چاپ
موفقیت در مذاکرات هسته‌ای؛ میراث تاریخی اوباما
 
نرگس سادات اصفا
 
چهارشنبه 3 دی 1393
 
 
 
مذاکرات ایران و شش قدرت جهانی در وین پایان یافت؛ اما نتایج مورد انتظار حاصل نشد. در واقع، آنچه توافق شد، تمدید توافقنامه ژنو و آزاد شدن ماه به ماه هفتصد میلیون دلار از دارایی‌های ایران بود. آنچه اهمیت دارد این است که ایالات متحده آمریکا و به‌ویژه رئیس‌جمهور، به هیچ عنوان خواستار آن نیست که نتایج نامطلوب از این مذاکرات حاصل شود. آنچه برای وی اهمیت دارد این است که از خود میراثی برجای گذارد و آن میراث، موفقیت در مذاکرات هسته‌ای است؛ البته در این راه با موانعی روبه‌روست.
به‌طور کلی، آنچه ایالات متحده آمریکا در ارتباط با پرونده هسته‌ای ایران موفقیت می‌داند، بدون رسیدن به توافقی دوجانبه، شکست جبران‌ناپذیر برای رئیس‌جمهور اوباما محسوب می‌شود. اگرچه غرب مدعی است که تحریم‌های آمریکا و اروپا و سازمان ملل متحد بر ایران سبب شده است تهران قانع شود، رسیدن به راه‌حل بر سر برنامه هسته‌ای‌اش گریزناپذیر است؛ اما بنا بر دلایل قابل اثبات می‌توان گفت اوباما، بسیار تلاش کرد کنگره را راضی نگاه دارد تا مذاکرات ادامه یابد. همان‌طور که جان کری، وزیر خارجه آمریکا، پس از دیدار با وزیران خارجه ایران و 1‌+5 در نشست خبری در وین گفت «کنگره آمریکا برای مذاکرات باید با دولت هماهنگی تنگاتنگی داشته باشد و ما به این موضوع نیازمندیم» و ادامه می‌دهد که «البته همکاری کنگره با دولت آمریکا را در مذاکرات نمی‌توان نادیده گرفت».
اگرچه سیاست‌های پرهزینه ایالات متحده در آمریکا در خاورمیانه موضوعی است که اوباما را در رسیدن به توافقی جامع و کامل بر سر موضوع هسته‌ای مصمم نموده است، اما عواملی درونی در سیاست آمریکا نیز وجود دارد که لزوم رسیدن به توافق بر سر برنامه هسته‌ای را بیش از پیش آشکار می‌کند. حقیقتی در ایالات متحده وجود دارد و آن پیروزی جمهوری‌خواهان در کنگره است. جمهوری‌خواهان به رئیس‌جمهور آمریکا اعتماد ندارند. در واقع، کنگره خود را آماده می‌سازد تا اگر توافق احتمالی با ایران اتفاق افتاد، بحرانی سیاسی به راه اندازد. جمهوری‌خواهان هم‌اکنون در هر دو نهاد قانون‌گذاری آمریکا اکثریت را به دست گرفته‌اند و به‌دلیل بدگمانی نسبت به مقاصد اوباما و تصمیم وی برای لغو تحریم‌های ایران بدون هماهنگی و رضایت کنگره درصددند فشار خود بر کاخ سفید را افزایش دهند و قوانین جدیدی درخصوص تحریم‌های ایران به تصویب برسانند. در واقع، اعضای مجلس نمایندگان آمریکا بارها به اوباما تأکید کرده و از او خواسته‌اند که پیش از انعقاد توافق هسته‌ای با ایران مشورت کند، اما وی مسیر دیگری را انتخاب کرده است.
