چاپ
مانورهای نظامی روسیه در خزر و مسئله امنیت ایران
 
 
عفیفه عابدی
 
سه‌شنبه 23 شهریور 1395
 

یکی از جنبه‌های جنگ سردی که میان روسیه و ناتو از زمان آغاز بحران اوکراین در سال ٢٠١٤ شکل گرفته، افزایش شمار رزمایش‌های نظامی و به‌عبارت‌دیگر آمادگی نظامی است. شواهد نشان می‌دهند نسبت به زمان آغاز بحران اوکراین و الحاق کریمه به روسیه در سال 2014، در چند ماه اخیر، رزمایش‌های متقابل ناتو و روسیه آنقدر افزایش یافته است که نمی‌توان درباره آنها آمار دقیقی داد و تنها باید درنظر داشت برخی از این رزمایش‌ها با اهداف تاکتیکی و سیاسی رسانه‌ای می‌شود؛ مانند همین نمونه رزمایش قفقاز ٢٠١٦ روسیه که از ٥ تا ١٠ سپتامبر از دریای خزر تا دریای سیاه برگزار شد. آنگونه که سرگئی شویگو، وزیر دفاع روسیه اوایل ماه ژانویه ٢٠١٦ اعلام کرده بود، هدف مسکو از برگزاری این رزمایش، اثبات توانایی نیروهای ارتش روسیه برای دفاع از منافعش در منطقه راهبردی جنوب غرب این کشور بود. این رزمایش از چند بعد حائز اهمیت و قابل توجه و ارزیابی است، اما مهم‌ترین بعد آن که به امنیت ایران مربوط می‌شود سیاست بلندمدت نظامی روسیه، سبک جدید عملیات‌ها و رزمایش‌های روسی و جایگاه خزر در این سیاست راهبردی می‌باشد.


روسیه یکی از قدرت‌های نظامی جهان است که براساس ملاحظات بین‌المللی و منطقه‌ای تمرکز بیشتری بر این ظرفیت خود دارد، اما رشد کمی و کیفی متداول نظامی این کشور به‌دلیل احساس تهدید از برنامه‌های توسعه‌طلبانه ناتو به شرق، صورت نامتعارف گرفته و افزایش چشمگیری یافته است. به‌طوری‌که به موازات برنامه‌ها و مانورهای نظامی ناتو در شرق اروپا، روسیه نیز سلسله مانورهای پیچیده و پیوسته در مناطق اروپایی خاک و آب خود را طراحی کرده است. رزمایش قفقاز ٢٠١٦، پس از چهار مانور آماده‌باش جنگی تک‌کشوری روسیه در ماه اوت برگزار شد. آنچه از شواهد امر و اخبار جانبی پیداست مناطق حوزه تحت پوشش رزمایش شامل دریای خزر، قفقاز و استان کراسنادار واقع در ساحل دریای سیاه و حتی سواحل شبه‌جزیره کریمه بود. براساس گزارش منابع نظامی روسیه در تمام مانورهای هفت‌روزه که ناوگان‌های دریایی روسیه در خزر و دریای سیاه و دریای شمال روسیه نیز در آن مشارکت داشتند، نیروهای مستقر در حوزه فدرال جنوب و مناطق مرکزی، هوافضا و هوابرد با انواع بالگردها، هواپیماهای رزمی و پشتیبانی، جنگ‌افزارها و تجهیزات زرهی دریایی شرکت داشتند.


