چاپ
چالش در روابط واشینگتن و تل‌آویو
 
 
حسین کبریایی‌زاده
 
شنبه 30 آذر 1393
 
 

تابوی اتحاد راهبردی میان آمریکا و رژیم صهیونیستی که کمتر کسی در آن تردید داشت، در شرایط بعد از به قدرت رسیدن اوباما، با چالش‌های جدی روبه‌رو شد. سطح تنش میان دو متحد، به حدی بود که در مقاطعی، برخی مقامات آمریکایی تل‌آویو را به سوءاستفاده از موضوع سازش و پرونده هسته‌ای ایران برای مقاصد شخصی و حزبی متهم کردند. این بدبینی تا حدی وسیع و پردامنه بود که حتی ارگان‌هایی مانند نشریه فارین پالیسی و آتلانتیک، دولت نتانیاهو را به‌دلیل عملکرد نامطلوب در موضوع صلح خاورمیانه، تهدیدی علیه منافع آمریکا دانستند.
اتخاذ این رویکرد نشان می‌دهد، مناقشه اعراب و رژیم اسرائیل برای آمریکا چیزی بیشتر از یک ژست صلح‌طلبی صرف است. منافع آمریکا با توجه به وجود و قدرت‌گیری جریانات تندرو و افراطی در گرو نهادینه شدن صلح در منطقه است.
از سویی، رقبای فرامنطقه‌ای مانند اتحادیه اروپا نیز با همین درک و با توجه به موضوع همجواری با خاورمیانه، با اتخاذ رویکرد معتدل و عمل‌گرایانه‌تر، متمایل به ایفای نقش فعال و مطلوب در نظر افکار عمومی منطقه در فرایند صلح هستند. تا جایی که در استراتژی راهبرد امنیتی اروپا که در 20 ژوئن 2003 تدوین شد، این اتحادیه حل‌وفصل مناقشه اعراب و رژیم اسرائیل را اولویتی راهبردی برای حوزه یورو دانست که تأثیر مستقیمی بر ساخت‌های سیاسی، امنیتی و حتی اقتصادی دارد؛ ازاین‌رو، بروکسل با حمایت از ایده دو کشور و شکل‌گیری فلسطین بر مبنای مرزهای 1967 و تقسیم بیت‌المقدس به‌عنوان پایتخت دو کشور، همواره منتقد شهرک‌سازی رژیم اسرائیل بوده است.
اتخاذ این مواضع معتدل توسط اتحادیه اروپا، سبب گردید یک‌جانبه‌گرایی آمریکا در فرایند سازش ملموس‌تر و به تبعِ آن، موقعیت آمریکا در منطقه ضعیف و رشد احساسات ضدآمریکایی قوت گیرد؛ امری که تحلیلگران آن را به‌مثابه بمب ساعتی برای آمریکا در منطقه دانستند و دیوید پترائوس به‌عنوان فرماندهی مرکزی ایالات متحده در خاورمیانه، چهار سال قبل طی گزارشی مفصل به کنگره به شرح و بسط آن پرداخت و از لزوم تغییر در سیاست‌های کاخ سفید گفت.
ناگفته پیداست موضوع چالش‌برانگیز دیگر در روابط دو کشور، مذاکرات هسته‌ای است که آمریکا با مؤثر دانستن تحریم، مذاکره تحت فشار را کارآمد می‌داند؛ اما رژیم اسرائیل، با اصرار بر این ادعا که ایران درپی سلاح هسته‌ای و موشک بالستیک دومرحله‌ای است، گزینه نظامی را راهکار مناسبی می‌داند. کاخ سفید نیز این موضع تل‌آویو را سیاه‌نمایی وضع موجود برای کارشکنی در توافق هسته‌ای با ایران دانسته و تاکنون بدان بی‌اعتنا بوده است. حساسیت این امر برای تل‌آویو سبب گردید بی‌محابا مقامات کاخ سفید مورد حمله لفظی احزاب راست‌گرای رژیم اسرائیل قرار گیرند.
به‌نظر می‌رسد، این مواضع تل‌آویو و تداوم سیاست شهرک‌سازی، حاصل محاسبه اشتباه در وزن و تأثیرگذاری لابی یهودی در دوره حکومت دموکرات‌هاست. رژیم اسرائیل با توجه به برگ برنده خود در آمریکا تاکنون بیشتر خود را مطالبه‌گر حق و بدون تکلیف می‌دانسته. حال آنکه در مقطع فعلی، فضای رئالیستی حاکم بر سیاست خارجی کاخ سفید، پذیرای این تفکر نیست. به طوری که واشینگتن به‌شدت به تصمیم رژیم اسرائیل برای ساخت 2610 واحد مسکونی واکنش نشان داد و آن را حاصل بی‌مسئولیتی متحد خود دانست.
عدم درک شرایط خاورمیانه جدید، موضوع گلایه اصلی واشینگتن است؛ شرایطی که بر اثر تغییر سریع در نقش‌ها و رویکردهای بازیگران دولتی و غیردولتی، از نوع منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای مرزهای تهدید و ثبات مبهم و سیال شده است. این امر سبب شد جان کری، وزیر خارجه آمریکا، تداوم منازعه رژیم اسرائیل و فلسطین را موجب سهولت یارگیری جریانات افراطی مانند داعش در منطقه دانسته تا پایان بخشیدن به آن، پیش‌نیاز حل و رفع چالش‌های آمریکا در این منطقه استراتژیک باشد.
با این تفاسیر، هرچند فاصله گرفتن این دو متحد در سال‌های اخیر بی‌سابقه بوده است، اما واضح است حفظ فاصله آمریکا از رژیم اسرائیل، حامل دو پیام سیاسی در این مقطع خاص است. پیام اول با این محتوا که واشینگتن سعی دارد تغییر را به‌عنوان اصلی‌ترین شعار اوباما برای منطقه بزرگنمایی کند، مورد مصرف آن برای افکار عمومی جهان به‌ویژه خاورمیانه است، و پیام دوم با مضمون اتمام رؤیای حمایت دائم و پرهزینه از اقدامات رژیم اسرائیل، پیامی روشن برای نتانیاهوست.
اوباما با فرستادن این سیگنال‌ها به خاورمیانه، در تلاش است با بهبود سطح اعتماد مردم خاورمیانه و کنترل احساسات آمریکاستیز، با توجه به شکل‌گیری انقلاب‌های مردمی، متحدان بیشتری در صورت تغییر حاکمیت‌های غیرمردمی برای خود در آینده فراهم کند؛ اما همان‌طور که در کنفرانس سابان نیز وزیر خارجه این کشور بدان اشاره کرد، به‌طور مشخص در مواقع بحرانی قطع نظر از اختلاف‌نظرهای تاکتیکی با رژیم اسرائیل، در اهداف راهبردی که منفعتی دوجانبه داشته باشد، متحدانی پولادین هستند.