چاپ
چالش‌های فراروی دولت وحدت ملی افغانستان
 
فرزاد رمضانی بونش
 
شنبه 2 اسفند 1393
 
 
 
پس از آنکه محمد اشرف غنی، رئیس‌جمهور، و عبدالله عبدالله، رئیس اجراییه حکومت افغانستان، در ماه سپتامبر 2014 توافقنامه تشکیل حکومت وحدت ملی را امضا کردند بسیاری، چالش‌های متعددی را برای این دولت متصور شدند. حال با گذشت چند ماه همچنان این چالش‌ها تداوم یافته است که در ادامه به آنها پرداخته می‌شود.
 
چالش‌های سیاسی
1. چالش اختلافات درون‌کابینه‌ای: بدنه تشکیل‌دهنده دولت وحدت ملی شامل دو جناح اصلاحات و تحول، از روی ناچاری با هم مذاکره و مصالحه نموده‌اند. در واقع یک جریان مجاهدین و یک جریان غرب‌گرا، به سختی می‌توانند با هم کار کنند. در این بین نبود برنامه‌ای کلی و ملی یکی از معضلات جدی است و در کنار آن نبود وحدت‌نظر در تعریف سیاست داخلی افغانستان از مشخصه‌های مهم و چالش‌های مهم فراروی حکومت افغانستان بوده است. پرسش اینجاست که حکومت وحدت ملی در طی پنج سال چگونه برنامه‌های خود را اجرا خواهد کرد؟ وزیران حکومت وحدت ملی از کدام برنامه و خط‌مشی باید پیروی می‌کنند؟ آنها متعهد به پاسخگویی به کدام یک از این رهبران خواهند بود؟ از نگاه تیم غنی هرچند به نظر می‌رسد در شرایط کنونی رئیس دولت مسئول استراتژی‌های کلان و رئیس اجرایی هم مسئول اجراییات می‌باشد. اما این رویکرد چندان با نگاه نیمه دیگر کابینه یعنی تیم دکتر عبداله همخوان نیست. لذا در میان مدت و  دراز مدت بستر برای چالش و اختلاف در درون دولت  فراهم خواهد بود. در واقع از آنجا که هر دو نامزد ریاست‌جمهوری در مبارزات انتخاباتی قول‌هایی به همراهان خود داده‌اند که در تیم کنونی دولت وحدت ملی قابل اجرا نیست و یا از نوع تقسیم سهم راضی نیستد لذا شکاف‌هایی آشکار و نهان در بین بدنه همراهان اشرف غنی و دکتر عبداله وجود دارد و ممکن است در میان مدت بیشتر سر باز کند. در بعد دیگری نوع نگاه  متفاوت به برگزاری انتخابات پارلمانی و اصلاحات در کمیسیون‌های انتخاباتی و چالش‌های حقوقی و قانونی، همچنان مانع مهمی است.
2. تکمیل کابینه: چندین ماه از تشکیل حکومت وحدت ملی در افغانستان می‌گذرد، اما تاکنون رئیس‌جمهور و رئیس اجرایی نتوانسته‌اند کابینه را تکمیل کنند. یعنی پارلمان افغانستان از 25 نامزد وزیری که از سوی این حکومت برای گرفتن رای اعتماد معرفی شده بودند، فقط به هشت تن رای اعتماد داد. بنابراین حکومت جدید افغانستان تا آغاز بهار کابینه کاملی ندارد. در این بین برخی از وزارت‌خانه‌های مهم توسط وزیران موقت اداره می‌شوند. این امر روند امور را سخت‌تر کرده است.
چالش‌های اقتصادی: فعالیت‌های تجاری افغانستان طی دو سال گذشته از رونق افتاده و پس از یک دهه رشد اقتصادی دو رقمی افغانستان، اقتصاد این کشور با افت همراه شده است. یعنی افغانستان با مجموعه‌ای از مشکلات نگران‌کننده از فساد فراگیر، گرسنگی و گسترش بیکاری در جامعه 30 میلیونی به‌ویژه جوانان روبرو شده و بر اساس آمار وزارت اقتصاد، میزان درآمد کشور در سال 2014 میلادی به دلیل بن‌بست‌های انتخاباتی، کاهش شدید سرمایه‌گذاری‌ها و رکود تجارت تا 25 درصد کاهش داشته است. در این بین سرمایه‌گذاران در افغانستان پول خود را به کشورهایی چون امارات، چین، پاکستان، هند و ترکیه منتقل می‌کنند. همچنین بنا به اعلام بانک جهانی، رشد اقتصادی افغانستان در سالهای اخیر به‌ طرز محسوسی کاهش یافته و میزان تولید ناخالص داخلی این کشور از چهارده و چهار دهم درصد در سال 2012 به یک و نیم درصد در سال 2014 کاهش پیدا کرده است. در این بین بدون کمک بین‌المللی سالانه هشت میلیارد دلاری به افغانستان که قرار است تا پایان سال ۲۰۱۶ ادامه یابد، دولت این کشور حتی نمی‌تواند حقوق ۳۵۰ هزار سرباز و مامور پلیس خود را بپردازد. همچنین دولت باید بتواند نظر کمک‌کنندگان خارجی را به بازسازی افغانستان جلب کند امری که تاکنون رخ نداده است چرا که بنا به آمار بازرس ویژه آمریکا برای بازسازی افغانستان (SIGAR) آمریکا بیش از ۱۰۴ میلیارد دلار به افغانستان کمک کرده و به جای بازسازی افغانستان صرف عملیات رزمی شده است. در بعد دیگری استفاده نادرست از کمک‌های خارجی و ناکامی دولت قبلی در مبارزه با فساد به نوعی باعث سرخوردگی میان کمک‌کنندگان بین‌المللی افغانستان شده است. گذشته از این هر چند دولت تلاش می‌کند بخش معادن کشور را فعال کند و غنی گفته است که افغانستان باید تا ۴۰۰ سال آینده از معادن خود استفاده کند، اما ذخایر معدنی هنگفت این کشور نمی‌تواند به اوضاع سر و سامان بخشد. چنانچه به گفته رییس‌جمهوری، واردات افغانستان ۳۰ برابر صادرات است.

