چاپ
ناتو و پسا برگزیت
 
 
گلاویژ همت بلندپور
 
سه شنبه 15 تیر 1395
 


به محض روشن شدن نتیجه همه‌پرسی خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا، نتایج اقتصادی آن طبق پیش‌بینی‌ها بر همگان آشکار شد و اقتصاددانان کار خود را برای کاهش تبعات منفی آن آغاز کردند. همین امر در حوزه امنیت نیز صادق است و سران دولت‌ها و سازمان‌هایی که به نوعی بریتانیا در آن‌ها نقش پررنگی دارد باید خود را برای رویارویی با پیامدهای امنیتی و نظامی دوران پسابرگزیت آماده کنند. پرسش‌های متفاوتی در این زمینه مطرح می‌شوند از جمله اینکه برگزیت چه تاثیری بر روابط میان اتحادیه اروپا و ناتو خواهد گذاشت، برگزیت چگونه بر نشست ورشو 2016 سایه می‌افکند و یا ایالات متحده به‌عنوان بزرگترین تامین‌کننده بودجه دفاعی ناتو، برگزیت را چگونه ارزیابی می‌کند. باید خاطرنشان کرد که منطق اروپای پسابرگزیت می‌تواند این باشد که به جای مویه بر جای خالی بریتانیا، مدیریت بحران کرده و به ناتو نزدیک شود. اما چرا نزدیکی به ناتو برای اتحادیه اروپا امری حیاتی است؟
اروپا با چالش‌های امنیتی مختلفی که ریشه در شرق و جنوب این قاره دارد، دست و پنجه نرم می‌کند. موج نگرانی در مورد آینده اروپا، فارغ از آنچه که طرفداران خروج ادعا می‌کنند، آینده ناتو را مکدر و آن را تضعیف می‌کند. شفافیت در مورد آینده اروپا نه تنها از منظر ثبات مالی و اقتصادی حیاتی است بلکه از منظر ژئوپلتیک نیز ضروری است. برخی براین عقیده‌اند که برگزیت هدیه‌ای برای کرملین بود، چراکه پوتین برای سواستفاده از اروپای تضعیف شده درنگ نمی‌کند. الحاق کریمه و حمایت مسکو از جدایی‌طلبان شرق اوکراین جای شکی در مورد مقاصد ژئواستراتژیک پوتین باقی نمی‌گذارد. در این میان کشورهای حوزه بالکان و لهستان از اقدامات روسیه نگران هستند. حریم هوایی لیتوانی در سال 2015 حدود 160 بار مورد تجاوز هواپیماهای روسیه قرار گرفته است. مسکو دو پایگاه نظامی در مرزهای شرقی خود را به مرزهای غربی انتقال داده است. علاوه بر این علیرغم بحران اقتصادی و تحریم‌های بین‌المللی هم چنان در تلاش برای مدرن کردن نیروی نظامی خود است. این برای اروپا بدین معنی است که روسیه همچنان به سیاست مقابله با غرب ادامه می‌دهد و در فرصت مناسب از نیروی نظامی خود برای افزایش نفوذ و قدرت خود بهره می‌گیرد. بدین دلیل اروپا باید هم قدرت گفتگو و چانه‌زنی و هم قدرت نظامی برتر را داشته باشد، چرا که تاریخ نشان داده است که پوتین در مقابل رقبای ضعیف در میز مذاکره چندان نرمش به خرج نمی‌دهد.
در همین حال، مرزهای جنوبی اروپا نیز با مسئله مهاجرت و حملات تروریستی مواجه‌اند. جنگ‌های داخلی و بی‌ثباتی در برخی کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا و پیدایش همزمان مکان‌های امن برای تروریست‌ها و افراط‌گرایان در این مناطق، سونامی بی‌سابقه مهاجرت به مرزهای اروپا و افزایش حملات تروریستی در داخل اتحادیه اروپا را در پی‌داشته است. سیل مهاجرت که از جنگ جهانی دوم نظیر نداشته، بر گسستگی جوامع میزبان اروپایی و محبوبیت دوباره جریان‌های راست افراطی و پوپولیستی دامن زده است. همبستگی و اتحاد میان کشورهای عضو اتحادیه اروپا در اثر بستن مرزهای خود بر روی هم‌پیمانان اروپایی شان علیرغم پیمان شنگن، به‌ خطر افتاده است. همه این عوامل نشان می‌دهند که معمای امنیت برای اتحادیه اروپا نسبت به سال‌های گذشته پیچیده‌تر شده است و در دوران پسابرگزیت بیش از هر زمان دیگر، کشورهای عضو این اتحادیه نیازمند تحکیم همکاری و یکپارچگی برای محافظت از مرزهای خود هستند.
