چاپ
عربستان ـ رژیم صهیونیستی ائتلافی برای مهار ایران
 
 
روح‌اله سوری
 
دوشنبه 29 شهریور 1395
 
 
 

طی یک دهه اخیر تحت تأثیر مناقشه هسته‌ای ایران با غرب، کشور عربستان سعودی همواره سعی بر آن داشته است که از انزوای شکل‌گرفته در روابط خارجی ایران بیشترین بهره‌برداری را درجهت پیشبرد سیاست‌های منطقه‌ای و گسترش نقش خود در معادلات منطقه خاورمیانه به‌عمل آورد. ازسوی‌دیگر، نیز رژیم صهیونیستی تلاش داشته تا با استفاده از فضای شکل‌گرفته علیه ایران، جامعه بین‌المللی و کشورهای غربی را به افزایش فشارها بر ایران ترغیب نماید و حتی با معرفی گزینه نظامی به‌عنوان تنها راه‌حل موجود و مطلوب برای حل مناقشه هسته‌ای ایران، کشورهای غربی را به جنگ با ایران ترغیب و یا نهایتاً حمایت آنها را از حمله نظامی خود علیه ایران به‌دست آورد. رژیم صهیونیستی همچنین همواره با توسل به تهدید خواندن ایران سعی کرده تا از هرگونه مصالحه و راه‌حل مسالمت‌آمیزی که بتواند موازنه قوا را در رابطه با مسئله فلسطین به نفع جمهوری اسلامی ایران تغییر دهد، سرباز زند و تهدید ایران هسته‌ای را به انگیزه مهمی برای ادامه سیاست‌های خود در رابطه با مسئله فلسطین بدل سازد. سایر کشورهای منطقه همچون ترکیه نیز جدای از منافعی که تحریم‌های بین‌المللی برای اقتصاد آنها به‌همراه داشته از منزوی شدن و کاهش نقش منطقه‌ای ایران استقبال کرده‌اند و حتی کشوری چون روسیه نیز در بسیاری موارد تلاش داشته تا از موضوع هسته‌ای ایران به‌عنوان کارت امتیازی خود در بازی با غرب استفاده کند. همه اینها درحالی است که توافق هسته‌ای ایران و کشورهای 1+5 با ایجاد فصل جدیدی در روابط ایران و غرب، محدودیت‌هایی را در این مسیر خصوصاً برای سیاست‌های عربستان سعودی و رژیم صهیونیستی به‌وجود آورده و همین موضوع نویسنده را به این باور کشانده است که شرایط به‌وجودآمده تحت تأثیر توافق هسته‌ای در کنار سایر تحولات منطقه‌ای ازجمله بحران سوریه و ظهور داعش را می‌توان فاکتورهای مهمی در نزدیکی عربستان و رژیم صهیونیستی در آینده‌ای نزدیک به‌حساب آورد.

الف) توافق هسته‌ای
توافق هسته‌ای صورت‌گرفته میان ایران و کشورهای 1+5 را بدون شک می‌توان یکی از فاکتورهای اثرگذار بر جهت‌گیری سیاست خارجی کشورهای خاورمیانه به‌حساب آورد. ازجمله دلایل تأثیرگذار بودن توافق هسته‌ای بر معادلات سیاسی منطقه، نقش این توافق در تغییر و به‌هم خوردن موازنه قوای منطقه‌ای از رهگذر ایجاد مسیری جدید مبتنی‌بر دیپلماسی و گفتگو در روابط میان ایران و غرب و مهم‌تر از آن بازگشت ایران به فرایند حل معادلات منطقه‌ای تحت تأثیر این مسیر جدید است. به‌عبارت‌بهتر، پس از توافق هسته‌ای موانع موجود بر سر راه پذیرش ایران به‌عنوان یک کشور قدرتمند و تأثیرگذار منطقه‌ای ازسوی غرب تاحدودی کمرنگ شده است که این موضوع می‌تواند بستر لازم برای ایفای نقش منطقه‌ای متناسب با ظرفیت‌های موجود را دراختیار سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران قرار دهد. این موضوع را می‌توان در سخنان و اظهارات اوباما پس از توافق هسته‌ای، مبنی‌بر توانایی تبدیل شدن ایران به یک قدرت منطقه‌ای هم ردیابی کرد. به‌همین‌دلیل، به‌نظر می‌رسد با توجه به نقش توافق هسته‌ای در تقویت فرصت‌های سیاست خارجی ایران به‌منظور بهبود جایگاه منطقه‌ای و بین‌المللی خود، این مسئله می‌تواند زمینه‌ساز برخی واکنش‌ها و حتی انگیزه‌ها برای شکل‌گیری ائتلاف‌های رسمی و غیررسمی منطقه‌ای علیه ایران خصوصاً میان رژیم صهیونیستی و عربستان باشد.

ب) تحولات منطقه‌ای
ظهور داعش و نقش ایران در مبارزه با آن به‌عنوان یک تهدید جهانی و شکل‌گیری منافع مشترک میان ایران و غرب بر سر تهدید داعش ازیک‌سو و همچنین بحران در کشورهای سوریه و یمن ازجمله مسائل مهم دیگری هستندکه می‌تواند زمینه را برای همگرایی سیاست‌های عربستان و رژیم صهیونیستی علیه ایران فراهم کند.

