چاپ

چاپ نخست: تیر ماه ۱۳۹۳

شابک:
۵ـ۲۱۶ـ۵۲۶ـ۹۶۴ـ۹۷۸
قیمت: ۳۶۰۰ تومان

 
 پژوهش و تحقیق: نفت و گاز شیل آمریکا و پیامدهای ژئوپلیتیکی آن
 
تألیف: بهزاد احمدی لفورکی
انتشارات موسسه ابرار معاصر تهران، بولتن تحقیق و پژوهش
کد بازیابی در کتابخانه دیجیتالی دید: 3926262
 
 
امروزه بحث گاز شیل و نفت متراکم یا همان نفت شیل از موضوعاتی است که شکل بازی را در عرصه انرژی دنیا تغییر داده و این ادعا وجود دارد که آمریکا به‌خاطر در اختیار داشتن فناوری استخراج تجاری این نوع نفت و گاز و بهره‌مندی از منابع عظیم نفت وگاز شیل در نقاط مختلف خاک خود، نه‌تنها چشم‌انداز اقتصادی مثبتی را برای خود رقم زده است، بلکه می‌رود تا مناسبات انرژی دنیا را تغییر دهد و تأثیرات امنیتی، سیاسی و اقتصادی مهمی را برجای گذارد. مستند جدی این ادعا گزارش آژانس بین‌المللی انرژی در ١۴ مه 2013 است. براساس آمارهای آژانس بین‌المللی انرژی، میزان تقاضا برای نفت خام در جهان در سال ٢٠١٨ با رشدی ٨ درصدی به هفت میلیون بشکه در روز خواهد رسید. پیش‌بینی می‌شود که با فراگیرتر شدن بهره‌گیری از این فناوری، ظرفیت تولید نفت در آمریکا از ظرفیت تولید عربستان هم بیشتر شود. گفته می‌شود تا سال ٢٠١۵، آمریکا از روسیه که اکنون بزرگ‌ترین تولیدکننده غیر اوپک نفت در جهان است نیز گوی سبقت را خواهد ربود. نوشتار پیشِ رو بعد از توضیح اجمالی درباره چیستی گاز و نفت شیل و ارائه چشم‌اندازی از وضعیت این منبع در سبد انرژی ایالات متحده و بیان چالش‌های فراروی آمریکا در استخراج نفت و گاز شیل، به بررسی پیامدهای اقتصادی و ژئوپلیتیکی آن برای دنیا می‌پردازد و برای نشان دادن تأثیرات احتمالی آن بر ایران، نخست تأثیرات آن را بر منطقه خاورمیانه و اوپک به تصویر می‌کشد و درنهایت، به پیامدهای آن برای ایران می‌پردازد.
به باور نویسنده، با وجود پیش‌بینی‌های آژانس‌های مختلف انرژی درباره میزان تولید بالای نفت و گاز شیل و تحقق آرزوی استقلال آمریکا در زمینه واردات نفت و گاز، توجه به این نکته ظریف بسیار مهم است که باید بین استقلال انرژی و خودکفایی انرژی تمایز قائل شد. آمار در دسترس نشان می‌دهد که آمریکا در سال 2030 به خودکفایی انرژی نمی‌رسد و به‌جز گاز و ذغال‌سنگ، واردات نفت آن ادامه خواهد یافت؛ درواقع، نقصان انرژی آن در حد 5 درصد خواهد بود. حتی اگر آمریکا موفق شود این 5 درصد را نیز تأمین کند باز قیمت‌های انرژی در بقیه دنیا بر روی آن به‌واسطه تجارت نفت، گاز و ذغال‌سنگ تأثیر خواهد گذاشت. البته این امر به‌معنای آن است که قطعاً آمریکا از کاهش وابستگی خود به واردات، برتری اقتصادی پیدا خواهد کرد.
