چاپ
تأثیر حملات پاریس: از تصویب قطعنامه صلح سوریه تا ائتلاف‌سازی واشینگتن علیه داعش
 
حسین کبریایی‌زاده
 
شنبه 5 دی 1394
 
 
 
داعش را که پیش از این گروهی می‌شناختیم که دل‌مشغول تشکیل حکومت اسلامی درون مرزهای خلافت خودخوانده بود و به‌نوعی از این طریق با القاعده که بدون تمایل به تشکیل دولت و حکومت حملات تروریستی فرامرزی را انجام می‌داد دچار افتراق می‌شد، اینک به شکل گروهی می‌شناسیم که با حملات سه‌گانه تروریستی ورای مرزهای خود در لبنان، صحرای سینا و پاریس با تغییر استراتژی درپی دگرگونی در جبهه سوریه و عراق، رو به سیاست خارجی مبتنی‌بر ترور آورده است.(1)
این تغییر راهبردی سبب چرخش رویکرد و جهت‌گیری بازیگران منتفذ جهانی مانند اروپا شد که تأثیرات آن به‌سرعت در تشکیل نشست صلح سوریه و صدور قطعنامه شورای امنیت درخصوص آینده نظام سوریه و مدیریت ائتلاف جهانی واشینگتن علیه خلافت اسلامی داعش نمود یافت.
اروپا که تا پیش از حملات پاریس دلیلی برای حضور مستقیم در مبارزه با تروریسم نمی‌دید و حتی در سال 2003 مخالف اقدام یک‌جانبه آمریکا بود، اما با وقوع حادثه تروریستی 13 نوامبر جنگنده‌های اعضای قدرتمند آن یعنی بریتانیا، آلمان و فرانسه آسمان سوریه را درنوردیدند تا فقط تعداد جنگنده‌های فرانسه به 38 فروند برسد (از این تعداد شش فروند از پایگاه امارات متحده عربی، شش فروند از پایگاه اردن و 26 فروند از ناو شارل دوگل به پرواز درمی‌آمدند).
این واکنشِ دولت‌های اروپایی سبب شد بسیاری از تحلیلگران 13 نوامبر را 11 سپتامبر اروپایی بدانند و ازاین‌رو اروپا و آمریکا بار دیگر به سمت اتحادی استراتژیک حول یک محور نظامی بعد از جنگ سرد سوق یابند؛ جایی‌که غرب به‌وضوح کارآمدی جبهه رقیب را در اتحاد روسیه با ایران، سوریه، و عراق درحال نظاره است.(2)
ازاین‌رو، درپی حملات پاریس که با عنوان دوربردترین، پیچیده‌ترین و پرمخاطره‌ترین اقدام داعش در خارج از مرزهای خلافت اسلامی از طرف مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی (csis) لقب گرفته، تلاش برای ایجاد توازن قوا دیده می‌شود. آمریکا که پیشتر به‌واسطه مساعدت خودخواهانه و غیرمؤثر دوستان منطقه‌ای خود ناامید شده بود فضای اروپای زخم‌خورده از تروریسم و هراسان از بحران مهاجرت را مناسب برای بهره‌برداری استراتژیک دید.
اما اتحاد دو سوی آتلانتیک برای مبارزه با داعش و ایجاد توازن منطقه‌ای چندان بدون حاشیه و هم‌صدا در اتخاذ سیاست خاورمیانه‌ای نیست. اروپا و آمریکا در نحوه تعامل با جبهه رقیب هم‌نظر نیستند. اروپا خواهان نرمش با روسیه و مدیریت رفتار این قدرت نظامی با مماشات است و ازاین‌رو موگرینی، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در مصاحبه با نشریه نوول ابزرواتور معتقد است: بدون حمایت روسیه نمی‌توان در سوریه موفق عمل کرد. ازسوی‌دیگر، میان خود اروپاییان نیز اتفاق‌نظر درخصوص نحوه مبارزه با تروریسم وجود ندارد. فرانسه ورود ناتو را به مبارزه با داعش حق خود می‌داند و اعتقاد دارد ظرفیت‌های نظامی نیروهای ناتو با 25هزار فروند هواپیمای جنگنده و هشتصد ناو هواپیمابر می‌تواند به‌سرعت معادلات جنگ در زمین داعش را به نفع جبهه غرب تغییر دهد، اما بریتانیا و آلمان در کنار مشکلات مالی اروپای جوان پذیرای این تفکر نیستند.(3)
