چاپ
قدرت گرفتن تندروها در تیم دفاعی ـ امنیتی دولت ترامپ
 
رامین ندیمی
 
سه‌شنبه 23 آذر 1395
 
 
 

با فرونشستن شوک اولیه ناشی از پیروزی دور از انتظار دونالد ترامپ در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا، اکنون انتصابات در تیم امنیت ملی وی و آرایش سخت و ضدایرانی آن است که می‌رود موجب بیم و بدبینی نسبت به رویکرد دولت آینده واشینگتن نسبت به جمهوری اسلامی شود. در این میان، سه انتخاب ترامپ برای سه پست مهم مشاور امنیت ملی کاخ سفید، وزارت دفاع، و ریاست سازمان اطلاعات مرکزی (سیا) نظر اغلب کارشناسان و تحلیلگران را به خود جلب کرده است. اکنون، این پرسش کلیدی ذهن همگان را به خود مشغول داشته که عملکرد این افراد پس از شروع رسمی کار دولت ترامپ به اندازه سخنان پیشین آنها تند و تحریک‌کننده خواهد بود؟ هرچند از نظر بسیاری از کارشناسان، ترامپ تاجر مسلک و «بیزینسمن» پس از ورود به دفتر بیضی کاخ سفید، شعارهای تند انتخاباتی را کنار گذاشته و به ناچار با واقعیات روی زمین روبه‌رو خواهد شد، اما چنانچه این تیم امنیتی ـ دفاعی جدید باشند که بر ترامپ و سیاست خارجی‌اش تأثیر بگذارند و به آن خط دهند، منطقه خلیج فارس و به‌ویژه ایران و موضوع توافق هسته‌ای بار دیگر به کانون توجه جناح «بازها» و محافل تندرو در واشینگتن تبدیل می‌شود. در سطور زیر با نگاهی اجمالی به سه فرد کلیدی در تیم امنیت ملی ـ دفاعی ترامپ، تازه‌ترین احتمالات پیرامون اقدامات آتی آنها درقبال ایران و منطقه مورد بررسی قرار می‌گیرد.

مایکل فلین(1)
آخرین منصب فلین تا پیش از بازنشستگی اجباری به دستور اوباما در سال 2014، ریاست فرماندهی مشترک عملیات ویژه و رئیس سازمان اطلاعات دفاعی (دیا) در پنتاگون(2) بود. او در جبهه‌های عراق و افغانستان نیز به‌عنوان مسئول جمع‌آوری و به‌کارگیری اطلاعات در سطوح بالای عملیات ویژه خدمت کرده بود. گفته می‌شود وی نزدیک‌ترین مشاور ترامپ در امور امنیتی بوده و در مقام جدیدش نیز دارای بیشترین قدرت تأثیرگذاری دراین‌زمینه خواهد بود. فلین درحالی‌که دارای تندترین دیدگاه‌ها و احساسات نسبت به دین اسلام و ایران بوده، دارای نگاهی مثبت به نزدیک شدن به روسیه و همکاری بیشتر با مسکو در زمینه‌هایی مانند مبارزه با «تروریسم جهادی» است. هیچ تردیدی وجود ندارد که فلین آنچه «اسلام بنیادگرا» می‌نامد را مهم‌ترین تهدید موجود در برابر آمریکا قلمداد می‌کند. وی که به‌نظر می‌رسد در کشمکش‌های حرفه‌ای خود چهره‌ای ایدئولوژیک داشته است، دولت اوباما را به ضعف و کاهلی در برابر «اسلام تندرو» و ایران متهم کرده بود. از دیدگاه فلین، اسلام یک ایدئولوژی سیاسی محسوب می‌شود نه یک دین. او «اسلام بنیادگرا» را یک «بیماری» و «سرطان» خوانده است. در باب مواضع ضدایرانی فلین همین بس که پس از حمله سپتامبر 2012 به کنسولگری آمریکا در بنغازی لیبی که منجربه مرگ سفیر واشینگتن در این کشور شد، وی در مقام ریاست‌ دیا درصدد جمع‌آوری اسناد و شواهدی برآمد که بتواند ایران را با این حمله مرتبط سازد. به عقیده بسیاری از کارشناسان امور دفاعی و منطقه‌ای، یکی از دلایل بدبینی شدید فلین به اهداف و نیات تهران، ادعای دسترسی او به اطلاعات درباره آنچه «فعالیت‌های مخفی ایران در عراق و افغانستان برای خرابکاری و کارشکنی در اجرای برنامه‌های واشینگتن» می‌نامید، بوده است. براساس شواهد موجود، فلین بر استفاده از اطلاعات حاصل از منابع باز و غیرسری و نیز بهره‌گیری از فناوری‌های جدید رایانه‌ای در زمینه مدرنیزه کردن جمع‌آوری و تحلیل اطلاعات تأکید دارد. به گفته بسیاری، یکی از اشتباهات فلین تلاش مصرانه وی برای ایجاد تغییرات زیاد و سریع در عرصه فناوری در دیا بوده است.