درباره پیامدهای تولید نفت و گاز شیل آمریکا برای خاورمیانه به شکل عام و خلیج فارس به شکل خاص، روایت غالب این روزها این است که به‌دنبال بی‌نیازی آمریکا به نفت منطقه، از حضور سیاسی و نظامی چشمگیر این کشور در خاور نزدیک و میانه به‌شدت کاسته خواهد شد، در وضعیت عدم وابستگی آمریکا به واردات نفت، تنگه هرمز اهمیت خود را دست‌کم برای ایالات متحده از دست خواهد داد، و درنهایت ما شاهد تعامل محدود آمریکا با خاورمیانه و کم‌رنگ شدن فزاینده تعهد آن به منطقه خواهیم بود؛ اما ضد روایت قوی‌ای که دراین‌باره وجود دارد، مبتنی‌بر این واقعیت است که نفت خلیج فارس قبل از تولید نفت خام شیل در حدود 10 درصد کل نیاز آمریکا را تأمین می‌کرده و چندان جایگاه مهمی در واردات انرژی این کشور نداشته است. درکل، اهمیت نفت خاورمیانه برای اقتصاد و سیاست جهانی بوده که به آمریکا در تعریف منافع راهبردی‌اش کمک کرده تا خود نفت. لذا همین بعد اهمیت خود را حفظ خواهد کرد و در سال‌های آتی به حفظ اهمیت راهبردی خلیج فارس کمک خواهد نمود.
به باور نویسنده، هرچند ایران به‌دلیل عدم صادرات نفت به آمریکا و داشتن بازارهای مصرفی برای نفت خود در آسیا و نوع نفت خود عملاً به شکل مستقیم از نفت و گاز شیل این کشور متأثر نشده، اما از مازاد تولید و کاهش قیمت‌ها گله‌مند است. لذا همواره افزایش قیمت نفت را دنبال کرده که در درازمدت به‌نفع آمریکا و در راستای تحقق استقلال انرژی آن است. در حوزه گازی نیز به‌دلیل اینکه تجارت گاز بیشتر منطقه‌ای است تا جهانی، آسیب‌پذیری ایران از توسعه گاز شیل آمریکا کمتر به‌نظر می‌رسد. با توجه به ظرفیت بسیار پایین ایران در تولید ال‌ان‌جی و عدم ایفای نقش در بازار جهانی این محصول، تهدید منافع ایران در حوزه صادرات گاز فقط زمانی محقق خواهد شد که ایران در آینده سهم بزرگی به‌واسطه خطوط لوله در تأمین گاز اروپا پیدا کند و صادرات ال‌ان‌جی آمریکا بازار آن را تهدید نماید؛ بنابراین، روسیه با توجه به داشتن چنین نقشی در اروپا، تهدید به‌مراتب جدی‌تر و مستقیم‌تری را از گاز شیل آمریکا و صادرات ال‌ان‌جی آن به اروپا احساس خواهد کرد تا ایران. به‌هرحال، به‌نظر می‌رسد ایران تاکنون در زمینه نفت و گاز شیل سیاست مشخصی را اتخاذ نکرده و مواضع آن با اهداف درازمدتش در حوزه انرژی در تضاد قرار دارد.
موارد فوق حوزه اقتصادی را دربرمی‌گیرد و تا تحقق تأثیرات جدی آن ممکن است تا یک دهه به زمان نیاز باشد؛ اما در حوزه ژئوپلیتیکی به‌نظر می‌رسد پیامد نفت و گاز شیل برای ایران فوری‌تر بوده و توانایی مدیریت بازار نفت و جلوگیری از بروز شوک نفتی به‌واسطه تولید نفت و گاز شیل، یکی از عناصری بوده که به آمریکا فرصت داد تا از سال 2008 به این سو تحریم نفتی ایران را در دستور کار خود قرار دهد؛ درواقع، افزایش تولید نفت در آمریکا در دو سال گذشته و فراهم آمدن امکان برای آمریکا برای کاستن از سهم خود در عرصه تقاضای جهانی، باعث شد تا کمبود نفت ایران در بازار احساس نشود و تحریم نفت ایران به‌عنوان گزینه‌ای مؤثر مطرح گردد. به‌نظر می‌رسد در بلندمدت منافع ایران پیرو پیامدهای جهانی نفت و پیامدهای منطقه‌ای آن به شکل مستقیم و غیرمستقیم تحت تأثیر قرار گیرد. برای مثال، تأثیر تحول مذکور بر امنیت انرژی در دنیا، تأثیر آن بر روابط چین با آمریکا، تأثیر آن بر روابط آمریکا با عربستان، تأثیر آن بر ژئوپلیتیک اروپا، و موارد متعددی از این دست، بر جایگاه ایران در منطقه و سیاست‌های آن تأثیر جدی برجا خواهد گذاشت.

لطفا برای مشاهده فهرست مطالب ثبت نام کنید.