چاپ
نگاهی به چالش‌های اقتصادی رژیم صهیونیستی

دکتر حسن شکوه، کارشناس مسائل اقتصادی
 
شنبه 19 بهمن 1392
 
 
 

در حال حاضر می‌توان از 5 چالش عمده در ساختار اقتصاد رژیم اسرائیل نام برد:
1. کاهش رشد اقتصادی
اقتصاد رژیم صهیونیستی به دلیل سقوط صادرات و افزایش هزینه‌های دولت، در سه ماهه سوم سال ۲۰۱۳ با کاهش رشد اقتصادی روبرو شد. بر این اساس صادرات کالا و خدمات در سه ماهه سوم ۱۶.۴ درصد سقوط کرد. در عین حال شاخص هزینه‌های مصرف‏کننده روندی صعودی داشت. هزینه‌های دولت در سه ماهه سوم ۴.۵ درصد افزایش یافته است. به واسطه افزایش هزینه خرید خانوار هزینه‌های مصرف‌کننده با جهش ۱۸.۴ درصدی روبرو شد. در این راستا سازمان همکاری اقتصادی و توسعه در پیش‏بینی جدید خود رشد اقتصادی رژیم صهیونیستی در سال 2013 را از 2.9 درصد به 2.7 درصد و پیش‏بینی رشد اقتصادی برای سال 2014 را از 3.7 به 3.4 درصد کاهش داد. همزمان با تورم، افزایش بیکاری نیز پیش‏بینی شده است. نرخ رشد سال 2014 با احتساب ذخائر گاز 3.4 درصد و بدون آن 2.7 درصد خواهد بود. قیمت‏ها نیز علیرغم پیش‏بینی پایین به نسبت سال 2013 به میزان 1.5 درصد افزایش پیدا کرده و به 2 درصد در سال آینده افزایش می‏یابد. ضمن اینکه انتظار نرخ اشتغال 7.2 درصدی در سال 2013  نیز به 6.8 درصد رسیده است.

2. فقر و نابرابری
 تنزل شاخص‏های کلان در حالی است که در جمعیت 7.74 میلیون نفری این رژیم، 1.5 میلیون نفر درآمدی معادل 6.2 میلیون نفر دیگر دارند. بر این اساس 23.6 درصد از ساکنان سرزمین‌های اشغالی زیر خط فقر زندگی می‏کنند. لذا رژیم صهیونیستی در رده کشورهایی مانند پاکستان و سریلانکا قرار می‏گیرد. سازمان همکاری و توسعه اقتصادی اعلام کرد. میزان فقر نسبی این رژیم، بالاترین نرخ در میان ۳۵ عضو سازمان است. بر این اساس درآمد حدود یک‌پنجم خانوارهای اسرائیلی زیر خط فقر (نسبی) قرار دارد. در میان اعراب و جامعه یهودیان اولترا (شدیدا) ارتدوکس که به سرعت در حال رشد هستند، میزان فقر بیش از 50 درصد و دلیل اصلی آن نرخ پایین اشتغال در میان زنان عرب و مردان اولترا ارتدوکس است. نابرابری اقتصادی در حد بالایی است به‌طوری‌که دهک بالای ثروتمند جامعه سهمی معادل 28.3 درصد از کل درآمد عمومی به خود اختصاص داده‌اند. در مقابل دهک فقیر تنها سهمی معادل 2.4 درصد از درآمد جامعه دارند. دو دهک بالای این رژیم نیز سهمی معادل 44.2 درصد از کل درآمد را از آن خود می‌کنند. در حقیقت نزدیک به نیمی از درآمد تنها در اختیار 20 درصد از مردم جامعه است و نیم دیگر درآمد نیز بین 80 درصد باقی‌مانده تقسیم می‌شود.

