


ازآنجاکه نقش بازیگری هدفمند ایران در تحولات منطقه و جهان وابسته به میزان ارتباط معقول تهران با همسایگان است مشخصاً کاهش فضای حیاتی ایران در مناطق پیرامونی سبب انفعال و فاصله گرفتن ایران از روحیه تهاجمی در برخورد با رژیم صهیونیستی می‌شود.


این‌گونه به‌نظر می‌رسد طی دهه اخیر دستگاه دیپلماتیک کشور در پی بحران‌های که در سیاست خارجی مخصوصاً در موضوع هسته‌ای و یا ارتباط با کشورهای همسایه جنوبی داشته تمرکز کافی برای مواجهه با تهدید جدی حضور رژیم صهیونیستی در مرزهای شمالی را نداشته است.


دراین‌میان جمهوری اسلامی باید با بهره‌گیری از ظرفیت‌های موجود در منطقه ازجمله اشتراکات تاریخی، فرهنگی و هویتی و از طریق تقویت دیپلماسی عمومی و فرهنگی در منطقه قفقاز در کنار پویش‌های اقتصادی راهکارهایی برای مقابله با نفوذ رژیم صهیونیستی بیابد.


دراین‌چهارچوب تمرکز دیپلماسی فرهنگی و عمومی ایران بر عدم مشروعیت سیاسی رژیم صهیونیستی مخصوصاً در جمهوری آذربایجان با توجه به جمعیت شیعه این کشور می‌تواند واجد تأثیرات مطلوب باشد.