در چنین فضایی نشست ناتو در ورشو که قرار است در روزهای هشتم و نهم ژوئیه برگزار شود، بسیار حیاتی و حتی تاریخی به نظر می‌رسد. بدون شک برگزیت، یه عنوان مهم‌ترین بحث رهبران در راهروهای نشست، تصمیم‌گیری در مورد آینده امنیتی اروپا و ناتو را پیچیده‌تر می‌کند. اما این نشست با نشست‌های پیشین تفاوت‌های بنیادی دارد. ناتو در سال‌های گذشته از دو نوع بحران هویت رنج برده است. اولین بحران ریشه در نگرانی این سازمان در عمر دراز مدت و خطر عدم کارایی آن دارد. در سال 2010، اروپا قاره‌ای موفق، امن و باثبات معرفی و این سوال مطرح شد که در ثبات و آرامش دیگر چه نیازی به ائتلاف وجود دارد.  بدین ترتیب، این بحران بر نشست لیسبون در سال 2010 و همچنین بر اجلاس شیکاگو در سال 2012 سایه انداخت. اما دومین بحران در مورد توان تاثیرگذاری بود و زمانی خود را نشان می‌داد که اتفاق مهمی رخ داده اما ناتوبه دلیل تفرق و پارچه پارچه بودن از اقدام فعالانه برای مقابله با آنها باز می‌ماند. این نوع بحران در کنفرانس ولز در 2014،  به صورت نگرانی از عدم کفایت و چندپارگی خود را نشان داد. درست در آن زمان بود که کرملین از استقلال‌طلبان شرق اوکراین و الحاق کریمه به روسیه حمایت کرد و حضور فعال ناتو به یک ضرورت تبدیل شد و در نتیجه آن سران ناتو به فکر طرح‌ریزی برنامه‌های جدید افتادند. برخی براین اعتقادند که بحران هویت از ورود به نشست ورشو باز مانده است و سران بر عملیاتی کردن طرح‌های پیشنهادی نشست ولز که همانا افزایش بودجه دفاعی اعضای ناتو و ارتقای توان ناتو در حفاظت از اعضای خود است، تاکید می‌کنند. 
بنابراین می‌توان نشست ورشو را موقعیت مناسبی دانست که زمینه‌های همکاری و یکپارچگی میان اعضای ناتو را فراهم می‌کند. این نشست که سران 28 کشور عضو ناتو در آن حضور خواهند داشت فرصت‌هایی را برای بریتانیا، اتحادیه اروپا و ایالات متحده فراهم خواهد کرد. بریتانیا می‌تواند از این فرصت استفاده کرده و نشان دهد که همچنان عضو فعال ناتو باقی خواهد ماند و در کنار دیگر اعضا به مقابله با تهدیدات ناشی از اقدامات مخاصمه‌آمیز روسیه و چالش‌های امنیتی در مرزهای جنوبی اروپا خواهد پرداخت. حضور فعالانه بریتانیا در نشست ناتو خیال مشوش هم مردم بریتانیا و هم متحدان آن را آسوده خواهد کرد.
از منظر روابط میان اتحادیه اروپا و ناتو که 22 عضو مشترک دارند، نشست ورشو می‌تواند فرصت مناسبی برای حرکت به جلو و فراهم آوردن زمینه‌های عملی همکاری گسترده و هماهنگ باشد. به صورت تاریخی، اتحادیه اروپا و ناتو علاقه چندانی به همکاری با یکدیگر نداشته‌اند اما چالش‌های امنیتی در سال های اخیر همکاری و هماهنگی را به ضرورت تبدیل کرده است. آن طور که ینس استولتنبرگ دبیر کل ناتو عنوان می‌کند، نه ناتو و نه اتحادیه اروپا به تنهایی امکانات لازم برای روبروشدن با چالش‌های امنیتی غیرمترقبه را ندارند اما همکاری میان این دو، قدرت آن ها را افزایش داده و این همکاری بخصوص پس از برگزیت مهم تر جلوه می‌کند. چنین اقداماتی در چند ماه اخیر ( مدت‌ها پیش از برگزیت) آغاز شده است به گونه‌ای که  ناتو و اتحادیه اروپا به اندازه و حتی بیشتر از ده سال گذشته، در زمینه‌های مختلف امنیتی توافقنامه امضا کرده‌اند و آشکار است که خروج بریتانیا بطور یقین نمی‌تواند سد راه اینگونه همکاری‌های امنیتی دوجانبه باشد.
