چاپ
دلیل پنهان خروج انگلیس از اتحادیه اروپایی و تبعات آن برای خاورمیانه و جمهوری اسلامی ایران
 
 
دکتر سید وحید کریمی، کارشناس مسائل بریتانیا
 

 سه‌شنبه 8 تیر 1395
 

 
 مقدمه
انگلیس با «اکراه و التماس» وارد اتحادیه اروپایی شد اما با «اشتیاق و تعجب» از اتحادیه اروپایی خارج شد. همیشه عضو بهانه‌گیر اتحادیه با امتیازات خاص محسوب می‌شد. پشت نقاب اتحادیه اروپایی بهره‌برداری کرد و تلاش انگلیس برای آنگلوساکسن کردن اتحادیه اروپایی نتیجه نداشت. دلیل پنهان خروج انگلیس از اتحادیه اروپایی و احتمالات در تبعات خروج انگلیس از اتحادیه اروپایی برای خاورمیانه و جمهوری اسلامی ایران هدف مقاله زیر می‌باشد.

دو تفکر امنیتی آتلانتیکی (Atlantis) و اروپایی  (European)
از بدو پیدایش اتحادیه اروپایی، همواره دو تفکر امنیتی آتلانتیکی (Atlantis) و اروپایی (European) برای تفوق یکی بر دیگری در رقابت بودند. تفکر آتلانتیکی به رهبری انگلیس به درهم تنیدگی (Complementary NOT Competitive) سیاسی /امنیتی با آمریکا از طریق ناتو معتقد است و تفکر اروپایی به رهبری فرانسه به استقلال ارتش اروپایی (European Army) اعتقاد دارد. هر چند دو تفکر آتلانتیکی و "اروپای مستقل" معتقد به همکاری با پیمان نظامی ناتو و آمریکا هستند، اما تفکر اروپایی بر استقلال از آمریکا و ناتو تاکید دارد. با روی کار آمدن دولت راستگرای نیکلاس سارکوزی در فرانسه، تفکر اروپایی ضعیف و تفکر آتلانتیکی غالب بود، اما دولت سوسیالیست اولاند، مجددا تفکر اروپایی مبنی بر استقلال ارتش اروپایی و کاهش نقش ناتو و کم‌رنگ‌شدن حضور آمریکا در اروپا را احیا کرد. اختلاف فرانسه و انگلیس در کاهش تنش با روسیه نیز در این چارچوب قابل تحلیل است. انگلیس خواهان شدت بخشیدن تنش بین غرب و روسیه است در حالیکه کشورهای اروپایی از جمله فرانسه و آلمان خواهان مدیریت تنش و رفع تحریم‌ها علیه روسیه هستند. انگلیس و طرفداران تقویت ناتو و حضور آمریکا در اروپا،(1) با ایجاد بحران اکراین و تنش با روسیه و بهانه برد موشکی جمهوری اسلامی ایران، در واقع هدف پنهان، یعنی تفوق تفکر آتلانتیک بر تفکر اروپایی در قاره را دنبال می‌کنند. 
دامنه این جنگ پنهان به داخل حزب محافظه‌کار انگلیس نیز کشیده شده است. طرفداران ناتو در حزب محافظه‌کار انگلیس را می‌توان «نومحافظه‌کاران انگلیس» نامید. آنها معتقد به تقویت روابط فراآتلانتیکی اتحادیه اروپایی با آمریکا، تقویت فعالیت نظامی/سیاسی ناتو و حضور پررنگ نظامی آمریکا، از طریق استقرار سپر دفاع موشکی، در اروپا هستند. دولت دیوید کامرون در هر سه مورد ناکام بوده است. اتحادیه اروپایی طی چند سال گذشته در احیای «هویتی مستقل» در حل و فصل نسبی معضلات سیاسی موفق بوده است. آقای کامرون برای تعیین تکلیف در کابینه خودش دست به ریسک برگزاری رفراندم باقی‌ماندن و یا خروج از اتحادیه اروپایی زد تا با امید به کسب رای به ماندن، نومحافظه‌کاران را از کابینه اخراج کند. اما نتیجه علیه تصور آقای دیوید کامرون رقم خورد و منجر به سقوط وی شد. به نظر می‌رسد اگر آقای کامرون از نتیجه مطلع بود، دست به ریسک نمی‌زد ولیکن برای پیروزی در داخل حزب محافظه کار (جنگ داخلی)، سرنوشت سیاسی/امنیتی انگلیس را به نومحافظه‌کاران واگذار کرد.