اگر از تلاش اوباما برای توافق با ایران سخن گفته می‌شود، نباید تصور کرد که این اتفاق در راستای هواداری وی از ایران است، بلکه موضوع آن است که اوباما، دموکراتی محافظه‌کار است و تلاش کرده است نسبت به جورج بوش پسر جمهوری‌خواه در ارتباط با برنامه هسته‌ای ایران متفاوت عمل کند. جورج بوش تمامی تلاش خود را به کار بست که برنامه هسته‌ای ایران را متوقف کند و در طی دوره ریاست‌جمهوری‌اش کارشکنی نمود. به‌طور کلی، جمهوری‌خواهان ابزار زور و خشونت را بیشتر در دستور کار خود دارند و جورج بوش نیز جزو جمهوری‌خواهان بود.
آنچه در حال حاضر، به‌عنوان مانعی بر سر اقدامات اوباما محسوب می‌شود، ناهماهنگی با کنگره است. اگرچه گفته می‌شود کنگره و کاخ سفید بر سر منافع حیاتی ایالات متحده آمریکا با یکدیگر یک‌صدا هستند، اما در مورد مذاکرات هسته‌ای تاریخ نشان داده است که اختلافات میان کنگره و کاخ سفید، دعوایی زرگری نیست، بلکه اختلافات جدی مابین آنها وجود دارد. اما اوباما نمی‌گذارد چنین اتفاقی بیفتد. در واقع، اوباما می‌داند که شکست آمریکا در مذاکرات هسته‌ای، برگی بر ناکامی‌های ایالات متحده در عرصه سیاست‌های جهانی‌اش اضافه خواهد کرد. ازجمله این ناکامی‌ها می‌توان به: ناکامی در اجرای طرح صلح خاورمیانه، شکست در عملیاتی نمودن دو طرح راهبردی خاورمیانه بزرگ و جدید برای تغییرات مهندسی‌شده در منطقه (در طی جنگ‌های 33 روزه، 22 روزه، 8 روزه، و 50 روزه)، ناکامی در ایجاد اجماع جهانی برای مداخله نظامی در سوریه، عدم توانایی برای مهار قدرت‌های جدید جهانی، آغاز مجدد جنگ سرد با روسیه میراث‌دار شوروی سابق، و ناکارآمدی در ائتلاف موسوم به ضد داعش اشاره کرد که همگی شاهدی بر نیاز امروز آمریکا به حصول توافق با ایران هستند.
بزرگ‌ترین وظیفه راهبردی اوباما که وی برای خود تعریف کرده است، حضور در خاورمیانه است و تضمین این حضور، توافق بر سر برنامه هسته‌ای است. دیگر آنکه، توافق هسته‌ای می‌تواند فراتر از تأثیرگذاری آمریکا بر بحران‌های منطقه خاورمیانه باشد و در راستای تعیین اولویت‌های آمریکا در منطقه نقش یک کاتالیست را ایفا کند. همچنین نیاز به متوقف ساختن داعش و دیگر گروه‌های تروریستی بدون همکاری ایران امکان‌پذیر نمی‌باشد و عدم حصول توافق هسته‌ای همچنین از احتمال همکاری میان آمریکا و ایران در افغانستان می‌کاهد. اوباما تلاش می‌کند، در عرصه سیاست خارجی با ایجاد توافقی که از سویی ایران را محدود می‌کند و راستی‌آزمایی شدیدی نیز از جانب غرب بر آن حاکم است، نشان دهد که توانسته است از طریق دیپلماتیک و دیپلماسی تهدید و تحریم مسئله هسته‌ای را به سرانجام برساند. برخی باور دارند که بعید است اوباما بیش از این هزینه سیاسی بر سر این موضوع بپردازد و بخواهد تحریم‌های تازه سنا را وتو کند، آن‌هم در شرایطی که قوه مجریه و مقننه آمریکا به اندازه کافی و بر سر مسائل داخلی، اختلاف‌نظرها، تنش‌ها و چالش‌های فراوانی با یکدیگر دارند. اما در واقع باید گفت، توافق هسته‌ای با ایران دستاورد بزرگ هشت سال گذشته برای آمریکا خواهد بود و در تاریخ این کشور، اوباما را شخصیتی برجسته در زمینه برقراری صلح معرفی خواهد کرد و این موضوعی است که اوباما به‌سادگی آن را از دست نمی‌دهد.