فلین در سال جاری میلادی (2016)، نظریات خود پیرامون مبارزه با آنچه «تروریسم جهادی و اسلام رادیکال» می‌خواند را در کتابش به نام «میدان نبرد: چگونه می‌توانیم در جنگ جهانی برضد اسلام رادیکال و ائتلاف آن پیروز شویم»(3) منتشر کرده است. او این کتاب را با همکاری مایکل لدین(4)، یکی از کارشناسان ارشد مؤسسه «آمریکن اینترپرایز»(5) که به داشتن دیدگاهای ضد جمهوری اسلامی مشهود است، نگاشته است.

جیمز ماتیس(6)

ژنرال ماتیس نیز در آخرین مقام نظامی خود به‌عنوان یازدهمین فرمانده «فرماندهی مرکزی نیروهای مسلح آمریکا» طی سال‌های 2010 تا 2013 خدمت کرده و پیش از ‌آن هم از جنگ اول خلیج فارس، تا جنگ‌های افغانستان و عراق به‌عنوان فرمانده سپاه تفنگداران دریایی در جبهه خدمت کرده بود. از ماتیس به‌عنوان یک نظامی بالفطره و صریح‌الهجه یاد می‌شود. او نیز معتقد است که ایران در جایگاهی بالاتر از القاعده و داعش، تهدیدکننده اصلی ثبات در خاورمیانه است. ماتیس حتی اعتقاد دارد که داعش چیزی بیش از یک بهانه برای این نیست که ایران به رفتار موردنظر خود در منطقه ادامه دهد. از دیدگاه وی، ایران دشمن داعش نیست، بلکه تهران از ناآرامی که داعش در منطقه می‌آفریند به سود خود بهره‌برداری می‌کند. ماتیس نیز از مخالفان سرسخت توافق هسته‌ای به‌شمار رفته، و همین مخالفتش منجربه کوتاه شدن دوران خدمت وی در آخرین مقام نظامی‌اش در سال 2013 و به دستور اوباما گردید. نزدیکان ماتیس انتظار دارند که با آغاز دوران تصدی وی در پنتاگون، شمار بیشتری از نیروهای آمریکایی در عراق و افغانستان مستقر شوند، بر تعداد گشت‌زنی‌های دریایی در خلیج فارس و نیز بر تعداد هواپیماهای جنگنده آمریکایی مستقر در خاورمیانه افزوده شود. همچنین انتظار می‌رود که ماتیس همکاری نزدیک‌تری با متحدان آمریکا در منطقه به‌منظور تقویت پیوندها با سازمان‌های اطلاعاتی این کشورها، گسترش تمرینات و رزمایش‌های دریایی در منطقه، افزایش تلاش‌های بین‌المللی برای متوقف کردن آنچه «اقدامات منطقه‌ای ایران» ازجمله ادعای ایجاد تهدید برای خطوط کشتیرانی و انتقال دریایی نفت در خلیج فارس، ارسال تسلیحات برای حوثی‌های یمن و شبه‌نظامیان شیعه در منطقه، خوانده می‌شود در پیش گیرد.

ماه آوریل گذشته، ماتیس در نشست‌های CSIS گفته بود که نظام سیاسی ایران و فعالیت‌های سپاه پاسداران در نظر وی مهم‌ترین تهدید دائمی برای صلح و ثبات در خاورمیانه است و ایران یک دولت ـ ملت نیست، بلکه یک آرمان انقلابی است که خود را وقف مبارزه و زدوخورد کرده است. باوجوداین، مقام‌هایی که با ژنرال ماتیس آشنا هستند اشاره می‌کنند که قصد او تحکیم موقعیت آمریکا در ماوراء بحار به‌عنوان وسیله‌ای برای جلوگیری از لزوم آغاز جنگ علیه دشمنانی بالقوه مانند ایران است، نه شروع کردن جنگ. ماتیس به‌عنوان یک نظامی باسابقه به‌خوبی می‌داند که جنگ باید آخرین گزینه باشد نه اولین. او در ضمن باید آگاه باشد که تهدید به استفاده از قدرت نظامی هنگامی بهترین نتیجه را دارد که با تلاش‌های دیپلماتیک همراه باشد.

درهمین‌حال، گروهی از کارشناسان در آمریکا نیز درباره مناسب بودن ماتیس برای رهبری و هدایت وزارت دفاع ابراز تردید کرده‌اند و عقیده دارند که او یک سرباز است و نه یک سیاستمدار یا بروکرات اهل زدوبندهای سیاسی. به گفته آنها، تصور اینکه ماتیس بتواند در موقعیت یک وزیر، با صبر و شکیبایی پنتاگون که یکی از بزرگ‌ترین دستگاه‌های دیوان‌سالاری در دنیاست را اداره کند، دور از ذهن می‌باشد.

