چاپ
پیامدهای منطقه‌ای افول داعش
 
 
دکتر حسین مفیدی احمدی
 
دوشنبه 15 شهریور 1395
 
 
 
نشانه‌های زیادی از ورود داعش به مرحله افول سریع و فروپاشی سرزمینی وجود دارد. این گروه بخش‌های مهمی از سرزمین‌های تحت کنترلش را ازدست داده؛ در چند جبهه و با ائتلاف‌های منطقه‌ای و جهانی عملاً رقیب ازجمله ائتلاف‌های به رهبری آمریکا و روسیه درحال نبرد است؛ با کاهش نیرو(1) مواجه است و ناتوان از جذب نیروی جدید است و با کاستی‌های مالی(2)، سازمانی و نظامی گسترده‌ای دست به گریبان است. باوجوداین، ورود داعش به مرحله افول و یا فروپاشی احتمالی آن، تبعات ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک گسترده‌ای برای منطقه به‌همراه خواهد داشت. به‌نظر می‌رسد برجسته‌تر شدن عملیات نظامی غیرمتعارف داعش، تقویت حوزه عمل القاعده و همچنین تبدیل شدن مسئله کردی به‌عنوان یکی از مهم‌ترین عوامل شکل‌دهنده ائتلاف‌ها، مناسبات و تعارضات منطقه‌ای را باید از مهم‌ترین پیامدهای افول و یا سقوط داعش درنظر بگیریم.
 
با کاهش توان نظامی متعارف داعش، احتمالاَ حرکت این گروه به سمت کنش‌های غیرمتعارف و تروریستی فزونی خواهد یافت. نکته مهم دیگر آن است قدرت‌یابی داعش همزمان ریشه درهم‌کنش عوامل عینی و ذهنی حاکم بر کشورهای منطقه دارد. مهم‌ترین عوامل عینی قدرت‌یابی داعش، ناکارآمدی دولت‌ها؛ غیرفراگیر بودن ساختار حکمرانی؛ شرایط نامساعد اجتماعی ـ اقتصادی و ضعف روند دولت ـ ملت‌سازی در کشورهای منطقه و همچنین پیامدهای مداخلات نظامی خارجی بوده است. مهم‌ترین عامل ذهنی قدرت‌یابی داعش نیز ایدئولوژی و نوع قرائت آن از اسلام است که جذابیت آن تا حدود زیادی ریشه در عوامل عینی چون فقدان نظام‌های حکمرانی فراگیر در منطقه ازجمله در سوریه و عراق دارد. بدیهی است تازمانی‌که در شرایط عینی مورد اشاره در منطقه تغییر محسوسی صورت نگیرد، ایدئولوژی داعش برای انجام عملیات تروریستی به حد کافی جذابیت خواهد داشت. با توجه به این مسئله و همچنین با عنایت به طبیعت به‌شدت غیرمتمرکز داعش، تبدیل شدن این گروه به یکی از مهم‌ترین کارگزاران تروریستی در منطقه و جهان دور از ذهن نخواهد بود. به‌نظر می‌رسد رهبران داعش نیز خود را برای این مرحله آماده می‌کنند؛ به‌عنوان مثال یکی از مقامات داعش در یکی از پایگاه‌های اینترنتی منتسب به این گروه، بیان داشته که «درحالی‌که ساختارهای اصلی ما در عراق و سوریه تحت فشار قرار دارند، برخی از ساختارهای مالی، رسانه‌ای و فرماندهی ما به کشورهای دیگر منتقل خواهند شد».(3)
 
ازجمله پیامدهای احتمالی افول داعش می‌تواند سر برآوردن مجدد القاعده باشد. از زمان شروع قیام‌های عربی، القاعده رشدی ثابت و به‌دور از توجهات رسانه‌ای و امنیتی داشته است. راهبرد اصلی القاعده در این دوره، راهبرد محلی‌سازی و به تصویر کشیدن خود به‌عنوان بخشی حیاتی از مبارزات مردم در سوریه، یمن و لیبی بوده است.(4) در ضمن پس از ظهور داعش، القاعده همواره در تلاش بوده است خود را به‌عنوان آلترناتیوی برای داعش معرفی کند که با این تفاوت که فاقد قساوت آن می‌باشد. بنابراین انتقال بخشی از پتانسیل داعش به القاعده ممکن خواهد بود.
 
شاید بتوان مهم‌ترین پیامد افول و یا سقوط داعش را تبدیل شدن مسئله کردی به‌عنوان یکی از مهم‌ترین عوامل شکل‌دهنده ائتلاف‌ها، مناسبات و تعارضات منطقه‌ای دانست. بعد از تأسیس خلافت داعش، کنش‌های نظامی کردها، در کنار پایداری ایران در حمایت از دولت‌های عراق و سوریه از مهم‌ترین عوامل تحدید نفوذ داعش و به بن‌بست رسیدن گسترش جغرافیایی این گروه در منطقه بوده است. درواقع انعطاف‌پذیری کشورهایی چون روسیه و آمریکا درقبال کنش‌ها و عملیات نظامی کردهای سوریه، تا حدود زیادی ریشه در ظرفیت‌های نظامی زمینی قابل توجه آنها برای مقابله با داعش داشته است. البته افزایش قدرت چانه‌زنی روسیه در برابر ترکیه نیز از دیگر عوامل حمایت روسیه از کردهای سوریه بوده است. با افول داعش و کم شدن اهمیت ژئوپلیتیک کردها، مسئله کردی احتمالاَ به یکی از مهم‌ترین عوامل تأثیرگذار بر رقابت‌ها، ائتلاف‌سازی‌ها و مناقشات منطقه‌ای تبدیل خواهد شد. این مسئله از آنجا اهمیت می‌یابد که به‌نظر می‌رسد کردها نیز به‌آسانی قصد چشم‌پوشی از فرصت تاریخی که تحولات پسابهار عربی دراختیارشان قرار داده را نخواهند داشت. به‌عنوان مثال نزدیک شدن بیشتر مواضع و سیاست‌های ترکیه و ایران درقبال مسائل سوریه در چهارچوب خط قرمز بودن تشکیل دولت ـ ملت‌های کردی در منطقه برای ترکیه ازیک‌سو و موضع مشترک ترکیه و ایران در لزوم حفظ نظام‌های دولت ـ ملت در منطقه و ضروری بودن حل مسئله کردی در چهارچوب انگاره ایجاد نظام‌های حکمرانی فراگیر از دیگر سو، دور از ذهن نیست.
پی‌نوشت‌ها