اما خروج بریتانیا بر روابط اتحادیه اروپا و آمریکا نیز تاثیر گذار خواهد بود. بریتانیا به عنوان دومین اقتصاد برتر اروپا و عضو دائم شورای امنیت توانسته بود، پرستیژ جهانی، قدرت اقتصادی و رابطه نزدیک ویژه با ایالات متحده را برای اروپا به ارمغان بیاورد. بر پایه چنین رابطه‌ای، ایالات متحده نیز از ماندن بریتانیا در چارچوب اتحادیه اروپا حمایت می‌کرد و نفوذ آن را در چارچوب این اتحادیه پررنگ‌تر می‌دانست. هرچند که اوباما پس از این واقعه، اعلام کرد که هم اتحادیه اروپا و هم بریتانیا یاران قدیمی و متحدان دیرین ایالات متحده باقی خواهند ماند. بریتانیا به عنوان عضو اتحادیه اروپا بیشترین بار تامین بودجه دفاعی ناتو را در میان همتایان اروپایی خود برعهده داشت. حال که از اتحادیه اروپا خارج شده است، کشورهای اروپایی باید بخشی را که پیشتر بریتانیا از سهم اتحادیه اروپا در ناتو در مقابل ایالات متحده تقبل می‌کرد، برعهده گیرند. اوباما درصدد است بودجه ابتکار اطمینان خاطر برای اروپا (European Reassurance Initiative) را در سال 2017 چهار برابر کرده و از 800 ملیون دلار به 3.4 ملیارد دلار برساند. اما به نظر می‌رسد سیاستمداران آمریکایی از این پروژه ناراضی‌اند و آن را یک طرفه می‌دانند.
این خود مسئله عدم تقارن تامین بودجه دفاعی ناتو و تشریک بار را به موضوع مناقشه برانگیز در نشست ورشو تبدیل خواهد کرد. میانگین سطح بودجه نظامی اعضای غیر آمریکایی ناتو 1.18 درصد از تولید ناخالص داخلی آنها بوده است، در حالیکه این رقم برای ایالات متحده 3.62 درصد تولید ناخالص داخلی است. نشست ولز در 2014 یرای حل مسئله عدم تقارن، کمترین میزان تامین بودجه دفاعی ناتو برای اعضای آن را 2 درصد از تولید ناخالص داخلی آن کشورها تعیین کرد که تنها 4 کشور آن را رعایت کردند. به علاوه، سران ناتو در همین نشست عنوان کردند که 20 درصد از افزایش بودجه باید در راستای افزایش توان و تکنولوژی نظامی ناتو صرف شود، اما در مجموع در سال 2015، 20 عضو ناتو از رسیدن به این هدف بازماندند.
 آنطور که پیداست، در سال‌های اخیر بهبود شرایط اقتصادی بر افزایش بودجه دفاعی نظامی کشورهای اروپایی برتری داشته است به گونه ای که تعداد نیروی زمینی ناتو از سال 1990، 60 درصد کاهش یافته است. اما بحران اوکراین در سال 2014 این روند را تا حدودی معکوس کرد. هنر نشست ورشو برای ناتو این است که فشار بر اعضا را برای ادامه همکاری های گسترده‌تر دفاعی نظامی افزایش دهد و حس مسئولیت برای دفاع دسته‌جمعی را در میان اعضا برانگیزاند.
کشورهای اروپایی چه بخواهند چه نخواهند، چاره‌ای ندارند جز اینکه توان نظامی خود را افزایش دهند که این خود نیازمند ارتقای سطح همکاری‌های دفاعی بین المللی است. برگزیت، اما، به مانند شمشیر دولبه عمل می‌کند. اگرچه در زمینه همکاری‌های دفاعی برگزیت، فرگزیت و نیگزیت منافع امنیتی اروپا را به خطر می‌اندازد،  در عین حال پدیده‌ای مانند برگزیت دلیل کافی برای استحکام همکاری دفاعی میان اتحادیه اروپا و ناتو به شمار می‌آید.