گفتنی است همزمان با درنظر گرفتن این روند، باید درنظر داشت در دکترین‌های نظامی و دریایی روسیه به‌دلیل همجواری جغرافیایی تأکید ویژه‌ای بر دریای خزر وجود دارد و روسیه این دریا را قبل از سیاست دریایی خود در آب‌های دور، حیاط‌خلوت خود می‌داند. سه موضوع اساسی برای روسیه در دریای خزر مهم است: ١. اثبات نقش تعیین‌کننده خود در خزر؛ ٢. عدم حضور نظامی، سیاسی، اقتصادی غرب به‌واسطه توافق با سایر همسایگان خزر؛ ٣. تعیین رژیم حقوقی دریا مطابق با منافع سیاسی، اقتصادی و نظامی روسیه. درهمین‌راستا، روسیه برای تضمین و ارتقای موقعیت خود در دریای خزر، جدیدترین تولیدات نظامی ـ دریایی خود را در دریای خزر مستقر و مورد آزمایش قرار می‌دهد که این مسئله با توجه به اجرای مانورهای نظامی منظم و پیوسته در این دریا، کاربرد بیشتری یافته است. چنانچه روسیه همزمان با مانور قفقاز ٢٠١٦ اعلام کرد توانسته است شلیک موشک‌های پیشرفته بالدار خود را در دریای خزر با موفقیت انجام دهد. به‌عبارت‌دیگر، باید توجه داشت سیاست اعلامی و اعمالی روسیه در دریای خزر درحال تطبیق یافتن است.


اما وجه مهم‌تر دیگر سیاست راهبردی روسیه در دریای خزر این است که روسیه با توافق‌های دوجانبه با سایر همسایگان خزر توانسته قدرت مانور ناوگان دریایی خود را افزایش دهد و در مانورهای جدید، کشتی‌های جنگی روسیه در دریای خزر می‌توانند تمام طول دریا را طی کنند. یعنی روسیه ضمن تلاش برای بهره‌بندی از ظرفیت‌های ژئوپلیتیکی همسایگان خود، تلاش می‌کند قدرت هماهنگی ابعاد مختلف نظامی خود یعنی زمینی، هوایی و دریایی را به‌شکل یکجانبه در برابر هر نوع تهدید خارجی ازجمله ناتو افزایش دهد. شاید بتوان گفت درنتیجه همین عملکرد روسیه، اینک درباره حضور قدرت‌های غربی در دریای خزر احساس خطر کمتری وجود دارد. بااین‌حال، دراین‌بین موضوع مهم برای ایران این است که ناکام ماندن رژیم حقوقی دریای خزر، موجب افزایش منطق قدرت میان کشورهای حاشیه خزر شده است. ازاین‌رو، تبدیل روسیه به هژمون در این دریا، می‌تواند موجب تضعیف موقعیت ایران در دریای خزر باشد. درحال‌حاضر، رژیم حقوقی موجود دریای خزر، متکی به قراردادهای دوجانبه بین روسیه با سایر کشورهای عضو است. درمورد ایران هم متکی به قراردادهای ایران و روسیه است و تازمانی‌که دول حاشیه دریای خزر نظام جدید را تصویب نکنند همین رژیم حقوقی معتبر است.


به‌عبارت‌دیگر، امتیازهایی که در دریای خزر به روسیه اعطا می‌شود، باید منطبق بر این نگاه بلندمدت باشد. همان‌طور که ذکر شد روسیه برای پیشبرد سیاست دریایی خود در خزر در مذاکرات دوجانبه و چندجانبه تلاش می‌کند وسعت جغرافیایی حضور ناوگان خود را افزایش دهد. دراین‌راستا نیز پیرو یک اقدام مشابه در سال گذشته، ظاهراَ قرار است دو ناو موشک‌انداز روسیه در خزر براساس برنامه‌ریزی‌های انجام‌شده اوایل اکتبر در گردش‌های دریایی و همکاری‌های منطقه‌ای در بنادر جمهوری اسلامی ایران و قزاقستان لنگر اندازند. به‌نظر می‌رسد ایران و روسیه در چهارچوب روابط دفاعی و همکاری‌های خزری درباره این اقدام به توافق رسیده‌اند. روسیه مهرماه سال گذشته نیز از آب‌های ایران در دریای خزر با استقرار چهار ناو جنگی، ۲۶ موشک کروز به سوریه شلیک کرده بود. البته توافق برای برگزاری چنین مانورهایی را می‌توان یک گام به جلو در روابط تهران و مسکو ارزیابی کرد، اما این هدف باید مدنظر تصمیم‌سازان نظامی قرار گیرد که چنین مانورهایی باید به‌صورت مشترک و با هدف افزایش قدرت نظامی هماهنگ دو کشور و نه یک‌جانبه انجام شود.