3. ضعف طبقه متوسط
مشکل نابرابری در رژیم اسرائیل تنها به طبقه ثروتمند یا ارتودوکس‏های محافظه‌کار و اعراب بر‏نمی‌گردد. نابرابری به تمام دهک‏ها به‌ویژه طبقه متوسط در حال گسترش است. در تابستان سال 2011 صدها هزار نفر علیه هزینه‌های زندگی و فرسایش طبقه متوسط در این رژیم دست به اعتراض زدند. دو سال پس از این اعتراض اجتماعی، مجموعه اطلاعات آماری ادعای معترضان را اثبات می‌کند. پنج طبقه متوسط در این رژیم به‌تدریج در حال ضعیف شدن است. شکاف درآمدی دهک نهم (ثروتمندان جامعه) و کارگران طبقه متوسط رژیم صهیونیستی و همچنین شکاف درآمدی میان طبقه متوسط و دهک اول (فقیران جامعه) از تمام کشورهای توسعه‌یافته بیشتر است. به بیان ساده‏تر، شکاف درآمدی در رژیم صهیونیستی بین طبقه ثروتمند و متوسط، بین طبقه متوسط و فقیر و بین طبقه متوسط رو به بالا و طبقه متوسط رو به پایین، بالاترین نرخ در جهان توسعه‌یافته است. آمارها همچنین نشان از بی‌عدالتی میان زنان و مردان در محیط کار دارد. بر این اساس در سال گذشته میانگین حقوق و دستمزد زنان سرزمین‌های اشغالی 66 درصد مردان بوده است. بر اساس آمار سال 2012 بیش از یک‌سوم زنان کارگر حداقل دستمزد ممکن را دریافت می‌کنند، در حالی که این تعداد در مردان تنها به 17 درصد می‌رسد. اخیرا کمپین اجتماعی جدیدی، برای پایان بخشیدن به نابرابری جنسیتی در محل کار فراخوان داده است.

4. شرایط سخت مهاجران
در این شرایط، مهاجران در وضعیت سختی به سر می‌برند. مهاجران عمدتا از کشورهای آفریقایی هستند. 36 هزار نفر از مهاجران از اریتره و 16 هزار نفر دیگر نیز از کشور جنگ‌زده سودان به سرزمین‏های اشغالی مهاجرت کرده‌اند. بسیاری از این افراد که در هتل‌ها و رستوران‌های این رژیم مشغول به کار هستند، به وضعیت بد اشتغال و همچنین محروم بودن از بسیاری از حقوق اساسی اجتماعی خود اعتراض دارند. دولت طی ماه‏های گذشته با اتخاذ سیاست‌های جدید شرایط را برای ادامه حضور مهاجران سخت‏تر کرده است. لذا چندی پیش ده‏ها هزار نفر از مهاجران آفریقایی ساکن سرزمینهای اشغالی در اعتراض به شرایط در برابر مجلس تجمع کردند.

5. فساد اقتصادی
برملا شدن پرونده‌های فساد بر سختی اوضاع اقتصادی افزوده است. برای مثال "پینتو بات" یکی از مشهورترین خاخام‏های صهیونیستی است که به‌همراه همسرش، از یک سال پیش تاکنون به خاطر پرونده فساد مالی تحت تعقیب قضایی است. این شخص از جایگاه بالایی در رژیم صهیونیستی برخوردار است و به عنوان رهبر معنوی بسیاری از ثروتمندان و سیاستمداران صهیونیست شناخته می‏شود. بر اساس برخی اخبار بسیاری از خاخام‏های وابسته به پینتو با راه‌اندازی شبکه‌های گسترده در سراسر جهان، موسسات خیریه‏ای راه‌اندازی کرده و کمک‌های دریافتی را سرقت کرده‏اند. این روند با اتهام جدیدی یعنی پرداختن رشوه به یکی از ارشدترین ژنرال‏های پلیس وارد مرحله جدیدی شده است. دست داشتن خاخام بزرگ و یکی از فرماندهان ارشد پلیس در بزرگترین پرونده رشوه‌خواری، رسوایی بزرگی را در سرزمین‌های اشغالی رقم زده و به حیثیت این رژیم ضربه مهلکی وارد کرده است.