چاپ
تحلیل زمینه‌های سیاسی و اقتصادی روابط نفتی اربیل ـ آنکارا


محمدعلی دستمالی
 
یکشنبه 8 تیر 1393
 
 
 

انتقال نفت خام اقلیم کردستان عراق به بندر جیهان ترکیه و صدور محموله دو میلیون بشکه‌ای اقلیم به بازارهای جهانی بدون هماهنگی دولت مرکزی عراق، یکی از تازه‌ترین تحولات سیاسی ـ اقتصادی منطقه است که می‌تواند بر معادلات سیاسی بین عراق و ترکیه و برخی از مسائل منطقه نیز تأثیر بگذارد.
نوری المالکی، نخست‌وزیر عراق بارها بر این موضوع تأکید کرده که لازم است روند انتقال و فروش نفت اقلیم کردستان عراق به بازارهای جهانی، تماماً تحت نظارت شرکت ملی سوموی عراق باشد. او رفتار خودسرانه اربیل را محکوم کرده و آن را شبیه به سرقت می‌داند. از دیگر سو آمریکا نیز با لحنی ملایم، معاملات نفتی اربیل ـ آنکارا را قابل قبول نمی‌داند، اما خود ترکیه، راه میانه را در پیش گرفته و در کنار آنکه بارها بر پایبندی آنکارا به حفظ تمامیت ارضی عراق تأکید کرده؛ اما باز هم به کار خود ادامه می‌دهد و رسماً اعلام کرده که پول حاصل از فروش نفت عراق را به همان شکل مندرج در قانون اساسی عراق (87 درصد برای بغداد و سیزده درصد برای اربیل) به طرفین پرداخت می‌کند.
نگارنده بر این باور است که در این خصوص، درک و تحلیل صحیح زمینه‌های سیاسی و اقتصادی این مسئله، مهم‌تر از سایر حواشی حقوقی آن است.
مروری بر رفتارهای متقابل سران ترکیه و اقلیم کردستان عراق در سه سال اخیر نشان می‌دهد که روابط اربیل و آنکارا، تحت تأثیر دو موضوع مهم قرار گرفته است: 1. تغییر رویکرد حزب عدالت و توسعه (AKP) نسبت به مسئله کردها، 2. گسترده شدن روابط اقتصادی ترکیه و اقلیم کردستان عراق.
اگرچه دو حزب عمده اقلیم کردستان عراق یعنی حزب اتحادیه میهنی به رهبری مام جلال طالبانی و حزب دموکرات کردستان عراق به رهبری مسعود بارزانی از سال 1991 میلادی روابط خود را با ترکیه گسترش داده و در این کشور صاحب دفتر نمایندگی شدند، با این حال هیچ‌گاه عمق این روابط به سه سال اخیر نرسیده بود. از مهم‌ترین نشانه‌ها و مصادیق اوج‌گیری روابط دو طرف می‌توان به این موارد اشاره کرد: سفر رجب طیب اردوغان، نخست‌وزیر ترکیه، به اربیل و حضور در مراسم افتتاح فرودگاه بین‌المللی اربیل؛ سفرهای مکرر مسعود بارزانی، رئیس اقلیم؛ و نیچروان بارزانی، نخست‌وزیر اقلیم، به استانبول و آنکارا و دیدارهای آنها با عبدالله گل، رئیس‌جمهور و رجب طیب اردوغان، نخست‌وزیر ترکیه؛ فعال شدن صدها شرکت اقتصادی ترکیه در اقلیم کردستان عراق و فتح بازار مصرف کالا در اقلیم توسط شرکت‌های ترکیه‌ای؛ حضور مسعود بارزانی به‌عنوان مهمان ویژه در کنگره حزب عدالت و توسعه در آنکارا و سخنرانی او به زبان کُردی؛ حضور مکرر تانر ییلدیز، وزیر انرژی و منابع طبیعی ترکیه، در سمینارهای مرتبط با نفت و گاز در اربیل؛ همکاری‌های امنیتی گسترده اربیل و آنکارا در حوزه‌های مختلف و به‌ویژه در حوزه مربوط به پ‌ک‌ک؛ سفر رجب طیب اردوغان و مسعود بارزانی به شهر کردنشین دیاربکر و سخنرانی بارزانی در جمع مردم این شهر و استفاده از نام «کردستان» برای نخستین‌بار توسط اردوغان؛ و تأسیس دانشگاه‌ها و مدارس ویژه شاگردان فتح‌الله گولن در اربیل و سلیمانیه.
موضوعاتی همچون نفت و انرژی و انگیزه افزایش درآمد دوازده میلیارد دلاری ترکیه از بازار فروش کالا و صدور خدمات مهندسی در بازار اقلیم به علاوه رویکردهای سیاسی و فرهنگی خاص حزب عدالت و توسعه، مجموعاً شرایطی را فراهم آورده که ترکیه در اقلیم کردستان عراق دارای عمق استراتژیک شود.
اگرچه احمد داود اوغلو، وزیر امور خارجه ترکیه، بارها در سخنرانی‌های خود به این موضوع اشاره کرده که تأمین منابع انرژی مورد نیاز ترکیه و تبدیل این کشور به مهم‌ترین بستر انتقال نفت و گاز منطقه به اروپا، پایه و مبنای استراتژی سیاست خارجی ترکیه است، اما خطاست اگر تصور کنیم که اوج‌گیری روابط اربیل و آنکارا صرفاً ریشه در مسائل نفتی و اقتصادی دارد.
