چاپ
جدایی جبهه النصره از القاعده: دلایل و پیامدها
 
 
سید علی نجات
 
 
یکشنبه 10 مرداد 1395
 
 
 
 
 
جبهه النصره از ظهور تا جدایی از القاعده
یکی از مهمترین پیامدهای داخلی بحران سوریه، ورود القاعده در عرصه میدانی این کشور می‌باشد. سازمان القاعده از سال‌های گذشته در پی نفوذ و حضور در سوریه بوده است. از همین رو، پس از شکل‌گیری بحران این کشور در مارس ۲۰۱۱، جنگجویان سوری عضو گروه‌ دولت اسلامی عراق و سایر گروه‌های وابسته به القاعده موجود در عراق، تصمیم خود را برای تشکیل یک گروه جهادی برای مبارزه با نظام سوریه گرفتند. در همین راستا، از ترکیب گروه‌های کوچک جهادی، جبهه‌ای تشکیل شد که بر روی خود «کتائب النصرة لأهل الشام» نام نهاد.

این جبهه سرانجام در 22 ژانویه 2012 به رهبری «ابومحمد الجولانی» اعلام موجودیت کرد. طولی نکشید که فعالیت‌های جبهه النصره به دلیل حمایت‌های مالی گسترده برخی کشورهای منطقه‌ و جذب نیرو از کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، اردن، تونس، لیبی، مغرب، چچن و کشورهای دیگر به طور چشمگیری افزایش یافت، تا در طی چند ماه به یکی از مهم‌ترین و قدرتمندترین گروه‌های مسلح در سوریه تبدیل شود.
موفقیت‌های پی در پی جبهه النصره و پیروزی‌های وسیع در برخی از استان‌های سوریه، موجب ایجاد بارقه‌های امید در دل دولت اسلامی عراق شد. در همین راستا، ابوبکر البغدادی در آوریل 2013، در پیامی صوتی جبهه النصره را امتداد دولت اسلامی عراق دانست و ادغام گروه خود با جبهه النصره را تحت عنوان «دولت اسلامی در عراق و شام» اعلام کرد تا بدین ترتیب گروه «داعش» شکل بگیرد.
ابوبکر البغدادی مدعی بود که جبهه النصره باید زیر لوای داعش فعالیت کند. اما این امر با مخالفت شدید الجولانی مواجه شد، نیروهای سوری جبهه النصره نیز، این درخواست را رد کردند. با گسترش اختلافات و درگیری‌ها بین نیروهای جبهه النصره و داعش در سوریه، ایمن الظواهری رهبر سازمان القاعده، به منظور پایان دادن به این درگیری‌ها، دخالت کرد. الظواهری بر جدایی میان دو گروه تأکید کرد و دولت اسلامی عراق به رهبری ابوبکر البغدادی و جبهه النصره در شام به رهبری الجولانی را دو گروه مجزا و مستقل دانست.

این‌گونه اختلافات باعث شد تا داعش خود را از القاعده جدا اعلام کند و القاعده نیز هرگونه وابستگی داعش به خود را رد نماید. از طرفی دیگر الجولانی با سازمان القاعده بیعت نمود؛ الجولانی اعلام کرد: «ما جبهه النصره اعلام می‌کنیم که با رهبر القاعده شیخ ایمن الظواهری بیعت می‌کنیم». با اعلام این بیعت جبهه النصره تحرکات نظامی و عملیاتی خود را تشدید نمود.

از نیمه دوم سال 2012 تا سال 2013، جبهه النصره موفق به تصرف مقادیر زیادی از اسلحه سنگین شد، و توانست با استفاده از تانک حملات گسترده ای را راه اندازی کند. از این رو طی مدت کوتاهی به فعال‌ترین، مؤثرترین و خشن‌ترین گروه سلفی جهادی حاضر در سوریه تبدیل شد.

این گروه برای تحقق اهداف خود از تاکتیک های مختلفی مانند: انفجار خودروهای بمب گذاری شده، عملیات انتحاری، حمله به پایگاه ها، مراکز و فرودگاه ها با استفاده از سلاح های سبک و سنگین، کار گذاشتن بمب در جاده های مواصلاتی و حمله به ایست بازرسی های ارتش و نیروهای امنیتی استفاده می کند. ویژگی بارز این گروه عملیات های انتحاری آن است و این عملیات ها به ویژه در دمشق و حلب باعث تقویت قدرت میدانی آن شده و ضربات دردناکی را به نظام سوریه وارد آورده است.