در ارتباط با سوریه باید گفت جنگ طولانی در این کشور اکنون به جهتی پیش رفته است که نه‌تنها انتظار کشورهای مخالف بشار اسد در رابطه با سرنگونی وی در کوتاه‌مدت برآورده نشده است که تحت تأثیر حضور نظامی روسیه و نقش ایران، نیروهای دولتی سوریه تاحدودی موفق به بازسازی موقعیت خود درمقابل گروه‌های مخالف نیز گردیده‌اند و بحران کنونی سوریه به مرحله‌ای رسیده است که به‌نظر می‌رسد راه‌حل نظامی، دیگر تنها گزینه حل بحران نباشد به‌نحوی‌که حتی درشرایط پس از داعش نیز چاره‌ای جز حل بحران ازطریق دیپلماسی و توافق بازیگران درگیر در این بحران نیست. همه اینها در شرایطی است که اکثر قریب به اتفاق کشورهای درگیر در فرایند حل بحران سوریه اکنون به نقش ایران در هرگونه پروسه دیپلماتیکی اذعان دارند.


ساده‌ترین تحلیل و تفسیری که از این وضعیت می‌توان ارائه داد، تقویت کارت‌های بازی ایران در مقابل کشورهای منطقه‌ای مخالف سیاست‌های خود می‌باشد. تغییر موازنه قوای منطقه‌ای به نفع ایران تنها منحصر به مناقشه سوریه نیست؛ بلکه در مسئله حمله نظامی عربستان به یمن نیز عدم توانایی عربستان در دستیابی به نتایج موردنظر خود ازجمله واداشتن ایران به یک واکنش غیرمنطقی و عدم توفیق این کشور در حل مسئله یمن در کوتاه‌مدت را باید ازجمله فاکتورهای مهم و اساسی در تقویت سیاست خارجی ایران درنظر گرفت.


بدین‌ترتیب، می‌توان گفت که مختصات جدید منطقه‌ای تحت تأثیر عوامل ذکرشده (یعنی توافق هسته‌ای و بحران‌های منطقه‌ای شرایط را به سمتی سوق داده است که تحت آن شرایط ازیک‌سو شاهد تقویت فاکتورهای تقویت‌کننده نقش منطقه‌ای ایران و ازسوی‌دیگر شاهد شکل‌گیری برخی واکنش‌ها برای تضعیف این شرایط می‌باشیم به‌صورتی‌که علی‌رغم بهبود نسبی در روابط ایران با کشورهای اروپایی، روابط منطقه‌ای ایران با کشورهای منطقه درحال پیچیده‌تر شدن و ورود به وضعیت کاملاً جدیدی می‌باشد که نمود این پیچیدگی شرایط را می‌توان در شکل‌گیری برخی منافع مشترک میان رژیم صهیونیستی و عربستان مشاهده کرد، همخوانی منافعی که فصل مشترک آن می‌تواند ضدیت و مقابله با ایفای نقش منطقه‌ای ایران و پذیرفته شدن این نقش ازسوی غرب باشد.


به‌نظر می‌رسد این همخوانی منافع میان رژیم صهیونیستی و عربستان در پرتو تحولات جدید منطقه‌ای قادر خواهد بود این دو را در قاب مشترک خصومت با ایران به سمت برقراری یک توافق (رسمی یا غیررسمی) به‌منظور مهار ایران و حتی برقراری یک توافق صهیونیستی ـ فلسطینی به‌منظور تغییر جهت کانون مشکلات منطقه‌ای به سمت ایران پیش ببرد. این مسئله را می‌توان با توجه به سیاست‌ها و مواضع مشترک حماس با عربستان و رژیم صهیونیستی در رابطه با سوریه و همچنین تلاش‌های اخیر حماس برای مذاکره با طرف صهیونیستی، امری محتمل‌الوقوع درنظر گرفت.


دراین‌رابطه، نقش دو کشور مهم منطقه‌ای دیگر یعنی روسیه و ترکیه نیز قابل بررسی است. درمورد روسیه علی‌رغم عدم همخوانی میان منافع این کشور با رژیم صهیونیستی و عربستان در موضوعاتی چون بحران سوریه، لازم است که
سیاست خارجی این کشور در ارتباط با تحولات منطقه خاورمیانه از زاویه تمایل خاص این کشور به ایفای نقش مؤثر خود و قدرت‌نمایی در برابر غرب تحلیل شود؛ زیرا به‌نظر می‌رسد روسیه از هر فرصتی برای دستیابی به هدف پررنگ کردن نقش خود در منطقه خاورمیانه درمقابل ایالات متحده آمریکا دریغ نخواهد کرد. در رابطه با ترکیه نیز وجود منافع مشترک با عربستان و رژیم صهیونیستی در مسئله سوریه و برقراری مجدد روابط با این رژیم در کنار تمایل این کشور برای ایفای نقش‌های میانجی‌گرایانه خود در منطقه می‌تواند فراهم‌کننده زمینه‌ای باشد که این کشور را در کنار روسیه، عربستان و رژیم صهیونیستی به‌عنوان یکی از اضلاع مربع ائتلاف منطقه‌ای قرار دهد که می‌تواند با نادیده گرفتن منافع ایران در شرایط حساس، وضعیت پیچیده‌ای را برای سیاست خارجی ایران به‌همراه داشته باشد.


به‌همین‌دلیل، به‌نظر می‌رسد دستگاه سیاست خارجی ایران ضمن رصد تحولات ایجادشده در روابط منطقه‌ای کشورهای خاورمیانه در شرایط پسابرجام، باید بتواند با تحلیل واقع‌گرایانه موضوع، استراتژی مناسبی را برای مواجهه با این شرایط جدید، خصوصاً در رابطه با مذاکرات احتمالی آینده برای حل مسئله فلسطین تحت تأثیر همکاری میان عربستان و رژیم صهیونیستی اتخاذ کند.