از یاد نبریم که زمینه‌های تاریخی دوران عثمانی و همچنین نظریات دوران شکل‌گیری جمهوری ترکیه و «میثاق ملی» در این مسئله نقش دارد و ترکیه خود را در این مناطق دارای حق آب و گِل می‌داند و بر این باور است که مبانی تاریخی و فرهنگی بسیاری برای تعمیق روابط وجود دارد.
در حوزه نظری و سیاسی، تغییر رویکرد ترکیه نسبت به کردها باید به‌عنوان یک بحث مهم مورد توجه قرار بگیرد. واقعیت این است که ترکیه بین دو خط سیاسی و فکری بارزانی و اوجالان و رویکرد آنها نسبت به مسائل و مطالبات کردها، تفاوت و شکاف عظیمی می‌بیند و رویکرد اتخاذشده ازسوی بارزانی، برای آنکارا مطلوب‌تر و بی‌ضررتر است. اگرچه بارزانی در حال حاضر در موقعیتی قرار دارد که عملاً به‌عنوان پیشوا و هدایتگر جریان ناسیونالیسم کُردی شناخته می‌شود، با این حال این رویکرد سیاسی، از نظر آنکارا نسبت به رویکردهای چپ سوسیالیستی اوجالان قابل قبول‌تر است.
اگر تا دیروز، روابط اقلیم کردستان عراق و ترکیه تنها در خط پروازی بین اربیل ـ آنکارا ـ استانبول تعریف می‌شد، حالا رویدادهای جدیدی روی داده و مهم‌ترین نشست سیاسی ـ اقتصادی نیچروان بارزانی و احمد داود اوغلو در شهر کردنشین وان ترکیه برگزار می‌شود و از آن سو، حضور مسعود بارزانی و شوان پرور (خواننده مشهور کُرد ترکیه و یکی از سمبل‌های ناسیونالیسم کُردی) در کنار اردوغان در شهر دیاربکر، از لحاظ نشانه‌شناسی سیاسی، معانی و تعابیر ویژه‌ای دارد و به موازات این رویدادها، حزب دموکرات کردستان ترکیه نیز تحت حمایت بارزانی در مناطق کردنشین ترکیه با مجوز رسمی شروع به فعالیت کرده است و کنگره مهمی در دیاربکر برای تجلیل از مبارزات سیاسی ملا مصطفی بارزانی برگزار شد. در حوزه رسانه‌ای این ماجرا نیز، همان بس که شبکه تلویزیونی کُردی زبان Rudaw که به‌عنوان یک رسانه امروزی و مدرن تحت حمایت نیچروان بارزانی شناخته می‌شود، مجوز پخش برنامه‌های خود بر روی ماهواره تورک‌ست را دریافت کرده و در استانبول، آنکارا و چندین شهر کردنشین ترکیه دفتر و خبرنگار دارد و بسیاری از رویدادهای سیاسی ترکیه را به‌صورت زنده پخش می‌کند.
مجموع این اتفاقات سیاسی و فرهنگی نشان می‌دهد که حکومت برآمده از حزب عدالت و توسعه، نه‌تنها بیم و خطری در تعمیق روابط با اقلیم کردستان عراق حس نمی‌کند، بلکه به‌دنبال آن است که این رابطه را به سطحی استراتژیک و ماندگار برساند؛ زیرا حفظ و تعمیق این رابطه، از سویی منابع ارزان‌قیمت انرژی مورد نیاز ترکیه را تأمین می‌کند و علاوه بر آن درصد حق انتقال نفت و گاز اقلیم به اروپا و مدیترانه، درآمد کلانی را نصیب ترکیه می‌کند و از دیگر سو، بها دادن به این خط و جریان سیاسی و فرهنگی کُردی، یک جایگزین و آلترناتیو بسیار جدی برای تضعیف خط فرهنگی و سیاسی پ‌ک‌ک و اوجالان است و این موضوع در درازمدت منجربه تداوم پیروزی‌های حزب عدالت و توسعه در مناطق کردنشین ترکیه خواهد شد. درست به همین خاطر است که ترکیه در شمال سوریه نیز به‌دنبال تقویت احزاب کُرد سوری نزدیک به بارزانی است و لابی‌های داود اوغلو کاری کرد که سیزده تن از سیاستمداران کُرد سوری نزدیک به بارزانی، به عضویت ائتلاف مخالفین سوری درآیند و نمایندگانی از آنها در دیدارهای احمد عاصی الجربا با اوباما و فرانسوا اولاند حضور داشتند.

مسیر پیشِ رو
ضعف دولت مرکزی عراق در شرایط کنونی، باعث شده که دولت فدرال عراق، نتواند در برابر معاملات نفتی اربیل ـ آنکارا، کار خاصی انجام دهد و مانعی برای ادامه این رابطه به‌وجود بیاورد. عدم پرداخت حقوق ماهیانه کلیه حقوق‌بگیران اقلیم کردستان عراق از سوی بغداد، تنها سنگی است که جلوی پای سران اقلیم انداخته شده و شواهد نشان می‌دهد که این موضوع نیز فعلاً نمی‌تواند برای اقلیم مشکل جدی به‌وجود بیاورد و اتفاقاً همین اقدام بغداد نیز باعث شده که مسعود بارزانی با لحن جدی‌تری درمورد تمایل به جدایی و استقلال صحبت کند. پیداست که در این میانه، برخلاف تصور و برخلاف سالیان قبل، ترکیه موضع قاطعانه‌ای اتخاذ نکرده و دست‌کم در دو سال اخیر، هیچ‌گاه شاهد این نبوده‌ایم که اردوغان، گل و داود اوغلو با لحنی قاطعانه، با احتمال جدایی کردها از بغداد و ایجاد دولت مستقل، مخالفت کنند.