اگرچه جبهه النصره در اطلاعیه‌های خود تأکید کرده که تا جای ممکن از هدف قرار دادن غیر نظامیان در حملات خودداری می‌کند و حملات خود را واکنشی در قبال اعمال وحشیانه نیروهای حکومتی معرفی می‌کند اما آنچه در عمل شاهد آن بوده‌ایم، کشتار مردم و ذبح کودکان و تجاوز به زنان و سر بریدن شیعیان و علوی‌ها بوده است. جبهه النصره، عامل بسیاری از ترورها در مساجد بوده است و حتی علمای اهل سنت نیز از جوخه‌های ترور آن‌ها در امان نمانده‌اند. یکی از مشهورترین ترورها بر ضد علامه محمد سعید البوطی، عالم بزرگ سنی‌مذهب در دمشق انجام گرفته است.


در کارنامه جنایات این گروه، کشتار اسیران نظامی فراوان به چشم می‌خورد. این گروه تروریستی، حتی به غیر نظامیان نیز رحم نمی‌کند. کشتن کودک خردسال پیش چشمان مادر و شکنجه روحی و جسمی یک زن و شوهر شیعه سوری و هزاران جنایت وحشیانه دیگر با غیر نظامیان از اقدامات این گروه بوده است.


به هر حال، جنایات گسترده‌ جبهه‌ النصره در سوریه از آغاز جنگ در این کشور، خشم و نگرانی مجامع بین‌المللی و نهادهای بشردوستانه را موجب شده است. از همین رو، آمریکا در ۱۱ دسامبر 2012، جبهه النصره در فهرست سازمان‌های تروریستی قرارداد. سازمان ملل نیز در 14 مه 2014 آن را در فهرست گروه‌های تروریستی قرار داد.


به‌دنبال این امر، قطر و ترکیه سعی کردند تا این گروه را وادار کنند تا از القاعده خارج شود یا با سایر گروه‌های سلفی جهادی محلی فعال در سوریه ادغام شود تا چهره‌‌ای میانه‌رو از خود به نمایش بگذارد و از اتهام تروریستی جدا شود. در همین راستا، سازمان جیش الفتح در روز 24 مارس 2015 با متحد شدن هفت مجموعه بزرگ از گروه‏‌های سلفی جهادی سوریه شامل «جبهه النصره»، «احرار الشام»، «جند الاقصی»، «جیش السنه»، «فیلق الشام»، «لواء الحق» و «اجناد الشام» تشکیل شد که مهم‌ترین دستاورد آن، اشغال استان ادلب بود. اما با جدایی جند الاقصی و فیلق الشام از جیش الفتح، این گروه تضعیف شد. از طرف دیگر، فشارهای حامیان جبهه النصره برای خروج از القاعده همچنان ادامه داشت.


در چند ماه گذشته «مجلس شورای» جبهه النصره چندین نشست را با هدف بررسی جدایی از القاعده برگزار کرده است. در نهایت، الجولانی با بیان این مطلب افزود: «این جبهه جدایی خود را از گروه القاعده اعلام خواهد کرد و قصد دارد به صورت کاملاً مستقل فعالیت نماید. این مسئله با ادغام این جبهه با یک شاخه سوری همراه خواهد بود تا امارت الشام و جیش الشام را تشکیل دهد.» جبهه النصره سند شرعی لازم برای این اقدام را از فتوای «ابو محمد المقدسی»، نظریه پرداز جریان سلفی جهادی به دست آورده است.


چند روز پیش نیز «شورای جهاد» القاعده با لغو ارتباط خود با جبهه النصره که شاخه القاعده در سوریه محسوب می‌شود، موافقت کرد. این توافق که با رضایت ایمن الظواهری، رهبر القاعده، از یک سو و ابومحمد الجولانی، رهبر النصره، از سوی دیگر صورت گرفته است، سبب خواهد شد که جبهه النصره مستقل شود. در نهایت، الجولانی در پنج شنبه هفته گذشته جدایی جبهه النصره را به طور رسمی از القاعده اعلام نمود. به دنبال این امر جبهه النصره نام خود را به «جبهه فتح الشام» تغییر داده و پرچمش را نیز به یک پرچم سفید تبدیل کرده است.


دلایل جدایی جبهه النصره از القاعده
دلایل متعددی در جدایی جبهه النصره از القاعده نقش دارند. یکی از این دلایل، فشارهای بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی است. مسئولان کشورهای قطر و ترکیه همواره با ترتیب دادن ملاقات و جلاساتی با رهبران جبهه النصره در دوحه و استانبول بر ضرورت جدایی جبهه النصره از القاعده تاکید کرده‌اند. بازیگران حامی جبهه النصره حتی رهبران جبهه النصره را تهدید کرده‌اند در صورتی که از القاعده جدا نشوند، در انزوای سیاسی قرار خواهند گرفت و حمایت‌های نظامی و مالی که از آغاز بحران سوریه از آن برخوردار بوده‌اند نیز متوقف خواهد شد.