چالش طالبان؛ صلح  و یا جنگ تمام‌عیار: تأمین صلح پایدار و ثبات دائمی در افغانستان یکی از وعده‌هایی است که اشرف غنی از بارها به بر آن تأکید کرده است. اما بعد از امضا پیمان امنیتی توسط دولت، نه هزار و هشتصد تن از نیروهای آمریکایی و سه هزار نظامی خارجی دیگر در پایگاه‌های از قبل احداث شده خواهند ماند. در این بین بعد از 2014 جنگ کاملاً افغانی خواهد شد ولی نیروی هوایی افغانستان ضعیف است. در این میان طالبان بر این نظر است که با توجه به امضای پیمان امنیتی و حضور نیروهای خارجی به جنگ تمام‌عیار خواهد پرداخت. یعنی از یک‌سو طالبان و از سوی دیگر نیروهای امنیتی و ارتش افغانستان در صحنه نبرد حاضر خواهند بود. گذشته از این، اکنون حملات طالبان افزایش ‌یافته و بخشی از طالبان پاکستان به افغانستان انتقال پیدا کرده و پای داعش هم به افغانستان رسیده و بخشی از طالبان افغانستان هم به این بیعت توجه کرده است. در این بین هر چند رئیس‌جمهور افغانستان از اعلام آمادگی چین برای میزبانی گفتگوهای صلح حمایت کرده و خواستار اعمال فشار بیشتر مجامع بین‌المللی بر پاکستان برای واداشتن این کشور برای برخورد جدی با طالبان شده است، اما طالبان همچنان به مبارزات خود با دولت و نیروهای خارجی در افغانستان ادامه می‌دهد. این امر در حالی است که آمریکا و متحدانش در افغانستان در خشک کردن منبع اصلی درآمد طالبان که کشت خشخاش و قاچاق تریاک است، موفقیت چندانی کسب نکرده و طالبان در تلاش است پس از خروج ارتش آمریکا و ناتو از افغانستان، ابتکار عمل را در این کشور بدست گیرد.

چالش سیاست خارجی: اختلاف دو تیم دولت وحدت ملی در نگاه به مسائل داخلی در مورد بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی نیز وجود دارد. چنانچه جدا از امضای پیمان امنیتی کابل ـ واشنگتن هر چند غنی سفرهای پی در پی به کشورهای مختلف منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای مانند هند، عربستان، چین، پاکستان، آلمان، نپال، آذربایجان، بلژیک، انگلیس و قزاقستان انجام داد اما این رویکرد و عدم توجه جدی به ایران و روسیه از یک‌سو با انتقادات بسیاری در بین کابینه و بیرون دولت روبر است. در این راستا شکل دادن به ائتلافی نو برای واداشتن پاکستان نسبت به پذیرفتن تعهدات بین‌المللی جهت عدم ایجاد ناامنی در افغانستان هرچند از اهداف این دولت بوده است اما دولت وحدت ملی افغانستان هنوز نتوانسته دکترین سیاست خارجی مدونی را تهیه و تدوین کند.

منابع:


http://www.afghanpaper.com/nbody.php?id=88967
http://www.
iraneslaminews.com/vdcjave8.uqeiizsffu.html