چاپ
هزار راه نرفته اتحادیه اروپا در مبارزه با تروریسم
 
حسین کبریایی‌زاده
 
شنبه 30 مرداد 1394
 
 
 
با فاصله چند سال بعد از یازده سپتامبر، ترور در اروپا نیز همه‌گیر شد. تراژدی‌های مادرید در سال 2004، لندن 2005، ترورهای نافرجام آلمان، دانمارک و انگلیس در سال 2006، خشونت‌طلبی‌های 2007 در لندن و گلاسکو و سریال حملات تروریستی بعد از تحولات بهار عربی که تاکنون نیز هم ازنظر شکل و تاکتیک و هم ازنظر ابعاد متفاوت از گذشته است، دراین‌زمینه قابل ذکر است.

با این مقدمه کوتاه باید اذعان داشت که مقابله با تروریسم در اروپای واحد نیز به‌طور راهبردی و مدون به سال 2004 بعد از حملات مادرید برمی‌گردد. زمانی‌که سند راهبردی مبارزه با تروریسم توسط شورای قضایی و امور داخلی اتحادیه اروپا تدوین و تصویب شد.

طبق این سند، اتحادیه اروپا برای امن‌تر کردن اروپا و فراهم آوردن آرامش برای شهروندان باید غلبه بر تروریسم را در سه سطح ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی و در چهار بخش پیشگیری، حفاظت، پیگرد و واکنش دنبال می‌کرد. بدین‌منظور، در این سند بر تقویت ظرفیت‌های ملی، تسهیل همکاری‌های اروپایی، افزایش توانمندی‌های منطقه‌ای و ائتلاف‌های بین‌المللی برای مبارزه با تروریسم تأکید شده بود.

اما به‌رغم جامعیت سند که البته محصول زمان خود بود همچنان تروریسم و حملات تروریستی در سال‌های بعد تکرار شد تا نشان دهد حملات تروریستی گام‌های زیادی از رقیب خود جلوتر است.

عدم موفقیت اروپاییان در تشخیص رفتارهای مشکل‌آفرین در جامعه و فضای مجازی، ناکامی در راهبردهای رسانه‌ای، قدرت ایدئولوژی معارض، شکست در گفتگوی میان فرهنگی و درک نادرست سیاستمداران اروپایی از عوامل توسعه و ترویج تروریسم ازجمله عوامل ناکارآمدی سند مذکور بود.

جهانی شدن تروریسم نیز خود مقوله جداگانه‌ای بود که تأثیر بسیاری بر پیروزی‌های خشونت‌طلبان داشت. این درحالی بود که اروپای واحد وسوسه گسترش به شرق داشت و از این جهت در مجاورت دولت‌های ورشکسته قرار گرفت که به ابزارهای جهانی‌ساز خشونت نیز دسترسی داشتند و از این نظر محیط پیرامونی اتحادیه اروپا در اثر امواج بهار عربی بیش‌ازپیش ناآرام و پرریسک شد. بحران مهاجرت نیز در این میان خود مزید بر علت شده تا تمهیداتی مانند گذرنامه بیومتریک و نسل جدید سیستم اطلاعاتی شنگن ناکارآمد شود.

در اثر این تحولات بود که به گفته ژیل دوکرکوف، مسئول نهاد هماهنگ‌کننده در مبارزه با تروریسم، تهدید تروریسم برعکس سال‌های ابتدای هزاره پراکنده‌تر، متنوع‌تر، پیچیده‌تر و مؤثرتر از قبل شده بود. این درحالی بود که متناسب با این تغییرات روزآمدی سند مبارزه با تروریسم صورت نگرفت و ازطرفی نهادهایی مانند پارلمان اروپا به‌رغم تمایل کشورهای عضو به اقدام مشترک تعجیلی به خرج نمی‌داد.

اگرچه اتحادیه اروپا با کشورهای ثالثی مانند مصر، یمن، الجزایر و کشورهای حاشیه خلیج فارس تفاهم‌نامه مبارزه با تروریسم امضا کردند، اما این بازیگران به‌دلیل نوع نگاه ابزاری که به تروریسم داشته‌اند عملاَ درجهت کنترل و مبارزه با تروریسم گام برنداشتند.

دراین‌میان، تشکیلات پلیسی مانند یوروپل، نهاد قضایی مانند یوروجاست و گروه‌های ضدتروریستی مانند باشگاه برن که سرویس امنیتی نوزده کشور را در خود جای داده بود در کنار محافل دیپلماتیک مرتبط با تروریسم به تلاش‌هایی دست زدند که به‌رغم برخی دستاوردها اما همچنان مبارزه با تروریسم در اتحادیه اروپا را در منزل نخست نگه می‌داشت.

دراین‌میان، شکل ترورهای تابستان امسال نشان داد راه علاج جای دیگری است. پنجاه میلیون مسلمان در اجتماع اروپا ادغام نشده‌اند و از همین منفذ تروریسم هوشمند داعش با به‌کارگیری نیرو از قلب اتحادیه اروپا حملات تروریستی را در مرکز اتحادیه سامان می‌داد.

در این شرایط اگرچه تجربه مبارزه با القاعده برای غرب سودمندی‌هایی داشته اما لزوماَ کارآمدی لازم را نداشت. وضعیت برای اروپای هراسان تغییر کرده، اما بینش‌ها، نگرش‌ها، روش‌ها و راهبردها در جای خود متوقف شده است.

در غیاب روش‌ها با ضمانت و سیاست‌های فرهنگی ـ اجتماعی و پافشاری زایدالوصف بر رویکردهای پلیسی، تحریک و خشونت، واکنش و ویژگی اروپای مسیحی و مسلمان شد. مسئله‌ای که فراتر از دوگانه اسلام ـ سکولاریسم اروپای واحد را به سمت حملات تروریستی بیشتر و متنوع‌تر پیش می‌راند تا اروپای سبز در برزخ تروریسم فردمحور و غیرتشکیلاتی گرفتار آید. نمونه حملات پاریس و بروکسل شاهد این مدعاست.

با این تفاسیر، انتظار می‌رود با تداوم این روند و درپی افزایش رویکردهای امنیتی و اولویت‌دهی به سیاست‌های والا (امنیت‌محور) درمقابل سیاست‌های سفلی (اجتماع‌محور) در آینده شاهد افزایش وزن ناسیونالیست‌های اروپایی درمقابل انترناسیونالیست‌ها خواهیم بود؛ جریانی که سبب جدایی بریتانیا از اروپا گردید.