عامل دوم در جدایی جبهه النصره از القاعده به توافق اخیر میان روسیه و آمریکا برمی‌گردد. در این توافق که میان روسیه و آمریکا مطرح شده این دو کشور تصمیم گرفته‌‌اند در قالب یک عملیات مشترک مواضع گروه‌های تروریستی داعش و جبهه النصره را بمباران کنند و در مقابل به پایگاه‌های سایر گروه‌هایی که میانه‌رو خوانده می‌شوند، حمله نمی‌شود. در همین راستا، الجولانی به منظور پیشگیری از تضعیف گروه و رهایی از فشار بمباران‌های روسیه و آمریکا تصمیم به جدایی از القاعده در این مقطع زمانی گرفت.


شناخت و درک صحیح الجولانی و رهبران النصره از شرایط و تحولات میدانی نبرد از دیگر عوامل جدایی جبهه النصره از القاعده است. رهبران النصره به‌خوبی آگاه‌ هستند که احتمال شکست کامل در حلب و شمال سوریه که با توجه به تصمیم مشترک روسیه و آمریکا در تروریستی خواندن این گروه و قطع راه‌های پشتیبانی حامیان خارجی جبهه النصره منجر به افزایش فشار در میدان نبرد شده است و ادامه این روند منجر به تضعیف بیشتر و سرنگونی این گروه منجر خواهد شد. از همین رو، رهبران النصره با درک این شرایط و تحولات میدانی با این جدایی موافقت کردند.

پیامدهای جدایی جبهه النصره از القاعده

جدایی جبهه النصره از القاعده همزمان می‌تواند چالش و فرصت‌هایی را برای این گروه ایجاد کند. یکی از مهم‌ترین چالش‌های جدایی جبهه النصره از القاعده ایجاد شکاف و افزایش اختلاف بین رهبران و نیروهای این گروه است. اکثر اعضای جبهه النصره را نیروهای خارجی تشکیل می‌دهند که به‌ دنبال فراخوان ایمن الظواهری و فتاوای تئوریسین‌های سلفی جهادی به سوریه آمده‌اند. برخی از گروه‌ها و فرماندهان عضو جبهه النصره از جمله گروه خراسان تابع افکار و آراء ایمن الظواهری هستند و الظواهری را رهبر معنوی خود می‌دانند. لذا این احتمال وجود دارد که در آینده نیروهای خارجی از جمله چچنی‌ها و جنگجویان قفقازی از النصره جدا شوند و به گروه داعش و جند الاقصی بپیوندند.

این جدایی علاوه بر چالش، فرصت‌های متعددی را برای جبهه النصره فراهم می‌کند. با جدایی النصره از القاعده این احتمال وجود دارد که در آینده به عنوان یک گروه میانه‌رو معرفی شود که اندیشه‌های رادیکالی القاعده را رها کرده است و بدین ترتیب از فهرست گروه‌های تروریستی آمریکا خارج می‌شود. با برداشته شدن صفت تروریسم از جبهه النصره، ترکیه و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به ویژه قطر و عربستان سعودی بدون دغدغه و به صورت علنی خواهند توانست به جبهه النصره حمایت مالی و تسلیحاتی ارائه نمایند. خروج النصره از لیست گروه‌های تروریستی، باعث می‌شود این گروه همانند گروه‌های معارض دیگر در سوریه خود را برای زمان اعلام آتش‌بس قریب‌الوقوع در سوریه حفظ نماید تا بتواند تحت عناوین دیگر در نشست‌های منطقه‌ای و بین‌المللی و تصمیم‌گیری‌های آتی سوریه شرکت نماید.
در پایان می‌توان گفت که جدایی جبهه النصره از القاعده ایدئولوژیکی نیست چراکه تفکرات و عقاید جهادی - تکفیری این دو گروه هیچ‌گونه تفاوت قابل‌توجهی را نداشته و ندارند بلکه این جدایی ظاهری، مقطعی و مصلحت‌آمیز با هدف در امان ماندن از حملات روسیه و آمریکا و کسب حمایت بیشتر بازیگران منطقه‌ای صورت می‌گیرد. این امر می‌تواند به تقویت دوباره جبهه النصره منجر شود که برآیند آن افزایش درگیری‌ها و پیچیده‌تر و طولانی‌تر شدن بحران سوریه خواهد بود.