مایکل بومپئو (7)
این نماینده جمهوری‌خواه از سال 2011 به عضویت نمایندگان آمریکا به نمایندگی مردم کانزاس درآمده و عضو کمیته اطلاعاتی این مجلس محسوب می‌گردد که ازسوی ترامپ برای ریاست سازمان سیا انتخاب شده است. این دانش‌آموخته رشته حقوق از دانشگاه هاروارد نیز از مخالفان پرسروصدای توافق هسته‌ای با ایران محسوب می‌شود. وی سابقاً در سخنانش هزینه‌های یک جنگ پیشگیرانه ناشی از بمباران تأسیسات هسته‌ای ایران را کم‌اهمیت جلوه داده بود و با تأکید بر افشای جنبه‌های محرمانه توافق هسته‌ای تلاش می‌کرد تا در روند دیپلماسی دولت اوباما با ایران مانع ایجاد کند. پومپئو معتقد است که برجام موجب تقویت ایران در آرمانش برای نابودی آمریکا می‌شود. به عقیده بسیاری از ناظران، رئیس آینده سیا، هوادار لغو برجام، بمباران ایران و تغییر نظام در این کشور به طرز مشابه عراق بوده است. هنگامی‌که اوایل سال جاری میلادی شماری از ملوانان نیروی دریایی آمریکا پس از ورود غیرقانونی قایق حامل آنها به آب‌های ایران در خلیج فارس توسط نیروی دریایی سپاه بازداشت شدند، پومپئو با ارائه لایحه‌ای به کنگره از دولت اوباما خواست تا درمورد نقض احتمالی کنوانسیون ژنو توسط ایران تحقیق شود. پومپئو دارای نظرات و رویکرد سختی نسبت به روسیه است و احتمالاً در زمینه تلاش ترامپ برای ایجاد پیوندهای نزدیک‌تر با مسکو، به‌ویژه درمورد جنگ با داعش در سوریه با وی اختلاف‌نظر خواهد داشت. وی در سال 1996 شرکت هوافضایی «تایر» (8) را تأسیس کرد و به‌عنوان مدیر آن به مدت یک دهه به تولید قطعات هواپیماهای بازرگانی و نظامی مشغول بود. پومپئو یکی از مدافعان استفاده از «القای حس خفگی با آب» در بازجویی از افراد مظنون به ارتکاب اعمال تروریستی است. وی همواره از رویه دولت اوباما در زمینه مقابله با تهدید تروریسم انتقاد کرده است.

نتیجه‌گیری
در پایان می‌توان گفت، چنانچه ترامپ در دوران ریاست‌جمهوری‌اش تحت تأثیر و نفوذ زیاد تیم دفاعی ـ امنیتی خود با ترکیب فوق باشد، و همچنین، وزیر امور خارجه وی نیز با این گروه همفکر باشد، یا نتواند در برابر تأثیر فعالیت‌های این گروه بر سیاست خارجی واشینگتن ایستادگی نماید، ما شاهد موضع‌گیری به مراتب سخت‌تری نسبت به جمهوری اسلامی ازسوی دولت آینده آمریکا خواهیم بود. هرچند، برای پیش‌بینی وضعیت برجام در دوران دولت ترامپ هنوز کمی زود است، اما به‌طور مسلم، تیم دفاعی ـ امنیتی ترامپ موضعی به مراتب مقابله‌جویانه‌تر از آنچه اوباما درقبال فعالیت‌های منطقه‌ای و برنامه موشکی ایران داشت را در پیش می‌گیرد. اگرچه ترامپ در‌ آخرین مورد از سخنان ضدونقیض خود تأکید کرده که آمریکا دیگر پول خود را صرف جنگ برای برانداختن نظام‌های سیاسی کشورهای دیگر نخواهد کرد، اما دولت وی در مقابله سریع و بسنده در موقعیت‌های خطیر و تحریک‌آمیز با توسل به نیروی نظامی در مناطقی مانند خلیج فارس تردید نخواهد کرد. این احتمال وجود دارد که تیم دفاعی ـ امنیتی دولت‌ آینده آمریکا بیش از دولت اوباما و جورج دبلیو بوش، از عملیات و روش‌های سری و ابتکاری مانند استفاده از نیروهای ویژه، پهپاد و بدافزارهای کامپیوتری برای جمع‌آوری اطلاعات، حمله یا خرابکاری در تأسیسات نظامی و غیره، برای ایجاد مزاحمت و یا وارد آوردن ضرباتی کاری علیه دشمنان خود استفاده کند. ازاین‌رو، می‌توان همزمان با زیرنظر داشتن این تحرکات، مراقب تحرکات نیروهای خودی نیز بود تا بهانه هرچه کمتری دراختیار گروه بازها که می‌رود بار دیگر در واشینگتن قدرت یابد، قرار بگیرد. 
 
پی‌نوشت‌ها
 
1. Lt. General Michael T. Flynn
2. Defense Intelligence Agency
3. The Field of Flight: How We can win the Global war Against Radical Islam and Its Allies
4. Michael Ledeen
5. American Enterprise Institute
6. Marine Gen. James Mattis
7. Michael Pompeo
8. Thayer