از طرفی ورود ناتو به جنگ با داعش مورد موافقت آمریکا نیز نمی‌باشد. واشینگتن فضای ایجادشده برای حضور فعال‌تر اروپا به جنگ در سوریه را مقدمه ورود آنها به خاورمیانه می‌داند و این امر را مفری می‌داند برای آنکه هزینه‌های سیاسی، اقتصادی و نظامی حضور خود را در خاورمیانه بعد از بیش از یک دهه حضور در منطقه با شریکی قابل اعتماد تقسیم کند. در این رویکرد که در چهارچوب منطق بین‌الملل‌گرایی لیبرال معنا می‌یابد، آمریکا به نقش رهبری محدود در شبکه‌های ائتلاف بسنده خواهد کرد. گستره ائتلاف‌سازی نیز بسته به شرایط عملیاتی منطقه در حوزه‌های مختلف می‌تواند از حالت کاملاً محدود تا کاملاً باز حتی با مشارکت ایران و روسیه تغییر یابد.
اما با توجه به تشکیل نشست صلح سوریه و توافق طرفین مبنی‌بر آینده نظام سوریه به‌نظر می‌رسد مقدمات یک ائتلاف باز با مشارکت غرب و روسیه و حتی ایران ایجاد شده که خود می‌تواند نقطه عطفی در تاریخ روابط بین‌الملل باشد.
دراین‌راستا، آینده هژمونی آمریکا در شرایط فعلی به فرایند ائتلاف‌سازی بستگی دارد. در این فرایند باید متحدان عرب منطقه‌ای این کشور بار مالی بیشتری را در خاورمیانه به دوش بکشد و اروپا دین خود را در این منطقه پراهمیت ولی بحرانی به واشینگتن ادا کند تا آمریکا بتواند مرکز ثقل استراتژیک خود را از غرب آسیا به شرق منتقل کند؛ جایی که سیاست‌های خزنده چین تهدیدی برای نظم آمریکایی جهان در آینده نزدیک است.
در این شرایط و با وجود بازی نامتقارن داعش در خاک اروپا و ورود تعداد بی‌شمار پناهجویان به خاک این بازیگر، اروپا ناچار است به‌رغم مشکلات مالی تلاش کند در چهارچوب بین‌الملل‌گرایی لیبرال مدنظر اوباما به سمت ائتلاف علیه داعش تغییر جهت دهد تا بتواند داعش را در زمین بازی خود زمین‌گیر کند. سهل‌انگاری در مبارزه با تروریسم تکفیری با توجه به تغییر علائق و جهت‌گیری داعش در حملات چابک با سازماندهی دقیق و بزرگ‌مقیاس پایه‌های اتحادیه اروپا را در ابعاد امنیتی، اقتصادی و سیاسی سست خواهد کرد.

پی‌نوشت‌ها

1. Thomas M. Sanderson, “THE PARIS ATTACKS: A STRATEGIC SHIFT BY ISIS?”, December 2, 2015, Center for Strategic and International Studies (CSIS), House Foreign Affairs Committee Subcommittee on Terrorism, Nonproliferation, and Trade.
2. Vikram J. Singh, Ken Gude, Peter Juul, William F. Wechsler, Hardin Lang, and Brian Katulis, After the Paris Attacks: Defeating ISIS and Preserving American Values, November 19, 2015, Center for American Progress.
3. James Stavridis, "NATO’s Turn to Attack", foreignpolicy, November 14, 2015, available at :http://foreignpolicy.com/2015/11/14/natos-turn-to-attack-paris-terrorist-isis/