تبعات سیاسی/امنیتی برای انگلیس و اتحادیه اروپایی و روابط بین‌الملل
منبعد در مباحث سیاسی و امنیتی و انرژی و .... با دو دیدگاه، یکی اتحادیه اروپایی و دیگری انگلیس مواجه خواهیم بود. هر چند در گذشته انگلیس با تحمیل عقاید، به عنوان کشوری ثروتمند و قدرتمند، سیاست‌های خود را اعمال می‌کرد اما با مهارت و زیرکی قادر بود پشت نقاب اتحادیه اروپایی پنهان شود. در صورت خروج از اتحادیه اروپایی، سیاست‌های انگلیس صریح و عریان خواهد بود. چنانچه در پی استعفای دیوید کامرون، نومحافظه‌کاران در انگلیس دولت تشکیل دهند، قطعا با دولت آتی آمریکا همخوانی بیشتری خواهند داشت و اگر ترامپ به کاخ سفید ورود پیدا کند، بهره‌برداری سیاسی انگلیس از طریق «رابطه ویژه» با آمریکا تقویت خواهد شد. آمریکا و انگلیس تفوق بیشتری از نظر قدرت اقتصادی و امنیتی نسبت به مجموعه کشورهای قاره اروپا خواهند داشت و چه بسا اتحادیه اروپایی در جایگاه دوم بعد از اتحاد انگلیس و آمریکا قرار گیرد مگر اتحادیه دست به اقدامات اصولی و اساسی بزند که بعید به نظر می‌رسد. روسیه و چین و هند و افریقا و کشورهای عربی با حفظ روابط با اتحادیه اروپایی، درصد تنظیم روابط با «قطب جدید» ترغیب خواهند شد که یکی از تبعات آن، تضعیف اتحادیه اروپایی خواهد بود.         
 

تبعات سیاسی/امنیتی برای خاورمیانه و جمهوری اسلامی ایران
احتمال تکرار تکروی مشترک انگلیس و آمریکا در تجاوز نظامی به عراق، علی رغم مخالفت جامعه جهانی به خصوص کشورهای روسیه و آلمان و فرانسه، در خاورمیانه بیشتر خواهد شد. در حوزه خاورمیانه انگلیس و آمریکا بیش از دیگر کشورهای غربی نقش دارند و این دو کشور بدون تعهد به اتحادیه اروپایی، زمینه سوء‌استفاده در اعمال سیاست‌های لجام گسیخته در خاورمیانه را بیشتر از گذشته خواهند داشت. به عنوان مثال اگر انگلیس و آمریکا مایل به پیشبرد راه‌حل سیاسی در سوریه نباشند، فرانسه و مجموعه اتحادیه اروپایی قادر به اعمال سیاست‌های مثبت در خاورمیانه نخواهند بود. خلیج فارس کلا حوزه نفوذ انگلیس و آمریکا محسوب می‌شود و فرانسه و آلمان و اتحادیه اروپایی نقش ثانویه دارند. اخیرا رژیم غاصب قدس پیمان نظامی ناتو را درگیر مباحث امنیتی در خاورمیانه و دفاع از این رژیم کرده و قبلا نیز کشورهای عربی خلیج فارس در صدد ترغیب حضور فعال ناتو در تدابیر امنیتی (سپر دفاع موشکی) بوده و هستند. سپر دفاع موشکی (National Missile Defense - NMD) که مشترکا توسط انگلیس و امریکا در کشورهای اروپای مرکزی و شرقی عضو اتحادیه اروپایی استقرار می‌یابند، گامی دیگر در تضعیف تفکر اروپایی و تفوق تفکر آتلانتیکی در قاره اروپا است و در نهایت تضعیف کننده اتحادیه اروپایی است.

پیشنهاد
جمهوری اسلامی ایران اگر خواهان حل جدی معضلات منطقه‌ای است باید با طرف قوی‌تر (تقابل/تعامل/...) روبرو شود. همکاری با اتحادیه اروپایی هرچند معقول به نظر می‌رسد، اما همکاری با طرف ضعیف‌تر، منجر به سوء‌استفاده اتحادیه اروپایی از جمهوری اسلامی ایران خواهد شد و با توجه به محدودیت قدرت مانور اتحادیه اروپایی، به‌خصوص کشورهای فرانسه و آلمان در چارچوب قدرت تعریف شده در روابط بین‌الملل و مجموعه غرب و اقدامات مخرب کشورهای عربی، بازده مثبت نخواهد داشت و چه بسا منطقه خلیج فارس را به دو قطب ایران/اتحادیه اروپایی و اعراب/ناتو و انگلیس و آمریکا تقسیم کند.  قرار گرفتن جمهوری اسلامی ایران در طرف اتحادیه اروپایی، جنگ فرسایشی اما جایگاهی به ظاهر معقول برای جمهوری اسلامی ایران به همراه خواهد داشت اما پنجه انداختن جمهوری اسلامی ایران با «قطب جدید» انگلیس و آمریکا، اگر در چهارچوب دیالوگ و منطق و استدلال استوار باشد، قطعا منجر به نتیجه، همراهی اتحادیه اروپایی و پذیرش اعراب خواهد شد. 
 
پی‌نوشت
 
1. تفکر آتلانتیکی فرا مرزی شده و در اروپا و امریکا و حتی آلمان و فرانسه به صورت لابی عمل می کند و متعلق به کشور خاصی نیست اما انگلیس احیای این تفکر را هدایت می کند.